«وضعيت و دورنماي زبان فارسي و ايران‌شناسي در تاجيكستان» در گفتگوي دكتر صفر عبدا... با ايراس
22 فروردين 1391,ساعت 00:04:44

ايراس: تأكيد بر اينكه ايران و تاجيكستان هر دو اعضاء يك پيكرند بيراه نيست، چرا كه مروري كوتاه به تاريخ، فرهنگ، آداب و سنن مشترك بين مردمان دو كشور چيزي جز اين به دست نمي‌دهد. به‌رغم اين اشتراكات، متأسفانه به تبع تصميمات سياسي يكي از مهم‌ترين وجود مشترك ميان اين مردمان يعني زبان فارسي در تاجيكستان مهجور واقع شده و همين مسئله مانعي 

مهم بر سر توسعة تعاملات ميان دو كشور در حوزه‌هاي مختلف از جمله در حوزة فرهنگي بوده است. موسسه مطالعات ايران و اوراسيا (ايراس) براي مداقه بيشتر در خصوص چرايي اين موضوع و دورنماي زبان فارسي در تاجيكستان، گفتگويي را با آقاي دكتر صفر عبدا...، شرق‌شناس تاجيك و استاد دانشگاه روابط بين‌الملل و زبان‌هاي جهاني قزاقستان (آبيلاي خان) ترتيب داده كه مشروح آن در ادامه از نظر مي‌گذرد؛

 

 

آقاي دكتر، وضعيت زبان فارسي در تاجيكستان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

زبان فارسي در تاجيكستان زبان مردم اين كشور و تاجيكستان خاستگاه زبان فارسي است. متأسفانه چندان كه دل من مي‌خواهد وضع زبان فارسي در تاجيكستان خوب نيست. در ميان عوامل مختلف، مهم‌ترين مانعي كه براي گسترش زبان فارسي در تاجيكستان وجود دارد و مي‌توان آن را به ديوار چين تشبيه كرد، خط سيرليك است. اگر تاجيكستان مي‌خواهد جزء كشورهاي فارسي‌زبان باقي بماند و پيشرفت كند، اقدامي كه بايد بكند برداشتن اين ديوار بسيار سنگين (سنگين‌تر از ديوار چين)، يعني خط سيرليك است. به هر حال، خط فارسي بايد در تاجيكستان احياء شود. تا سال 1930 در تاجیکستان، همه با همین خط می نوشتند.

برخی از بزرگان فرهنگ تاجیکستان از جمله استاد صدر الدین عینی و استاد ساتم اولوغزاده که در زمان شوروی نیز فعالیت کردند، آثار خویش را به خط فارسی می نوشتند. تقریبا تا زمان دگرگون شدن خط فارسی زبانان آسیای مرکزی که بدبختانه با دستور استالین گجستک صورت گرفت، همه زبان خود را فارسی می‌گفتند و اصطلاح زبان تاجیکی نیز اصطلاحی جدید است و بیشتر با اندیشه های سیاسی جا افتاده است. اين مسئله‌اي است كه من بارها گفته و از سي سال قبل هم بر آن تأكيد دارم. من در اين موضوع يعني پيوند خط و زبان فارسي هم در تاجيكستان، هم ايران و هم در روسيه مقالاتي چاپ كرده‌ام.

یک مقاله من به زبان فارسی، اول در  مجله کیهان فرهنگی حدود بیست سال پیش  و بعدا در مجموعه ای  با نام «در دري» انتشار یافته بود و در آن مقاله من تلاش کردم پیوند ناگسستنی خط و زبان را نشان بدهم و با تاکید به احیای دوباره خط فارسی در تاجیکستان اشاره کردم. ببينيد هر زبان با يك خط پيوند دارد و اين پيوند ناگسستني است. بايد به اين نكته اشاره كنم كه ما فارسی زبانان بعد از تسخير ايران از سوي اعراب بیابانگرد مجبور شدیم خط عربي را نیز در برابر دین مبین اسلام بپذيریم، البته با يك مجموعه شرايط. مثلاً بعضی حرف ها و آواهايی که خاص زبان فارسي بود، در آن خط وارد شد.

با اين ملاحظه، 1400 سال است كه زبان فارسي جديد پر از واژه‌هاي عربي شده و در اين فرآيند، اين زبان با خط قديم زبان عربي هم تلفيق و هم‌نوا شده است. در تاجيكستان فاجعه اين بود كه يك بار خط فارسي را ربودند و به جاي آن خط لاتين را جايگزين كردند كه اين فرآيند ده سال طول كشيد. بعد از آن نيز به فرمان آقاي استالين دستور داده شد كه تمام كشورهاي آسياي مركزي از جمله تاجيكستان بايد خط سيرليك را بپذيرند و فاجعه اين است كه در ميان مردم فارسي زبان آن روز آسياي مركزي، هركس با اين فرمان مخالفت مي‌كرد، سركوب، منزوي و حتي كشته مي‌شد.

