| بررسي شعر معاصر پارسي تاجيكي ازبكستان تا زمان استقلال |
| 14 بهمن 1388,ساعت 13:22:26 | |
|
دكتر حبيب صفرزاده
ادبيات معاصر فارسي تاجيكي ازبكستان را طبق سنت، ميتوان به سه بخش ذيل تقسيم بندي نمود: 1. دوره تحول و تطور شعر معاصر فارسي تاجيكي (از سال 1924 م تا 1950 م) 2. دورهي آغاز خودشناسي و بازسازي در نظم (سالهاي 1960 ـ 1980 م) 3. دورهي استقلال ازبكستان (از سال 1990 م ـ تا كنون) دوره تحول و تطور شعر معاصر فارسي تاجيكي (از سال 1924 م تا 1950 م) قرن بيستم در آسياي مركزي قرن بيداري و خودشناسي بود. با وجود آن كه ملتهاي اين منطقه تحت تصرف امپراتوري روس و حكومت شوروي درآمدند و بعضاً تحت تأثير فرهنگ غرب قرار گرفتند، تغييراتي در تفكر و حيات روزمرهي آن ها به وجود آمده بود. جامعه از زير يوغ خرافات آزاد گرديده و به علم و معرفت و سبك جديد زندگاني و آموزش رو آورد. جريان جديد كه پديدهي تازهیي در حيات اجتماعي و سياسي و فرهنگي مردم فرارود به شمار ميرود، با فوريت به ذهن روشنفكران و فرهنگيان و اصحاب معرفت رسوخ كرد.
اين جريان كه شامل اديبان و دانشمندان و روشنفكران بود، در توسعه و گسترش جامعهي مدني و فرهنگي اول قرن بيستم ميلادي نقش مؤثري داشت. سرآمدان جريان مذكور محمود خواجه بهبودي، سعيد رضا علي زاده، صدر الدين عيني، عبدالرئوف فطرت، عبدالواحد منظم و ديگران بودند كه در مدرسهها نظام آموزش كهنه را به هم ريختند و به راهاندازي آموزش سبك نو پرداختند.
پس از تأسيس جمهوري ازبكستان استاد صدر الدين عيني پدر ادبيات معاصر تاجيك، به نوشتن اولين اثر تحقيقي خود تحت عنوان «نمونهي ادبيات تاجيك» كه پيرامون ادبيات فارسي تاجيكي ميباشد، دست زد. در بارهي اين كتاب، محقق برجستهي ايراني استاد سعيد نفيسي گفته بود: «براي هر كسي كه در ادب پارسي كار ميكند لازم است كه يك نسخه از اين كتاب با خود داشته باشد و به هر ايراني نيز فرض است كه لااقل يك بار اين كتاب نفيس را كه عزيزترين رهآورد برادران تركستاني ماست، بخواند». (شرق سرخ، 28 شعبان، 1345)
در «نمونهي ادبيات تاجيك» شرح حال و روزگار 216 شاعر و اديب و 5 شاعر بانو و در مجموع 221 نفر اهل ادب با نمونههايي از آثار آن ها درج گرديده است. اين كتاب ديباچهي نقد ادبي تاجيك به شمار ميآيد و بيجهت نيست كه از سوي قافله سالار (صدر الدين عيني) ادبيات معاصر تاجيكي ماوراء النهر تهيه و تنظيم شده است. عيني توسط كتاب مزبور، براي ادبيات معاصر تاجيك انواع و قوالب مختلف ادبي را معرفي نموده است.
عيني بنيانگذار ادبيات معاصر تاجيكي، در طول عمر 76 سالهي خود (1878 ـ 1954 م) با خلق آثار متعدد منظوم و منثور، بهترين نمونهي ادبيات فارسي تاجيكي را به يادگار گذاشته است. بعد از تأثيرگذاري و رواج مكتب ادبي اين اديب نامور، شاعران و نويسندگان بسياري به ميدان ادب آمدهاند كه خدمات آن ها در رشد و پيشرفت ادبيات و فرهنگ فارسي تاجيكي بينظير است. بدون شك، قسمت عمده یي از اين اديبان، پروردهي آب و خاك سرزمين ازبكستان ميباشند.
عليرغم اينكه صدر ضياء يكي از استادان و دوستان عيني، ميگويد: «نثر عيني از نظمش خوشتر است»، عينيانديشه و احساسات خود را در قوالب گوناگون نظم به شكل زيبا ارایه نموده است. ميراث منظوم عيني تقريبا 10000 بيت را در بر ميگيرد و اين آثار منظوم در سال 1981 م در جلد هشتم كليات او درج شده است. طبق اطلاعات موجود، رباعيات عيني در مجموع 48 عدد ميباشد.
پس از عيني شاعراني نظير پيرو سليماني، حبيب يوسفي، محمدجان رحيميو عبدالسلام دهاتي وارد عرصهي ادبيات شدند و تقريباً همهي آن ها پيروان عيني و ابوالقاسم لاهوتي بودند.
