|
مهین صمدی تقويم اين روزها براى ملت تاجيكستان ياد آور حوادثى تاريخ ساز است . در چنين ايامى عفريت خشونت از پهنه اين جمهورى نوپاى آسياى مركزى رخت بر بست و نسيم صلح، حياتى دوباره به زندگى آنان بخشيد. همه تاجيك ها از چنين ايامى به بزرگى و احترام ياد مى كنند ، اما واژه صلح در دفتر زندگى تاجيك ها بانام قهرمان محبوب تاجيك ها آميخته است ، احمد شاه مسعود. مبارز شكست ناپذير دره پنجشير كه اسمش به عنوان نخستين قربانى تروريسم القاعده در جهان ثبت شده است .
با آنكه تاجيك ها در دفتربلند تاريخ خود اسطوره هاى زيادى را ثبت كرده اند اما گويى مجاهد شهيد افغانستان براى آنان قدر وقيمتى ديگر دارد. تاجيك ها از هر طايفه وگروهى از انتساب به چنين شخصيتى در هويت تاريخى خود احساس غرور مى كنند. مسعود با آن كه درافغانستان تولد يافته ودر مبارزه براى آزادى ميهن وخاك اين كشورجان باخته اما در تاجيكستان محبوبيتى افزون تر ازحتى افغانستان دارد. تاجيك ها براى اين عشق و ارادت خود به مسعود دليل بسيار روشنى دارند ، آنها مى گويند هيچ رهبر سياسى به اندازه مسعود براى اعتلاى تاجيك ها تلاش نكرد، او سمبل اقتدار يك تاجيك در ميان خيل دشمنان طايفه اى وقبيله اى اين مردم بود. امروز ذهن جوانان ودانشجويان دوشنبه پر ازخاطره هاى غرورانگيزى است كه مسعود در دوره جانفشانى براى قدرت گرفتن تاجيك ها به يادگار نهاده است آن هم درسرزمينى كه قوم پرشمار تاجيك سال ها زير سلطه اقوام پشتون به سركرده است. سرانجام تاجيك ها اين عشق و ارادت نهفته در سينه خود را درآئينى كه به تجليل از پايه گذاران صلح اين سرزمين اختصاص داشت به نمايش گذاشتند، در فهرست قهرمانان صلح تاجيكستان، نام مسعود در صدر قرار گرفت. تاجيك ها براى رسيدن به آرزوى صلح، راه طولانى ۱۰ ساله اى را طى كردند وشايد به همين سبب است كه هيچ چيز اين روزها مردمان تاجيك را به شعف وشوق نمى آورد كه در سرزمين هاى شوروى سابق كه هنوز خاك آن بوى جنگ مى دهد كشور فارسى زبان آن تاجيكستان، چون يك جزيره ثبات است. بناى صلحى كه ۱۰ سال پيش به همت دست هاى باتدبير دوستداران آب وخاك اين سرزمين برپا شد، هنوزاستوارو بى خلل مانده است. آن روز پيمان صلح براى تاجيكستان را از طرف دولت امام على رحمان و از طرف گروه هاى اپوزيسيون زنده ياد سيد عبدالله نورى امضا كردند. روزى كه اين پيمان صلح امضا شد بسيارى آن را به عنوان يكى از توافق هاى زود گذر سياستمداران منطقه جدى نگرفتند اما اين ميراث صلح يك دهه ادامه يافت تاحدى كه تاجيك ها اكنون از اين پيمان به عنوان الگوى حل تشنجات ياد كرده وحتى پيروى و پيگيرى آن را در حل ديگر منازعات منطقه اى توصيه مى كنند. ماجراى جنگ داخلى تاجيكستان كه اين كشور راتامرز فاجعه تجزيه داخلى پيش برد، حكايتى مشابه بحران هاى ديگر جماهير شوروى سابق دارد؛ يعنى حلقه اى از زنجيره ناآرامى هايى بود كه پس از فروپاشى شوروى سابق در سال ۱۹۹۱ كشورهاى مشترك المنافع رادربرگرفت وبه نوعى يك قطعه از پازل جنگ هاى زنجيره اى شد كه آن روز مناطقى مانند : قره باغ ، اوستياى شمالى قفقاز، چچن،انديجان ازبكستان وچندين نقطه ديگر رافراگرفت. اين بحران ها در واقع فوران تنش هاى پنهان در خاكستر امپراتورفروپاشيده بود، وقتى در زندان مليت هاى شوروى سابق گشوده شد و بهاراستقلال ملت هاى دربند كمونيسم رسيد، همه اختلاف ها وتضادهاى كهنه سر باز كرد؛ آنجا كه جنگ هاى مرزى و ارضى رخ داد درواقع عاملى به نام نامشخص بودن حدود و سرحدات كشورهاى مستقل و تقسيمات غير واقع بينانه جمهورى ها نقش داشت كه دانشمندان تاجيك از اين دوره به درستى به نام دوره «تبر تقسيم» ياد مى كنند و در جايى كه نايره جنگ هاى قومى و گروهى همانند تاجيكستان شعله ورشد، علت واسباب آن ، مناسبات ناعادلانه دولت هاى مركزى و گروه هاى محلى بود. به هرحال نصيب وقسمت تاجيك ها از بحران هاى اين روزگار ، يك نزاع سياسى بزرگ ميان احزاب ودولت مركزى بود با چند نزاع مختصر و محلى، كه با اين حال در بروز اين جنگ هاى تاجيكستان وتشديد آن، نيروهاى خارجى ودست برخى از كشورهاى همسايه هم دخالت داشت . اما مشكل تاجيك ها اين بود كه بحران داخلى آنها با بحران بزرگترى درجنوب اين كشور يعنى افغانستان گره خورده بود . رژيم طالبان پس از تسخير كابل تلاش ويژه اى را براى نفوذ سرزمين هاى مسلمان نشين شوروى بويژه ازبكستان و تاجيكستان آغاز كرد . طالبان والقاعده حتى ستاد و سازمان اين كار را هم فراهم ساختند و با تشكيل نيروهاى افراطى ازبك به فرماندهى جمعه نمايندگانى و يارگيرى از احزاب نوپايى مانند حزب التحرير ازبكستان تلاش كردند كه جاى پايى در مناطق كليدى آسياى مركزى مانند «طويلدره» تاجيكستان به دست آورند. براى رهبران القاعده وجود تاجيك هاى مهاجر يك فرصت طلايى بود. ياد آورى اين نكته لازم است كه افغانستان درهمان شرايط بحرانى خود پس از سقوط رژيم نجيب الله در سال ۱۹۹۱ ميزبان بيشتر از ۵۰ هزار نفر مهاجر و آوارگان مظلوم جنگ هاى تاجيكستان در شمال كشور بود. در اين مرحله است كه ۲ چهره سرشناس تاجيك هاى افغانستان، يعنى برهان الدين ربانى و فرمانده احمد شاه مسعود بر آن شدند تا طرح اتحاد داخلى تاجيك ها را در دو سوى مرز دنبال كنند و به اين صورت بود كه احمد شاه مسعود براى نخستين بار با همراهى ايران در نقش ميانجى تاجيك ها وارد صحنه بحران تاجيكستان شد و مسأله آشتى دولت تاجيكستان را با احزاب مخالف به رهبرى سيد عبدالله نورى مطرح كرد و به دنبال آن از امام على رحمان رئيس جمهورى تاجيكستان دعوت به عمل آمد تا در بهار سال ۱۹۹۲ از كابل ديدار نمايد. ديدار آن روز كابل، نخستين شالوده پيمان توافق دو رهبر مخالف تاجيك را ريخت تاجايى كه در ديدار دوم رهبران دو طرف درگير تاجيكستان در ماه ژوئن ۱۹۹۶، ولايت تخار پس از ۵سال جنگ و درگيرى خشونت بار عاقبت صلح به سرزمين تاجيك ها بازگشت. ودرست يك سال پس از اين ملاقات، پيمان صلح آشتى ملى در ۲۷ ژوئن سال ۱۹۹۷ به امضا رسيد. هر چند مراحل وتشريفات صلح بعد از اين در رهبران تاجيك در شهرهاى عشق آباد، تهران و مسكو ادامه يافت، اما نام احمد شاه مسعود از همان روز به عنوان يكى از پايه گذاران طرح آشتى تاجيك ها در خاطرها ماند. اقدام آن روز مسعود براى نخبگان تاجيك، پيام ها ومعانى بزرگى همراه داشت . افزون براين كه اين اتفاق در آن روزگار پرآشوب از مسعود، چهره يك منجى را در ذهن تاجيك ها ثبت كرد رفتار مسعود ثابت نمود كه مى شود ده ها هزار مهاجر وآواره تاجيك را به سرزمين شان بازگرداند ومانع از گسيختگى شيرازه جامعه تاجيك شد. همين اقدام رويه دوستى دوشنبه با افغانستان را پايه گذاشت كه حتى تادوره كرزاى نيز ادامه يافته است. تاجيك ها پس از اين دريافتند كه مردان كابل در برابر تاجيكستان نگاهى متفاوت از همسايه اى مثل پاكستان دارند. بعد از اين توافقات ،احمد شاه مسعود اجازه نداد تا نيروهاى افغانستان خاك ومرز كشور همسايه شمالى خود راميدان مشق فعاليت هاى جنگى خود قرار دهند يا محموله هاى جنگى هموطنانش از افغانستان وارد مرزهاى تاجيكستان شود. حتى آخرين فرمانده شورشى تاجيك ها به نام رضوان از كافرنهان كه با روند صلح موافق نبود به دستورمستقيم خود مسعود به كشور تاجيكستان بر گردانده شد و موكب صلح كه با قدم هاى لرزان وارد تاجيكستان شده بود ، در نتيجه اين سياست ها توانست به روند برگشت ناپذير و مطمئن مبدل گردد. البته نخبگان سياسى تاجيك نسبت به برخى بى مهرى دولتمردان دوشنبه نسبت به اصول مهمى از پيمان صلح سازش هنوزگلايه دارند وكسانى مانند اكبر تورجان زاده معتقدند كه زمامداران دوشنبه، اصلاحات قانون اساسى بويژه در عرصه دموكراسى وتأمين حقوق احزاب را كه، يك شرط صلح بود به كنارگذاشته است اما با همه اين كمبودها ، دستاورد اين صلح فراتر ازآن است كه تاجيك ها به خاطر خطاهاى حكومت ازآن چشم بپوشند . صلح امروز ، گرانبها ترين كالا در تاجيكستان وبالاترين مزيت سياسى اين سرزمين است . با آن كه اين كشور به لحاظ اقتصادى در قياس با جمهورى هاى نفت خيز آسياى مركزى جمهورى فقيرى است اما آنچه از صلح و آرامش نصيب اين كشورشده همه همسايگانش از آن محروم مانده اند. ازهمين روست تاجيك ها حيات سياسى خود را تا حد زيادى مرهون تدابير آن روز مسعود ودوستداران ملت تاجيك دراين سوى آسياى مركزى مى دانند. در سال روز امضاى اين پيمان آشتى تاجيك ها درآئين ويژه اى از پايه گذاران صلح تاجيكستان تجليل كردند در جريان يك همايش بين المللى كه به دهمين سالگرد صلح در تاجيكستان اختصاص داشت نام كشورايران ودو ديپلمات ايرانى - على اكبر ولايتى، وزير خارجه سابق ايران و على اشرف مجتهد شبسترى، سفير سابق ايران در تاجيكستان- نيز به عنوان كسانى كه كمك شايانى به فرايند صلح اين سرزمين كردند مطرح شد اما در ميان كسانى كه در بهار صلح دوشنبه مدال گرفتند و نامشان به عنوان معماران صلح اين سرزمين درخشيد ۲ تن بيشترين تحسين ها را برانگيختند دو چهره اى كه ازدوستداران ايران و ايرانى ها بودند : سيد عبدالله نورى، رهبر فقيد مخالفان و احمد شاه مسعود، فرمانده فقيد مجاهدین افغانستان . |