در اين ميان، كساني هم پيدا شدند كه «از برتري» خط سرليك سخن به ميان آوردند و در نهايت تاجيكان را وادار کردند که خط سيرليك را بپذيرند. هدف اصلی هدف سیاسی بود. می خواستند تفرقه بیندازند و حکومت کنند. چنانکه سال 1966 زبان تاجیکان افغانستان را تنها به خاطر آنکه از ایران بزرگ و تاجیکستان جدا کنند، دری نام گذاشتند. پیداست که ما تعبیر زبان دری داشتیم ولی نه به عنوان زبان جداگانه ای، بلکه مرادف زبان فارسی بود. این هم عملی سیاسی بود و خوشبختانه فرهنگیان افغانستان هنوز هم خود را فارسی زبان می گویند. زبان فارسی از چنان پشتوانه بزرگی برخوردار است که این گونه تلاشهای خصمانه کاری آنچنانی نکرد و چنانکه می بینید ما هنوز با یک زبان صحبت می کنیم و ان شاالله تا قیامت چنین خواهد بود و تا باد چنین بادا.

با وجود اينكه در طول هفتاد سال و در دورة پساشوروي اين خط در تاجيكستان رايج بوده، اما هنوز اين خط و اين پيراهن به آن تَني كه زبان فارسي است، خوش‌اندام نيست و به عبارتي يك وصلة بسيار ناجور است. اين مسئله نه تنها براي تاجيكان، بلكه براي همه فارسي‌زبانان بسيار فاجعه‌بار است. بايد توجه داشت كه اگر خط فارسي در تاجيكستان احياء شود، از يك سو تاجيكان فرارود با اين ميراث فرهنگي كه در طول بيش از هزار سال ثبت شده‌، كاملاً آشنايي پيدا مي‌كنند و از سوي ديگر با ساير برادران هم‌خون، هم‌‌ريشه و هم‌زبان خود در اين سوی مرزها ارتباط پیدا می کنند و آهسته آهسته زبان معيار در آنجا نیز رايج مي‌شود. اما بايد يك نكته ديگر را اضافه كنم كه زبان رايج در تاجيكستان بزرگ‌ترين گنجينة واژه‌هاي زيباي فارسي است كه  در آنجا حفظ شده و اما در ايران واژه‌هاي عربي و لاتين به نحو گسترده‌اي جاي آنها را گرفته است.

فاجعه اين است كه در جايي كه اصلاً نيازي نيست ما عربي صحبت مي‌كنيم، جايي كه مثلاً مي‌توانيم به راحتي بگوييم «رفت و‌ آمد» از اصطلاح عربي «اياب و ذهاب» استفاده مي‌كنيم. من دليل اين استفاده را نمي‌فهمم. آيا اين فضيلت است! من در مقابل هيچ زباني نيستم و زبان عربي را مي‌دانم، اما وقتي يك ايراني به جاي «رفت‌ و آمد»، «اياب و ذهاب» مي‌گويد، اعصاب من خرد مي‌شود! خلاصه اينكه خيلي از واژه‌هاي زيباي زبان فارسي را مي‌توان از تاجيكستان گرفت. من فكر مي‌كنم كه راه‌ ديگري به جز احياء خط فارسي در تاجيكستان نيست.

تلاش‌هايي 20 يا 30 سال پيش براي تحقق اين منظور در تاجيكستان صورت گرفته بود و روشنفكراني در كشور ما در اين مسير گام‌هاي مهمي برداشتند، اما از بدبختي و به سبب در گرفتن جنگ داخلي در تاجيكستان تعدادي از خردمندان تاجيك يا كشته شدند و يا تاجكيستان را ترك كردند. پس از اين تحول، حتي نام زبان فارسي كه در قانون زبان کشور در پرانتز آمده بود، نيز به دست فراموشي سپرده شد. بايد توجه داشت كه زباني كه به دستور آقاي استالين و به نام زبان تاجيكي در تاجيكستان رايج شد، بيش از هر چيز براي جداكردن تاجيكستان از ايران و ساير كشورهاي فارسي‌زبان بود.