عيني اولين شعر خود را در قالب غزل به نام «گل سرخ» در سال 1895 سروده بود، اما اولين مجموعهي اشعار او در سال 1923 به زبان ازبكي به عنوان «انقلاب اوچقوني» (شعلهي انقلاب) به چاپ رسيد. بعداز آن در همين سال مجموعه تاجيكي عيني به نام «اخگر انقلاب» از چاپ بدر آمد كه فكرهاي نوگرايانهي عيني را در بر ميگرفت و اين در دوران شوروي اولين مجموعهي شعر به زبان تاجيكي در فرارود به حساب ميآمد.
در ادبيات اين دوره كه سالهاي 1930 ـ 1950 م قرن گذشته را در برميگيرد، انواع و قوالب شعر با تقاضاي زمان دچار تحولات جدي شده بود. صدر الدين عيني با سرايش شعر «راه پيمايي حريّت» قالب شكني را با تأثير از ادبيات روس مخصوصاً شعرهاي شكسته سطري «ماياكاوسكي» به راهانداخت. چون اين شعر در سال 1918 م سروده شده است، اديبان و سخنوران اين اقليم ادعا دارند كه شعر نو در ادبيات معاصر تاجيكي نه از طريق نيما يوشيج، بلكه با قالب شكنيهاي عيني ظهور كرده است. خود محققين ايراني هم اين نكته را تأييد كردهاند كه قالب شكنيها پيش از نيما از سوي شاعران دگر صورت گرفته بود، ولي نيما آن را به قلهي اوج رسانيد.
ناگفته نماند كه بعضي از شاعران تاجيك هنوز شعر نو را در ادبيات قبول ندارند. از جمله كامل بيك زاده فيلسوف و شاعر تاجيك در كتاب «گريز از خيام» كه دربرگيرندهي شعرها وانديشههاي فلسفي وي ميباشد، تأكيد دارد كه شعر نو با فهم و سليقهي خوانندهي تاجيك مطابقت ندارد.
بيگ زاده قالب شكنيهاي نيما را زير تازيانهي تنقيد قرار ميدهد و مينويسد كه ما نبايد به وزن عربها پايبند باشيم، شعر فارسي تاجيكي داراي وزن و ساختار و ويژگيهاي خود ميباشد.
بايد يادآور شد كه لاهوتي همانند عيني در شكل گيري و پيشرفت شعر معاصر تاجيك نقش مهميدارد.
لاهوتي با تجربههاي فراوان ادبي، به تاجيكستان آمد و تجربهها و آموزههاي خود را در اين سرزمين كه وطن دوّم او محسوب ميشد، نيز به كار برد. از جمله، با نوآوري به سرودن شعر دست زد و چون عيني، به خلق وزنها و قوالب تازهي ادبي موفق شد.
لاهوتي فرهنگ ملل آسياي مركزي از جمله ازبكستان را جزو تمدن شرق تلقي ميكرد و نسبت به مردم اين سرزمين صميميت و محبت بياندازهاي را قايل بود. وي، در يكي از شعرهاي خود اين محبت و صميميت را به شرح ذيل اظهار نموده است:
ازبكستان، به دليرانِ تو دل باختهام
به هنرهاي فراوانِ تو دل باختهام
دل ببازد به تو هر كس نه دلش تاريك است
پيشرفت تو خصوصاً خوشي تاجيك است
چون برادر به تو از كودكي او نزديك است
من به تو، فكر جوانانِ تو دل باختهام
ازبكستان، به دليرانِ تو دل باختهام (1)
دكتر جمعه همراه يكي از محققان تاجيك بر اين باور است كه لاهوتي در سالهاي 1930 م تحت تأثير شعر ماياكاوسكي شاعر معروف روس، به جنگ عليه وزن عروض پرداخت. از شاعران تاجيك تنها پيرو سليماني در اين جنگ موفق شد. ( 2) چون كه او تسلط خوبي به شعر ضربدار روسي داشت و هنر سطر شكني ماياكاوسكي را خوب ياد گرفته بود و بنابراين، خوب ميدانست كه شعر را در چه موقع وچگونه ميشود پاره كرد. وي سعي ميكرد كه به آهنگ و مضمون شعر خللي وارد نشود. اولين نمونهي تصوير طبيعت در آثار پيرو سليماني و شعر «بهار تاجيكستان و نالهي چوپاني» به چشم ميخورد. (3)
پيرو شعر مذكور را كه با بيت زير آغاز ميشود، در سال 1928 م در بخارا سروده است:
دشت وسيع و باغ لطيف و هواي خوش
صحرا و چمن و كوه و لالهزار
پيرو بعد از عيني و لاهوتي، سومين شاعر قالب شكن و نوآور تاجيك در دوران شوروي به شمار ميرود. مثلاً در شعر «كاروان» با شكستن قالب عروضي و تكرار واژهها، منظر و نگاه تازهاي را در اختيار خواننده قرار ميدهد:
گوروم ...
گوروم ...
گوروم ...
اين كاروان آتش بار
به پيش ميدود و
پيش ميرود هموار
شَبَر ...
شبَر ...
شبرِ ...
