فرهنگی
چوپان‌بچه شاعر؛ نورالعین، سرایش‌گر روستا
07 شهريور 1389,ساعت 23:41:37

مجیب مهرداد

صبح است و کنج پنجره‌ام کشمش و پنیر

بانو ز در درآمده با یک پیاله شیر

به گفته مایاکوفسکی، شعر سفر است به سرزمینی سراسر ناشناخته. به راستی این سرزمین ناشناخته مایاکوفسکی برای شاعر و مخاطب و در کل فعالیت ادبی چه اهمیتی دارد. به قول معروف، وظیفه هنر آشنایی‌زدایی است. یعنی هر پدیده هنری تازه آفریده، اگر تجربه‌ای بی‌سابقه نباشد، در مسیر حرکت هنری هیچ کار ارزشمندی صورت نگرفته است. صرف نظر از بحث‌ها درباره کارکرد قالب‌های قدیمی، کسانی در همین مدارهای بسته هم توانسته‌اند مانورهای تازه‌ای انجام دهند و ذهن غزل‌پسند ما پارسی‌زبانان را که از تکرار اسلوب غزل‌سرایی قدما آهسته آهسته به ستوه می‌آمد، سیراب سازند. در افغانستان غزل نو پس از سال هشتاد مروج گردید و بخش عظیمی از فعالیت‌های ادبی را تحت سیطره جبری گرفت. بدون هیچ شبهه‌ای این هوای تازه از ایران دمیده بود و برای ما پارسی‌زبانان افغانستان بی‌سابقه و شگفت انگیز بود؛ ولی این جریان که شیفتگی و تقلید وجه عمده آن بود، ظرفیت‌های محلی زبان ما را کم کم به باد فراموشی می‌سپرد تا این که نقد خلاق و روشنگر برخی از چهره‌های جوان این جریان را به سمت و سوی ارزش‌های بومی‌سوق داد، تا حدی که ‌امروز این غزل دیگر بومی شده است و عناصر بیگانه از پیکر آن در حال ناپدید شدن است.

ادامه مطلب...
 
شخصيت بی مانند فردوسی و جاودانه بودن شاهنامه
07 شهريور 1389,ساعت 14:27:01

 

فردوسی می گوید: مردمی که در راستای خوارشماری، عجم یعنی کندزبان نامیده می شدند، من با این رزمنامه ی ملی که به پارسی سره سرودم، شناسنامه ی ملی اش را نوشتم و به دست تاریخ سپردم...؛ و درست می گوید؛ بدون فردوسی امروز کجا بودیم و با چه زبانی سخن می-گفتیم ؟ روزی از حسنین هیکل پرسیدند شما مصریان با آن پیشینه ی درخشان فرهنگی چه شد که عرب زبان شدید؛ گفت ما عرب زبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم؛ ما هم اگر فردوسی را نمی داشتیم امروز همانند مردمان مصر و سوریه و اردن و فلسطین و عراق و حبشه و بسیاری از مردمان دیگر عرب زبان می شدیم؛ اینها هیچ کدامین شان عرب نبودند؛ زور شمشیر و نداشتن فردوسی ها آنان را عرب زبان کرد؛ اما ما عرب زبان نشدیم نه برای اینکه شمشیری در کار نبود؛ و نه برای اینکه به گناه فارسی گویی زبان را از دهان بیرون نمی-کشیدند که می کشیدند؛ تنها برای اینکه ما فردوسی را داشتیم و دیگران نداشتند. جهان كرده ام از سخن چون بهشت ازين بيش تخم سخن كس نكشت بناهاي آباد گردد خراب زباران و از تابش آفتاب بسي افكندم از نظم كاخي بلند كه از باد و باران نيابد گزند نميرم، ازين پس، كه من زنده ام كه تخم سخن را پراگنده ام ‏‏فردوسی در قرن چهارم هجری زاده شده و از اشاره های خود شاعر و نوشته های دیگران، ‎‎برمی آید که فردوسی همچون ديگرْ خاندان های دهقان در آن زمان، ‏چون «نظامي‌ عَروضي» دارای ثروت و مُكنت و آب و زمين كشاورزی بوده و می توانسته از راه درآمد زمين ‏های خود، در آسودگی و كامروايی‎‎ نسبی به سر برد.‏

ادامه مطلب...
 