نكته ديگر اينكه در طول تاريخ، واژه «تاجيك» را به معني غيرترك و غيرعرب به كار برده‌اند. به اين عبارت كه فارسي‌زبانانِ ايراني را در گذشته در قياس با عرب، «عجمي» و در قياس با ترك، «تاجيك» مي‌گفتند. مثلاً سعدي شيرازي به معشوق خود مي‌گويد؛

شايد که به پادشه بگويند  تُرك تو بريخت، خون تاجيك

و یا مولانا می فرماید:

یک حمله و یک حمله آمد شب و تاریکی               ترکی کن و چستی کن نه نرمی و تاجیکی

اینجا نرمی و تاجیکی به معنای روشنفکری و شکیبایی می باشد.

و مثلاً «يوسف بلاساغوني» كه يك شاعر ترك قرن 11 ميلادي است «فردوسي» را تاجيك مي‌داند. و یا محمود کاشغری در دیوان لغت ترک خود، واژه تاجیک را به معنی فارس آورده است. یعنی ما می دانیم که تاجیک همان ایرانی یعنی فارس یا فارسی زبان است که در قیاس عرب، عجمی و در قیاس ترک، تاجیک خوانده اند. مولانا جلال‌الدين بلخي نيز خود را در چند مقطع تاجيك مي‌خواند و از تاجيك بودن سخن به ميان مي‌آورد. لذا، تاجيك يعني ايراني، غيرعرب و غيرترك. من در آرزوي آن روزي هستم كه زبان فارسي و به ويژه خط فارسي به صورت كامل برقرار شود. در آن صورت است كه همه چيز درست خواهد شد.

همان طور كه گفتيد، تغييرات خط و زبان در تاجيكستان با تصميمات سياسي انجام شده است. آيا بروز تغيير جديد و پذيرش خط فارسي در تاجيكستان نياز به تصميم سياسي جديدي دارد؟

هر رئيس‌جمهوري در تاجيكستان اگر مي‌خواهد در تاريخ ماندگار بماند، بايد زبان فارسي و خط فارسي را در اين كشور برقرار كند. همان طور كه گفتم رواج دادن خط سيرليك در تاجيكستان كه همچون يك ديوار بسيار سنگين است براي پاره پاره كردن يك ملت واحد مورد توجه قرار گرفت. لذا احياء خط فارسي در تاجيكستان مسئلة بسيار مهمي است كه بايد در بارة آن فكر كرد. من نمي‌دانم كه دولت‌مردان فعلي تاجيكستان چه ديدگاهي در اين زمينه دارند. فقط مي‌دانم كه اغلب روشنفكران تاجيك با من هم‌عقيده هستند، اما در اين ميان، هستند كساني كه با ناداني در اين مسير مانع ايجاد مي‌كنند به ویژه آنهایی که سواد خواندن خط فارسی را ندارند و منصب و کرسی در اختیار دارند.

 

به طور كلي، ارتباطات فرهنگي ايران و تاجيكستان كه به تأكيد شما اعضاء يك پيكرند، را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ آيا تاريخ و مؤلفه‌هاي فرهنگي مشترك توانسته، مبناي براي توسعه روابط باشد؟

بايد توجه داشت كه ايران‌شناسي تنها فارسي‌شناسي نيست. ايران‌شناسي بايد تاریخ و فرهنگ و تمدن تمام تيره‌هاي ايراني، زبان‌هاي ايراني و فلات فرهنگي ايران را در بر بگيرد. در قفقاز مردمي وجود دارد به نام «اوست‌ها» و یا پشتو زبانهای افغانستان كه در عين اينكه از اقوام ايراني هستند، اما ما فارسي‌زبان‌ها زبان آنها را متوجه نمي‌شويم. با اين ملاحظه، ميراث مشتركي كه به زبان فارسي ثبت شده، ميراث كساني است كه زبان فارسي را مي‌خوانند، مي‌فهمند و از آن بهره مي‌برند.

بايد توجه داشت كه اساساً نمي‌توان جغرافياي تاريخي ايران را با جغرافياي امروزي آن قياس كرد و اين مهم كه ايران محدودة جغرافياي جمهوري اسلامي نيست. ايرانِ تاريخي از چين تا هند گسترش داشت. زماني هم بوده است که جهان به ایران و انیران (غیر ایران) تقسیم می شده است  مرز ایران از مصر تا چین و از هند تا قفقاز و دشتهای جنوبی روسیه را فرا می گرفته است ولی در دوران های مختلف، ایران و زبان فارسی، فراز و فرودهایی را پشت سر کرده‌اند. میراث مکتوبی که در هزار و اندي سال آخر به زبان فارسی ثبت شده است، نه تنها مایه افتخار ایران و ایرانی است، بلکه گنجینه تمدن جهانی را نمی توان بدون این گنج شایگان تصور کرد.