موجهاي آب آمو
به گوش ميرسد
همچون نواي موسيقار (4)
پيرو توانست در عمر كوتاه ادبي خود سبك جديدي را به وجود آورد و در شكل گيري شعر نو تاجيكي سهيم شود. اگر عمرش وفا مينمود، شايد او از شاعران جريان ساز ادبيات نوين فارسي و تاجيكي به حساب ميآمد.
از سرودههاي او معلوم ميشود كه وي حمايتگر زبان مادري بوده و براي جاودانگي آن زحمتها كشيده است: بي زباني نشانهي مرگ است قلمم نيست بلكه، جان من است (5)
ا از ديگر شاعران اين دوره، حبيب يوسفي ميباشد كه در سرودن شعر غنايي مهارت تمام داشته و زندگي جامعه و زمان خود را به تصوير گرفته است. شعر او به سادگي و رواني، توجه علاقمندان كلام موزون را به خود جلب كرده است. و بر اين نكته، معاصران شاعر نيز بارها تأكيد نمودهاند.
حبيب يوسفي ستايندهي عشق زميني و انساني بود و زيبايي، كار و زحمت و فعاليت اجتماعي زنان تاجيك و ازبك را در اشعارش زمزمه ميكرد.
يوسفي به وطن محبت و علاقهي زياد داشته و از اين رو، به جنگ به طور اختياري بسيج شده است و خود همين، بيانگر محبت بياندازهي او نسبت به سرزمين پدري ميباشد. زبان و ويژگيهاي دگر اشعار يوسفي بارها مورد بررسي منتقدان قرار گرفته است.
مهمترين ويژهگي شعر حبيب يوسفي سادگي زبان است. (6)
بايدگفت قلم در دست يوسفي، همانند سلاحي است كه براي مبارزه عليه دشمنان، به كار گرفته شده است. ازاين لحاظ، حبيب يوسفي را ميتوان شاعر مبارز تاجيك خواند.
در يكي از شعرهاي او، عشق به وطن به شرح ذيل بيان ميگردد:
ز عشق وطن جوش دارد دلم
به حرف وطن گوش دارد دلم
شعرهايي كه يوسفي تقريباً در طول هشت سال سروده است، ناشي از محبت به مردم و وطنش ميباشد. تصوير وطن در اشعار يوسفي به شكلهاي گوناگون و نو ظاهر شده است.
شعرهاي «محبت به وطن» (1936 م)، «به وطن» (1937 م)، «مكتوب از شرق دور» (1938 م)، «به هر كجا كه روم دل ديار من گويد» (1938 م)، «در شأن حيات» (1939 م) از بهترين اشعار او در اين زمينه است.
حبيب يوسفي يكي از سرآمدان شعر نو فارسي تاجيكي بود و در شكل و قالب و وزن و قافيهي شعر، اصلاحاتي را وارد كرد و علاوه بر آن، وي در مصراعهاي گوناگون يك شعر، چند وزن نو را به كار برد. (7)
در اين دورهي ادبيات معاصر تاجيك داستانهاي منظوم به وجود آمدند كه در آن واقعيت زمان نو تصوير ميشد. اولين منظومههايي كه در اين سالها (سالهاي 1930 م) به چاپ رسيد، «تخت خونينِ» پيرو سليماني، «منظرههاي سگانه»ي عبدالسلام دهاتي و «سفر فرنگستانِ» ابوالقاسم لاهوتي بودند. (8)
اين منظومهها چه از لحاظ ساختار و چه از لحاظ موضوع و محتوي، در ادبيات عهد شوروي، نو بودند. خانم خ. آتا خان آوا منظومهي «تخت خونين» پيرو را نخستن داستان منظوم در ادبيات معاصر فارسي تاجيكي ميداند كه در ابتداي سال 1931 م سروده شده است. اين منظومه، داراي 113 بيت حاوي مقدمه و 8 فصل ميباشد.
در فصل سوم منظومه، آمده است:
تخت خون، پايه خون، زمين پر خون بارگاهش ز خون شده گلگون
شأن و شاهي و تاج افسر خون صف ميدان و فوج لشكر خون
دين خون، آيين خون، شريعت خون راهخون، رسمخون، طريقت خون (9)
منظومهي «منظرهي سه گانه» عبدالسلام دهاتي از سه قسمت جداگانه تركيب يافته است. اكادميسين م. شكور اف، ژانر اثر را نه داستان منظوم، بلكه منظومه ميخواند.
م. شكور اف ميگويد: «اثر از بخشهاي جداگانه عبارت است كه آنها را نه يگانگي خط سوژه، بلكه عموميت ايدهي اساسي متحد نموده است». (10)
ولي خ. آتاخان آوا بر اين نكته ايراد گرفته و ميگويد كه «منظرهي سهگانه» يك نوع داستان غنايي اجتماعي است، وزن اين داستان عبدالسلام دهاتي خفيف مخبون اسلم «فاعلاتن، مفاعلن، فعلن» است. (- - / - v – v / - - v - ) (11)
دگر از شاعران تواناي اين دوره محمد جان رحيميميباشد. او در غزل سرايي استعداد فوقالعادهيي داشت و بيشتر به پيروي از بيدل شعر ميگفت. ولي به علت اين كه اكثر شعرهايش در مدح حكومت شوروي بود، مورد اقبال مردم قرار نگرفت، يعني اشعار وي از لحاظ موضوع زود كُهنه گرديد.