شعر جوان تاجیکستان؛ پابست های کلاسیک و تقلا های نو جویانه
06 خرداد 1389,ساعت 11:52:18

مجیب مهرداد

شعر تاجیکستان همان گونه که بار ها یاد کردیم، برخلاف شعر فارسی در ایران و افغانستان به صورت مستقیم با شعر اروپا و جهان پیوند داشته است. تسلط زبان و فرهنگ روس برای نزدیک به یک قرن در آسیای میانه در کنار آسیب هایی چون به حاشیه رفتن زبان فارسی، محاسنی هم داشته است. شاعران تاجیک از طریق این زبان به دانش و فرهنگ روس وصل شدند و چیز های زیادی را از بستر این فرهنگ در فرهنگ خودی مدغم کردند. تاجیکان اگر در  کاربرد زبان مادری واژه ها و اصطلاحات روسی را به کار می برند و اگر رسم الخط نیاکان را از دست داده اند، در عوض به روش شناسی علمی و متودولوژي تحقیق و آثار علمی دست اول آشنایی  پیدا کردند. طوری که آثار علمی تاجیکستان به لحاظ استواری شیوه تحقیق در بسا موارد از روش تحقیق در ایران پیشی می گیرد. البته این بدان معنا نیست که ما این دست آورد کوچک را با از دست دادن آن همه ارزش های فرهنگی مقایسه کنیم.

حالا می پردازیم به شعر جوان تاجیکستان و تفاوت هایی که با نسل های پیش از خود دارد.

ادامه مطلب...
 
فارسی یا پارسی؟
29 ارديبهشت 1389,ساعت 11:03:41


چون «ت» در زبان فارسی کمیاب وبسیار گران‌بها است (و گاهی هم کوپنی می‌‌شود!)

تهران را می نویسیم طهران

استوره را می نویسیم اسطوره

توس را  طوس

تهماسپ را طهماسب

تنبور را می نویسیم طنبور(شاید نوایش خوشتر گردد!)

همسر و یا زن را می نویسیم ضعیفه، عیال، زوجه، منزل، مادر بچه‌ها،

فارسی یا پارسی؟

به قلم : یک پارسی زبان / برگرفته شده از وبلاگ " زبان شیرین پارسی "

در زبان عربی چهار حرف: پ گ ژ چ وجود ندارد. آن‌ها به جای این ۴ حرف، از واج‌های : ف - ک – ز - ج بهره می‌گیرند.

ادامه مطلب...
 
نوروز؛ جشن طبیعت، جشن مردم جهان
02 فروردين 1389,ساعت 02:38:50

مجیب مهرداد

کشور ما به عنوان خاستگاه نوروز، این جشن پرشکوه و ارزشمند نیاکان، و پرورشگاه مدنیت های درخشان همچنان به عنوان بخشی از حوزه فرهنگی بزرگ، در این میراث پرشکوه سهیم می باشد. فرهنگ ما در سده های اخیر به مرور و بر اثر ترجمه آثار گرانسنگ فارسی دری مورد توجه جهانیان قرار گرفت. بشریت متمدن پیش از این که شهنامه فردوسی را بشناسند تنها اثر حماسی بزرگ جهان، ایلیاد و اودیسه را می دانستند اما پس از این که رامایانا و مهاباراتا و شهنامه بزرگ فردوسی را با آن همه ارزش های فناناپذیر انسانی ای که  در این دواثر نهفته است شناختند، دانستند که در مشرق و به ویژه در این حوزه فرهنگی که ما هم جزو آنیم، انسان هنر آفرین آثار بزرگی آفریده است که ارزش جهانی دارند.
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 بعد > پايان >>

صفحه 1 - 9 از 32

سرود پارسی


فرتورهای بختانه

massoudafghana_org.jpg

ویژه نامه مولانا باعث


تاجیک ویژن


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

آثار سخنسرایان پارسی‌گو


شاهنامه فردوسی


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


انجمن یاران خراسانی


کتاب هاي رايگان پارسي


تاجیک ام تلویزیون