زبان فارسی و این میراث بزرگ، تنها منسوب به جمهوری اسلامی نیست، كساني كه در افغانستان امروزي و در فرارود زندگي مي‌كنند و زبانشان فارسي است، به همان اندازه ای که شهروندان جمهوری  اسلامی ایران حق دارند، آنها نيز در اين ميراث بزرگ سهيم هستند. منظورم اين است كه در گذشته يك كشور وجود داشت و به عنوان مثال، كمال الدين مسعود خجندي در خجند به دنيا آمد و در تبريز وفات يافت. شاید برایتان جالب باشد بگویم که خواندمیر و میرخواند و حتی صادق هدایت همه با کمال خجندی پیوند خونی دارند.

 

در تاجيكستان چه تلاش‌هاي مشخصي براي حفظ اين ميراث مشترك انجام شده است؟

تلاش‌هايي در اين راستا در جريان بوده و هست. مثلاً استاد محمدجان شکوری بخارایی و استاد اكبر تورسان، فیلسوف و ایران شناس بزرگ تاجیک كه هم‌اكنون رییس پژوهشگاه خاورشناسي و زبان و ادبيات آکادمی علوم تاجیکستان است، تلاش‌هايي را در دست اقدام دارد و مي‌توان اميدوار بود كه بتواند كارهايي در اين راستا انجام دهد. من به عنوان يك محقق مستقل اميدوارم كه روشنفكران تاجيك كه همين عقيده را دارند، براي تحقق اين مهم تلاش كنند.

 

آيا نهادهاي فرهنگي دو كشور از جمله رايزني فرهنگي ايران در تاجيكستان وظيفة بايستة خود را در ارتباط با توسعة روابط فرهنگ دو كشور انجام داده‌اند؟

به نظر من توان رایزنی فرهنگی و سفارت جمهوری اسلامی ایران می تواند بیش از این باشد که هست. ایران، تاجیکستان را باید به عنوان یک ایران کوچک دور افتاده نگهبان باشد. دقیقا مثل برادر بزرگ به برادر کوچک خود همیشه یار و یاور باشد. شاید برایتان جالب باشد بگویم که اقوام ترکی زبان که اغلب زبان یکدیگر را نمی فهمند، به مراتب بیشتر از ما به هم می رسند و از همدیگر دفاع می کنند. من اعتقاد دارم در رايزني فرهنگي در تاجيكستان شخصيت‌هاي فعال و كارشناس بايد حضور داشته باشند.

هرچند چنين افرادي در اين رايزني حضور داشته اند كه از اين جمله مي‌توان به علي موسوي گرمارودي (كه در تلويزيون نيز همواره صحبت مي‌كرد و كلاس‌هايي در حوزة فرهنگ برگزاري مي‌كرد)، قهرمان سليماني و آقاي علیرضا غزوه اشاره كرد كه همه فعال، مؤثر و دوست‌داشتني بودند. همان طور كه اشاره كردم به نظر من بايد خط فارسي احياء شود و در اين راستا ايران بايد با تمام وجود به آن مردمي (تاجيكان) كه آنها نيز ايراني هستند و از مرزهاي كنوني ايران دور مانده‌اند، كمك برساند. در اين زمينه همچنان كه اشاره كردم، بايد تمام موانع براي احياء خط فارسي برطرف شود. چرا كه اگر بخواهيم بهتر دقت كنيم، مهم‌ترين مشكل، مشكل خط و مهم‌ترين مسئله، مسئله خط فارسي است. اگر اين مشكل از بين رفت، در مدتی کوتاه، شکوه دوباره زبان و ادب فارسی را در ورارودان شاهد خواهیم شد.

ديدگاه شما در خصوص برخي وعده‌هاي صورت گرفته براي تقويت تعاملات فرهنگي ميان فارسي‌زبانان از جمله راه‌اندازي تلوزيون مشترك فارسي‌زبان بين ايران، افغانستان و تاجيكستان چيست؟

من بايد اعتراف كنم كه از شنيدن اين خبر بسيار شادمان بودم كه اين تلوزيون بالاخره فعال خواهد شد، اما متأسفانه بعد از سه سال بحث در اين خصوص، هنوز هيچ چيز عملياتي نشده است. در اين ميان، برخي دلايل سياسي وجود دارد كه من چون سياست‌مدار نيستم مايل نيستم به دلايل سياسي بپردازم. اما فكر مي‌كنم اگر اين مسئله جدي‌تر گرفته شود و يك تلوزيون فرهنگي برقرار شود، در آن صورت فرهنگ يگانه و مشترك ما تقويت خواهد شد و براي نزديك شدن يك قوم و يك ملت واحد كه در كشورهاي مختلف زندگي مي‌كنند، بسيار كمك بزرگي خواهد بود. در اين زمينه اراده سياسي لازم است و تحقق اين منظور آرزوي همه روشنفكران در آن سوي مرزهاي ايران است و اميدوارم در ايران نيز چنين باشد.