ميجيلايتيس از شاعران معروف ليتواني مينويسد: «شعر براي آن كه زنده بماند، بيش از پيش پيچيده تر و فلسفهناك تر ميشود. (12)
همين خصوصيت در شعر سالهاي 1930 ـ 1940 م بيشتر به چشم ميخورد.
بايد گفت كه اين دوره در شعر معاصر دورهي سرنوشت سازي در روند جريانهاي ادبي فارسي تاجيكي ميباشد. اين دوره در طول 25 ـ 30 سال شكل گرفت و شاعران اين دوره پيشقدمترين شاعراني بودند كه جنبش و تحول جديدي در شعر معاصر فارسي تاجيكي وارد كردند و پيروان آنها اين مكتبهاي ادبي را براي خود بارگاه رشد و تكامل هنري دانسته و سعي نمودند هر چه بيشتر ابتكارات عيني و لاهوتي و پيرو سليماني و يوسفي را ادامه بدهند.
در واقع عيني در نظم و نثر ادبيات معاصر فارسي تاجيكي، با قالب شكنيهاي خود نوآوريهاي چشمگيري را ايجاد نمود. در مورد شعر او دكتر شاه زمان رحمان اف يكي از محققان تاجيك، پژوهشهايي انجام داده است. غير از اين، دكتر آتا خان سيف الله يف در كتابي با نام «مكتب عيني»، بحث تأثير و نقش آثار او در تربيت نسل آينده را مورد بررسي قرار داده است.
برخي از شاعران اين دوره، به اين دليل كه طبعشان با ايديِولوژي حكومت شوروي سازگار نبود، از وصف و ستايش حكومت شوروي و دستاوردهاي مربوط به آن لب فرو بسته بودند و فقط به سرودن اشعار عرفاني اكتفا كردند. اشعار اين گونه شاعران در مطبوعات دورهيي به چاپ نميرسيد و نام آنها نيز به زبانها رانده نميشد. عارف گلخني، عجزي و ابراهيم قاسم از جملهي اين گونه شاعران بودند.
دورهي آغاز خودشناسي و بازسازي در شعر (سالهاي 1960-1980م)
شعر سالهاي 1970-1980م يكي از مراحل دامنهدار و موثر ادبيات نوين ميباشد. در اين دوره شعر تغزلي مورد توجه خاصي قرار گرفته است. از نمايندگان آن جانيبيك قوناق، پيريمقل ستاري، سُليمان خواجهنظر، پيمان، عبدالله رحمان، عبدالله سبحان، سليم كينچه، حيات نعمت سمرقندي، اكبر پيروزي، همراهقل دوران و ديگران را ميتوان نام برد. در شعر شاعران اين دوره بيشتر موضوعاتي نظير تقويت وجدان ملي، خودشناسي، به تصويركشيدن مناظر طبيعي و تحكيم بخشيدن روابط في ما بين اقليتهاي ملي مورد توجه قرار ميگيرد. در اين دوره شعر و شاعري وسعت چشمگيري مييابد و شاعران با بهرهگيري از مضامين شعر شاعران تاجيكستان از جمله مشاهيري چون ميرزا تورسونزاده، بازار صابر، مؤمن قناعت و لايق شيرعلي، اشعار صاف و جذاب و داراي تصاوير زيبا و بديع را، خلق مينمايند.
رسول غمزت اف شاعر و نويسندهي معروف داغستاني، ميگويد: «شعر در افت و خيزهاي شاعران يك هدف بلند را ميپيمايد و آن عبارت است از دريافت روح انسان، و بلندتر و عميقتر از اين دريافت و پذيرش براي شاعر و شعرش چيزي وجود ندارد...»
تاجيكزبانان در گذشته اديبان بزرگي را در دامان خود پروردهاند و صاحب آثار مقبولي بودهاند، هم از اينروست كه معتقدند، ادبيات اصيل نهتنها در حال حاضر بلكه در آينده هم مؤثر است. (13)
گسترش بينش شاعران تاجيك نسبت به سالهاي 1960-1970م، فراختر ميگردد و از آن به بعد شاعران به زندگي نه با ديد عاميانه، بلكه با نگاهي شاعرانه مينگرند. زندگي و واقعيتهاي روزمره در شعر منعكس ميگردد. در بين مردم تاجيك شاعران و عموماً اهل قلم از جايگاه ويژهيي برخوردار ميشوند. در سمينارها و همايشها، مردم منتظر شعرخواني شاعران ميشدند و از آنها استقبال ميكردند، اين رخداد به نوعي احترام جامعه نسبت به كلام موزون و شعر را نشان ميدهد.
به گفتهي دكتر عصا زاده دانشمند نام آور تاجيك: «واقعاً زندگي چنان است كه در ادبيات فارسي شعر همچون گذشته برتريهايي داشته و نفوذ خود را هميشه حفظ كرده است. شمار شاعران و تعداد آفريدههاي آنها گواه بر اين نكته است. روزنامه و مجلهيي نيست كه در آن شعر چاپ نشود». (14)
از آنجا كه شعر از اركان اساسي محاورهي مردم ورارود به حساب آيد، زندگي و فعاليت مردم آن منطقه نيز با شعر و ادبيات پيوند بسيار نزديكي را پيدا كرده است.
بررسي شعر معاصر فارسي تاجيكي ازبكستان تا زمان استقلال/بخش سوم
اكادميسين م. شكوري ميگويد: «بنده بر اين باور هستم كه از دههي60 سدهي 20م تا امروز شعر تاجيكي فرارود (ورارود) شعر تحقيقي به حساب ميآيد و تحقيقي بودن و بديع بودن آن بيشتر تحليلي و گاهي تصويري است» (15) به عبارتي ميتوان گفت در اين دوره شعر و ادبيات تا حدي امكان انتشار بيشتري پيدا كرده و شعر علمينيز رواج يافته است.
يكي ديگر از شاعران برجسته و درخشان اين دوره جانيبيك قوناق ميباشد. او متولد سال 1941م بوده است و به سال 1990م با اين جهان بدرود گفته است. نخستين مجموعهي شعر او «قرض» نام داشته و در سال 1973م به چاپ رسيده است. پس از آن جانيبيك مجموعههاي اشعار خود را تحت عناوين «افتخار»، «عرض دل»، «رازها» و «زنگوله» از چاپ بدر آورد. اما مجموعهي آخر او كه پس از مرگش با پيشگفتار لايق شير علي به چاپ رسيده است، «سخاوت» (1998م) نام دارد. در اين پيشگفتار لايق شيرعلي ميگويد: «جانيبيك شاهپلي بود ميان تاجيكستان و ازبكستان، شاهپلي بود ميان تاجيكان و ازبكان...».
(16) اشعار جانيبيك از لحاظ مضمون و محتوي بسيار غني است. او در اشعارش به تبيين شاعرانهي موضوعات اجتماعي و عشقي پرداخته است. در ژانرهاي غزل و مخمس و رباعي طبع آزمايي نموده و شعر آزاد او نيز قابل توجه است و بسيار با احساس و عاطفه سروده است. جانيبيك شعري با رديف «هستيد، اي پدر» دارد كه از لحاظ مضمون و آهنگ از غزل «چه محبوبي، چه جاناني، پدرجانِ» لاهوتي دستِ كم ندارد. اين غزل آن قدر دلنشين و زيبا سروده شده است كه خوانندهي فارس و تاجيكزبان هرگز فراموش نخواهد كرد؛ زيرا چنين شعري در وصف پدر با اين درجه استحكام و ظرافت كمتر سروده شده است. در شعرهاي جانيبيك سَبك شعري ميرزا تورسونزاده نيز احساس ميگردد، اما به نظر ميرسد شاعر در آفريدن موضوعاتي اينچنين جذاب، مستقل عمل كرده است. شاعر هميشه برداشتهاي خود را از زندگي در قالب نظم به سبك تازه و نيكو بيان كرده است. سبك شعر جاني بيك، به سبك شاعران «بازگشت ادبي» خيلي شباهت دارد.
پيمان و عبدالله سبحان دو شاعر به منزلهي دو كفهي ترازو در شعر معاصر فارسي تاجيكي ازبكستان ميباشند. هر دو شاعر تراز سخن را در يكاندازه و معيار نگاه داشتهاند. ولي به نظر ميرسد، پيمان به غزل و عبدالله به شعر نيمايي بيشتر گرايش دارند. شعرهاي پيمان حاوي موضوعات خودشناسي و تاريخي است و به عنوان مثال ميتوان شعرهاي «احمد دانش»، «ديوار بخارا»، «زبان مادري»، «الغزاده» و ... را نام برد. اين شعرها در موضوعات تاريخي سروده شدهاند، وزني آزاد دارند. اشعار عشقي پيمان بدان جهت در روح و ضمير خواننده جاي ميگيرد كه از صميميت و احترام برخوردار است.
پيمان، با اينكه بعضاً در دوبيتيهايش به رونمايي اسرار دل و رازهاي پنهانش پرداخته است، اما بيشتر به غزل متمايل است. وي در بعضي از موارد در سرودن غزل موفق بوده است. امّا، غزل را به سبك شاعران كلاسيك سروده و نتوانسته است به آن روح تازه بدمد. بعضي از غزلهاي او، تقليدي به سبك و روش غزلهاي استاد لايق شيرعلي ميباشد. نكتهيي كه به شعر پيمان استحكام ميبخشد، حفظ صميميت زبان و زيبايي بيان وافادهي سليس مطلب است. پيمان شاعري خوشبين است، غزل را به شكل ساده و عاميانه، تقديم علاقمندان مينمايد. در سرودههايش پيچيدگي و تكلّف و به هم ريختگي جايي ندارد. شعر «سپاس» او از نوع چارپاره است كه ميگويد:
اي سپاس تو زبان مادري من
فارسي و تاجيكي من، دري من.
اين بيت برگردان شعر ميباشد. در پنچ بند شعر اين بيت تكرار ميشود و شعر را بسيار اثرگذار ميكند. شاعر در سرودههايش همواره ديگران را به درك هويت و نوعدوستي فراميخواند.
عبدالله سبحان شاعر باتجربهيي است، آخرين مجموعهي شعر او تحت عنوان «گرد انجُم» در سال 2007م به چاپ رسيد.چنانكه از مجموعههاي قبلي عبدالله سبحان، از جمله «افق پندار» او بر ميآيد، شعر او در ابتدا ساده و روان و دور از زيباييهاي هنري بود. بيشتر از بازار صابر و لايق شير علي و نادر نادرپور، تقليد ميكرد. ولي تازه به سرودن شعر نو روآورد، شعرهايي در قالب شعر سفيد سرود، اما در اين جاده موفقيت چشمگيري پيدا نكرد. در شعرهايي كه عبدالله سبحان در سالهاي اخير سروده است، تأثير شعر سهراب سپهري و حتا شاعران جوانتر فارسيگوي ازبكستان بيشتر احساس ميشود. (17) با وجود اين، در اشعار او بعضاً تعبيرات و تشبيهات تازهيي به چشم ميخورد.
عبدالله سبحان، بدون شك، شاعر خوبي است، ولي شعرهايي كه از او در كتاب «گلستان ادب» درج شده است، قانع كننده نيست، زيرا در آنها مسئله يا تا آخر حل نشده است يا در وزن سكتههايي راه يافته است. واژهها نيز جاي و مقام خود را پيدا نكردهاند. (18) از آنجا كه زبان شعر عبدالله سبحان در حد زبان فارسي نبوده و در چنبرهي زبان محلي تاجيكي ازبكستان منحصر مانده است، زياد مورد توجه محققان و همزبانان قرار نگرفته است. از نمايندگان اين دوره سليمان خواجهنظر را ميتوان نام برد كه اولين شعرهايش در سالهاي اول 1970م به بعد چاپ شده است.
سليمان در اولين اشعارش با مضامين غنايي سروكار داشت، به گونهيي كه هم غزل، هم چارپاره (رباعي) سروده است و در وزن آزاد نيز طبع آزمايي كرده است كه شعرِ «شب» از جمله شعرهاي آزاد او بوده و جنبهي تصويري دارد. اما به نظر ميرسد روحيهي او با قالب دوبيتي بيشتر نزديكي دارد. در اين ژانر به راحت قلم ميراند وانديشههايش را خوب و زيبا در شكل دوبيتي ارايه ميكند. دوبيتيهايش بيشتر جنبهي فلسفي دارند و معلوم ميشود كه شاعر ويژگيهاي دروني خود را در اينگونه اشعار بهتر جستجو كرده است و در افادهي مفاهيم عميق فلسفي نسبت به همفكرانش رتبهيي بالاتر يافته است.
در نوشتههاي او همواره دو واژه: زندگي و مرگ از پربسآمدترين كلمات هستند. گاهي شاعر به اين مفاهيم و واژگان نيز هم بسنده نكرده و از اين زو، زندگي در شعرش موج ميزند، قهرمانان اشعار غنايي او گاهي محزون مينمايند به گونهيي كه تنها مرگ ميتواند آنها را از اين حصار رنج و زحمت نجات دهد. سليمان، گاه از فاجعههاي زندگاني در تشويش است و بانگ اضطراب در ميدهد كه:
به ذوق ما جهان پيريزي كردند
ز فعل ما بلا انگيزي كردند
بـراي مسـند و امــوال دنـيا
بني آدم به هم خونريزي كردند
سليمان شاعري فلسفهمآب است. در شعرهايش افكار فلسفي خود را مطرح ميكند. به همين دليل به شكل و هنر توجهي ندارد، به اشعارش آب و رنگ فلسفي ميدهد. قسمت عمدهي اشعار او در دوران بازسازي، از لحاظ شكل و نوپردازي و نوآوري در كلام، به پيروي شاعران تاجيك خصوصاً بازار صابر و لايق شيرعلي سروده شده است.
چنانكه شعر «شب» او كه در وزن آزاد سروده شده از طرف بازار صابر خوب ارزيابي گرديده است. سليمان پيگير عقايد فلسفي خيام نيشابوري است، اگر لايق شير علي هنر شعري و طرز افاده و بينش شاعرانه در رباعيهايش را از خيام الهام گرفته باشد، كوشش سليمان بر اين بوده كه از رباعيهاي او بينش فيلسوفانه را بياموزد. حال تا چهاندازهيي در اين روند موفق شده است، اين نكته را محققان و منتقدان آيندهي روزگار مشخص خواهند كرد.
گفتيم كه سليمان خواجه نظر انديشه و احساسات خود را در قالب دو بيتي تقديم نموده است. وي با اينكه چند شعر نيمايي و چند شعر ديگر در قالب مثنوي نيز دارد، در قالب ديگر شعر موفق نشد، ولي دوبيتيهاي زيبايي سرود، از اول تا آخر، به اين قالب شعر غنايي و سنتي، وفادار ماند. دوبيتيهاي سليمان بسيار زيبا و دلنشين است. براي نمونه:
دمي باران شَكَرنم كرد و بگذشت
دلم از غصه پرغم كرد و بگذشت
بـدانســتم ز رفـتــا رفــتن او
كه گويا عمر من كم كرد و بگذشت
پيوند جسماني و روحاني انسان با طبيعت وحوادث طبيعي، در مضامين دوبيتيهاي سليمان موج ميزند. سليمان، دو بيتي را ساده و روان و صميمانه ميسرايد. فلسفه پسندي يكي از ويژگيهاي مهم دوبيتيهاي او محسوب ميشود.
ديگر از شاعران اين دوره عبدالله رحمان است كه شعرش از نظر وزن نقصي ندارد و شايد همين باعث شده است كه رحمان به راحتي در قوالب مختلف سنتي قلم براند. عبدالله رحمان با وجود اين كه به شعر آزاد نيز علاقه دارد، به شكل سنتي وفادار است، ترجيحاً در قالبهاي غزل و دوبيتي شعر ميگويد. اولين مجموعهي اشعار شاعر كه در سال 2005 تحت عنوان «قدح لاله» به چاپ رسيده بود، مجموعهي دوبيتيهايش را در بر ميگرفت و گلنظر كيدلي از شاعران معاصر تاجيكستان، پيشگفتاري بر اين مجموعه نوشته بود.
عبدالله رحمان شاعر آرمانگرا است. بيجهت نيست كه دكتر ابراهيم خدايار در كتاب «از سمرقند چو قند» او را «افسانهگوي آرمانهاي ملي» (19) مينامد. شاعر در سرايش شعر حساس و در حالت وجد است. عبدالله رحمان با درد شعر ميسرايد. و اين بيشتر در غزلهايش به چشم ميخورد. غزلهاي عبدالله رحمان، با اينكه به تعداد كمتر از غزلهاي پيمان است، به خواننده احساسات گوارا و زيبا ميبخشد، ولي با وجود اين نميتوان گفت كه او هم همانند استاد لايق غزل امروزي سروده است.
در اشعار عبدالله رحمان دو موضوع به طور عميق بررسي گرديده است: يكي عشق زميني و ديگري هويت ملي. افكار شاعر از انديشهي علامه اقبال سرچشمه ميگيرد و به همين خاطر به خودشناسي توجه خاصي را قايل است. در اين دوره، در محافل ادبي سمرقند چهرههايي همانند سليم كينجه، نارمراد كريم زاده، حيات نعمت سمرقندي، حسن الدين زلفان، اكبر پيروزي درخشيدند و در رشد شعر معاصر فارسي تاجيكي ازبكستان در زمان قبل از استقلال و تا حدي، پس از آن نيز، سهيم شدند.
از دههي هشتاد قرن گذشتهي ميلادي، مردم به تدريج از جهانبيني كمونيستي دست كشيده و به خودشناسي ملي روي آوردند. دورهي بازسازي در تشكل جهانبيني اديبان نقش مؤثري را ايفا نمود. از اين دهه به بعد، تلاش براي احياي آداب و سنن نياكان و فرهنگ ملي شروع شد و ملل آسياي مركزي، به ويژه مردم ازبكستان بازسازي سنن و فرهنگ گذشتگان را از وظايف مهم خويش به شمار آوردند.
در آن دوران روزنامهي «آواز تاجيك» بار مسووليت را بر دوش گرفت تا شاعران و نويسندگان فارسي گوي كشور سرودههاي خود را به چاپ برسانند و استعداد هنري خود را در معرض نمايش گذارند. در اين مورد، بايد به تلاش و زحمات يكي از شاعران معاصر فارسي گوي ازبكستان در زمان قبل از استقلال كشور، اشاره نمود.
جانيبيك با وجود اينكه عمر چنداني نديد، در تربيت شاعران جوان فارسيسرا سهم بزرگي داشت. او را ميتوان اولين شاعر فارسيگوي ازبكستان، در مرحلهي دوم تحوّل شعر معاصر فارسي اين كشور، نام برد. در زمان حكومت شوروي، عدهيي از شاعران اين منطقه در شعرهاي خود آرمانهاي مردم ازبكستان را در بارهي آزادي و استقلال ميهن، منعكس مينمودند، ولي اشعار آنها به چاپ نميرسيد. روشن احسان از ديگر شاعراني است كه در اين دوره به سر برده، و اشعارش در دههي اول استقلال به چاپ رسيده است.
اولين و آخرين مجموعهي شعر او تحت عنوان «اشك سنگ» به ابتكار شاگرد وفادارش شريف خليل منتشر شد و در دسترس علاقمندان قرار گرفت. در مقدمهي اين مجموعه اشاره شده است كه: «... روشن احسان ذوق بلند سخن گستري دارد و شعر را چراغ راه براي آيندگان ميداند، از اين خاطر، تلاش دارد اين چراغ را با روح خويش روشن سازد ... پس از زوال جسم، محبت است كه بين شاعر و آدمها رابطه ايجاد ميكند و اين رابطه از طريق نوشتههايش بوجود ميآيد.» (20)
سليم كينجه از شاعران معروف سمرقندي در زمان حكومت شوروي محسوب ميشد. شعرهايش در موضوعات مختلف سروده شدهاند و ساده و عادي و عامهفهم ميباشند.
همراه قل دوران از ديگر شاعراني است كه از سمرقند باستاني برخاسته است. او در سالهاي 1938 ـ 2006 م به سر برده و مجموعهي اشعارش در سال 1991 م با نام «پيوند مهر» به چاپ رسيده است. وي يكي از رباعي سرايان چيره دست سمرقند قرن بيست ميباشد. در رباعيهايش موضوعاتي از قبيل حيات جامعه، محيط اجتماعي و آداب و اخلاق انسانها نقش پررنگي دارد. از جمله در اين رباعي، همراه قل دوران مسالهي خشك شدن درياچهي آرال را به رشته تحرير كشيده است:
اي دوست، شنو تو داد و بيداد آرال
لرزيد جهان به آه و فرياد آرال
طوفان ملامت شكند نام و نسب
گر خُشك كنيم از آب بنياد آرال (21)
شادي كريم نيز متعلق به اين دوره بوده، با مجموعهيي تحت عنوان «طفل شعر» خود را معرفي نموده است. سرودههايش منعكسكنندهي حيات اجتماعي امروز ميباشد. در غزل از اشعار شاعران برجستهي فارسي سرا پيروي كرده، ولي از لحاظ ساختار و انتخاب موضوع، شعرهايش قابل توجه ميباشد. اشعارش كمتر دچار لغزش وزني شده است.
در اين مرحله، شاعراني چون جانيبيك قوناق، حيات نعمت، سليمان خواجه نظر، عبدالله سبحان، پيمان، سليم كينجه، اكبر پيروزي، عبدالله رحمان و شادي كريم، با پيروي از شاعران معروف تاجيك مثل مؤمن قناعت، لايق شيرعلي، بازار صابر، گلرخسار به سرايش موضوع خود آگاهي و خودشناسي ملي پرداختند.
در اين دوره شاعران زيادي بودند، ولي استعداد شاعري آنها ديرتر ظهور كرد و شايد به همين خاطر در شعر فارسي تاجيكي اين دهه تحولات جدييي رخ نداد. شاعران اين دوره اشعارشان را تنها پس از استقلال ازبكستان به چاپ رسانيدند. از سوي ديگر، نظام حكومت شوروي ديگر به درد مردم نميخورد و اين شرايط بيشتر در سالهاي بازسازي يعني سالهاي 1980-1985م جلوهگر شد.
پينوشتها:
1- همرايف ج.، ادبيات. كتاب آموزش براي كلاس نهم. تاشكند، انتشارات «ازبكستان»، 2006م، ص 80
2- جمعه همراه، نقد شعر. تاشكند، انتشارات «فن»، 2006 م
3- همانجا، ص 101
4- پيرو سلياني. مجموعهي شعرها، دوشنبه، 1941 م، ص 320
5- همانجا
6- همرايف ج، ادبيات، ص 159.
7- دانشنامهي زبان و ادبيات فارسي ازبكستان، گروه مؤلفان، تهران، الهدي، 1384، ص 138.
8 - آتا خان آوا خ.، تحول ژانر داستان در نظم معاصر تاجيك، دوشنبه، انتشارات «دانش»، 1983م، ص 17
9- همانجا، ص 21
10- همانجا، ص 24
11- همانجا، همان صفحه
12- همانجا، ص 108
13- اصغر حكيم. سنگ من الماس. مجموعهي شعرها. دوشنيه، انتشارات «اديب»،2006م، ص 3
14- عصازاده، خداينظر. ادبيات تاجيك در قرن بيستم ميلادي. دوشنبه، 1999م، ص 97
15- رودكي، سال 2004م، 5، ص 111
16- جانيبيك. سخاوت مجموعهي شعر. دوشنبه، 1998م، مقدمهي لايق شيرعلي
17. عبدالله سبحان. گرد انجم. مجموعهي شعرها. تاشكند، انتشارات «ازبكستان»، 2007م، ص. 35، 44، 52، 54، 55
18- گلستان ادب. گزينهي آثار ادبيان تاجيك ازبكستان. تهيه و تنظيم: دكتر ا. قمرزاده. تاشكند، انتشارات «شرق»، 2007م، ص. 579-570
19- خدايار، ابراهيم. از سمرقند جو قند. گزينهي شعر معاصر فارسي تاجيكي ازبكستان. تهران، 1384
20- روشن احسان. اشك سنگ. مجموعهي شعر. سمرقند: زرافشان، 2007م، ص 60
21- گلستان ادب، ص 313
|
| < بعد | قبل > |
|---|