 

به نظر مي‌رسد شناخت صحيح و جامعي از تاجيكستان در ايران وجود ندارد و به ويژه ايرانيان با اديبان فارسي‌زبان تاجيك كه ميراث مشترك فارسي‌زبانان محسوب مي‌شوند، آشنايي ندارند. ديدگاه شما در اين خصوص چيست؟

اولاً شما اشتباه مي‌كنيد كه شناختي از ادبيات و اديبان تاجيك در ايران وجود ندارد. رودكي سمرقندي، فردوسي طوسي، كسايي مروزي، شهيد بلخي و رابعة بلخي آيا اينها اديبان تاجيك نيستند. ايرانياني كه شناخت دارند، اديبان معاصر تاجيك را نيز مي‌شناسند، مثلاً استاد لايق شيرعلي كه چهار كتاب ايشان در ايران چاپ شده است. استاد مؤمن قناعت و فرزانه خجندي نيز در ايران شناخته شده هستند. البته من وضعيت شناخت ادبيات تاجكيستان را در ايران خوب ارزيابي نمي‌كنم و در اين زمينه، بايد خيلي كار كنيم كه يكديگر را بشناسيم. به اعتقاد من براي اينكه يكديگر را خوب‌تر بشناسيم بايد كار را از ريشه درست كرد و آن احياء خط فارسي است.

 

چه پيشنهاداتي براي توسعة روابط فرهنگي، گسترش زبان فارسي و ايران‌شناسي در تاجيكستان داريد؟

اساساً من معتقدم كه ادبيات ايران و تاجيكستان يگانه است. استاد بزرگوار مهدي اخوان ثالث در كتاب از این اوستا نوشته بود كه واي بر ما! واي بر ما! اگر بگوييم ميان ایرانیان این سو و آن سوی مرزها «روابط فرهنگي» داريم. بايد توجه كرد كه ما «روابط فرهنگي» نداريم، بلكه «يگانگي فرهنگي» داريم. يگانگي فرهگي متفاوت از روابط فرهنگي است. ما زبان و ادبيات يگانه‌اي داريم. بر اين اساس من معتقدم، ادبيات تاجيكستان بايد يك نام داشته باشد و آن ادبيات فارسي است چون زبان فارسي است. به عنوان مثال، نظامي در گنجه زاده شد و مولانا بخش عمده‌اي از زندگي خود را در قونيه سپري كرد، البته قونيه آن روز از شيراز امروز تفاوتي نداشت و همه در آنجا فارسي صحبت مي‌كردند (هرچند امروز تركي صحبت مي‌كنند).

همة اينها ادبيات فارسي هستند. گنجة آن روز دقيقاً يا شيراز بود يا مشهد و فرقي نمي‌كرد. آنها امروز زبان فارسي را از دست داده‌اند. پيشنهاد من اين است كه ايران بزرگ آن ايران كوچك را كه نامش تاجيكستان است فراموش نكند و تا جايي كه مي‌تواند همه جانبه به آن ياري رساند. من معتقدم كه روزي آن مردم قدر ياري‌هايي كه ايران به تاجكيستان مي‌رساند را خواهند دانست و اين مسئله خيلي مهم است. استاد لايق، شعر خيلي جالبي در مورد ايران دارد كه بیتی از آن را برایتان نقل می‌کنم:

 

ای خراسان این همه غافل مباش                      دست رستم یاز بر امداد من

اگر واقعاً اين دست رستم برسد و به تاجيكستان امداد و ياري رساند، همه كارها درست مي‌شود. باز هم اشاره مي‌كنم كه مهم‌ترين كار و ريشه‌اي‌ترين اقدام در اين زمينه احياء خط فارسي در تاجيكستان است كه بدون كمك ايران عملي نيست.

 

با تشكر از آقاي دكتر صفر عبدا... كه وقت خود را در اختيار موسسه ايراس قرار دادند.

 

تنظيم: علي‌رضا نوري

 

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

s_ayni.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون