" اوغان"ها انسان هستند یا " مادر کیکا " ؟
28 خرداد 1391,ساعت 03:24:55

درویش دریادلی

شنیدیم و دیدیم که پشتونیست های فاشیست در" دانشنامۀ آریانا " برخی دروغ های شاخدار و دُمدار  و بالدار خویش را به بسیار بیشرمی گنجانیده اند و از آن میان ،یکی اینکه :نفوس پشتون ها در اوغانستان 62.73 درصد و تاجیک ها 12.38 درصد میباشند !

من وقتی این آمار را خواندم ،گفتم : چه محاسبۀ دقیقی که حتی اعشاریه هفتاد و سه  و اعشاریه  سی و هشت اش هم معلوم است. حتمن از ماشین حساب "پته خزانه" استفاده کرده اند !

نخستین پرسش این که : این شمارش را فاشیست های پشتون ، آقایان حبیب رفیع ، نبی مصداق ، اسماعیل یون و همکیشان شان ، از کجا آورده اند ؟ در اوغانستان که هرگز نفوس شماری نشده است تا بر اساس آن بتوان با این دقت معین کرد که نفوس پشتون چند درصد و نفوس تاجیک چند درصد است . بدون شک ، این هم از همان بی خریطه فیر کردن های عبدالرحمن خانی فاشیست های اوغان است .

 

 

بیایید کمی دقت کنیم . در اصل ، اوغان ها ( پپشتون ها ) پس از مهاجرت های اولیه از اسرائیل یا از هر جایی دیگر که بودند ، در کوه های سلیمان جایگزین شدند . پسان تر ها که شمار شان کمی افزون شد ، از " سلیمان کوه " به منطقه های پیرامون سرایت کردند و ساکن گشتند .  چند صد سال پیش در تمام سرزمینی که امروز اوغانستان و پاکستان را شامل می شود ، در یک بخش آن ، اوغان ها زنده گی می کردند.  وقتی سرزمین ایران و خراسان بزرگ ، تجزیه و تقسیم شد و قبایل اوغان توانستند دولت خویش را در بخشی از خراسان تاسیس کنند، باز هم بخش بزرگ پشتون ها در همان مناطق اطراف سلیمان کوه تا بخش های شرق و جنوب اوغانستان کنونی ، ساکن بودند  . وقتی که حاکمان هرزه و دومایۀ پشتون یک قسمت بزرگ خاک تحت سلطه خود را به انگلیس فروختند و در زمان امیر عبدالرحمن کله منارساز ، ساحۀ زیر قیمومیت آنها به همین ساحه ایکه اوغانستان کنونی قرار دارد محدود گشت ، باز هم  بخش مهم و بزرگ مناطق اوغان نشین و اکثریت اوغان ها (پشتون ها ) به قلمرو " هند برتانیوی" تعلق گرفتند و پسان که پاکستان ساخته شد ، مربوط خاک پاکستان شدند و یک بخش کوچک آنها در جنوب و شرق اوغانستان کنونی ، آن هم در زمین های اشغالی مردمان بومی غیر پشتون ، ساکن ماندند . این در حالیست که در سرزمین خراسان و جایی که امروز " اوغان ستان " نامیده می شود ، در همه شهر های بزرگ و پرنفوس و در همه وادی ها و دشت ها و دره ها ، تاجیک ها و دیگر مردمان غیر اوغان ( غیر پشتون ) زنده گی می کردند .

حالا ، پرسش این است که : چه شد ، چه گونه شد ، با کدام معجزه و شعبده ، همان اوغانک های کم شمار ، یکی و یکبار ، این قدر زیاد شدند که نفوس شان از تمام باشنده گان اوغانستان زیاد تر و افزون تر گشت ؟! یگانه موجودی که می تواند به این حد و با این سرعت از یک تعدادک کم به میلیون ها و میلیارد ها برسد ، موجودی است که در خارجه به انگلیسی " کاکروچ " خوانده می شود و در وطن ما به نام " ننی کیکا " یا " مادر کیکا " شهرت دارد .  وقتی آدم  این ادعای فاشیست های اوغان را می شنود که نفوس پشتون بیشتر از 60 درصد نفوس کشور است ، ناگزیر می شود بپرسد که آیا پشتون های اوغانستان آدمی زاد بودند یا " مادرکیکا"؟ اگر آدمی زاد بوده باشند ، پس هیچ امکان ندارد که در مدت چند سال به این سرعت افزایش یابند و دیگر مردمانی که شمار شان ده ها بار بیشتر از اوغان ها بود ، روز به روز کاهش یافته باشند و جمع کل دیگر باشنده گان اوغانستان چهل درصد نفوس  را هم پوره نکند !

حقیقت این است که در کشور فاشیزم زده ای اوغانستان ، نفوس شماری نشده است و هیچ کسی نمی تواند با قاطعیت و اطمینان بگوید که کدام قوم چه تعداد است . اما ، به حساب " چوت انداز " هم که باشد ، می شود گفت که در اوغانستان ، قوم پشتون یک اقلیت هست . اگر در چنین مسایل کسانی بخواهند حدس بزنند ، حدس زدنش شان باید بر منطق و خرد استوار باشد ، نه اینکه فقط دروغ باد کنند و به این گمان باشند که حرف شان را مردم قبول خواهند کرد . به عقل و منطق جور نمی آید که بگوییم آن قومی که اصل و اساسش در خاک کنونی پاکستان است و در این سوی مرز ، تنها در بخش های از جنوب و شرق ، یک تعداد کم آنها باقی ماندند ، در طول چند سال کوتاه به حدی افزایش یافتند که حالا اکثریت نفوس این سرزمین را می سازند .

اگر فاشیست های اوغان ، راستی و واقعا اطمینان دارند که نفوس اوغان ها ( پشتون ها ) بیشتر از شصت درصد کل نفوس کشور است ، پس مهربانی کنند و اجازه بدهند که در اوغانستان یک سرشماری درست ، دقیق ، بدون تقلب ، تحت نظر کارشناسان داخلی و خارجی ، با یک برنامه ای که مورد قبول همه قوم های ساکن در کشور باشد ، انجام شود . آنها چرا همیشه از نفوس شماری وحشت دارند ؟ چرا نمی گذارند که این موضوع  یکبار و برای همیشه روشن شود ؟

 فاشیست های اوغان ، سالهای سال ، به سویه ملی و جهانی ، همیشه این دروغ شاخدار را گفته اند که " پشتون ها در اوغانستان اکثریت هستند "  . اکنون وقتی که مساله نفوس شماری مطرح می شود ، می دانند که این دروغ تاریخی شان برملا می گردد و اقلیت بودن اوغان ها به عنوان یک حقیقت انکار ناپذیر در برابر  چشمان همگان قرار می گیرد .  وقتی پردۀ این دروغ تاریخی شان دریده شود ، خیلی دروغ ها و برنامه های شیطانی دیگر شان نیز هیچ می شوند. فاشیزم اوغانی همه برنامه های شیطانی خود را بر اساس همین دروغ تاریخی توجیه می کند : چون اوغان ها اکثریت هستند ، نام کشور باید " اوغانستان " باشد . چون اوغان ها اکثریت هستند ، حاکمیت سیاسی و اقتدار اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی باید در دست اوغان ها (پشتون ها ) باشد. چون اوغان ها اکثریت هستند ، سرود ملی باید اوغانی باشد . چون اوغان ها اکثریت هستند ، زبان ملی کشور باید زبان اوغانی ( پشتو ) باشد . چون اوغان ها اکثریت هستند ، همه نماد ها و شناسه های کشور باید پشتونی ( اوغانی ) باشند .  چون اوغان ها اکثریت هستند ، باید خود شان حاکم ، زبان شان حاکم و فرهنگ شان حاکم ، باشد . پشتون را " اکثریت " نشان دادن ، یک مساله ای بسیار حیاتی و بسیار اساسی و یک مساله مرگ و زنده گی است برای فاشیست های اوغان . از همین خاطر ، به این دروغ بسیار محکم چسپیده اند و با جُل و پوستک ، با لنگی و چپلی ، با دریشی و نکتایی ، به چشم مردم می درآیند و در هر جایی که برابر شوند و موقع بیابند ، همین دروغ را همیشه تکرار می کنند . این تکرار و تکرار و تکرار یک دروغ ، سبب شده است که شماری از خارجی های بیخبر و خوشباور نیز ، این دروغ را حقیقت پنداشته و در نوشته های خویش در مورد اوغانستان نقل کنند.

اینک ، دروغ اکثریت بودن و بیشتر از 60 درصد بودن نفوس پشتون ها در اوغانستان ، به دانشنامۀ آریانا نیز  راه یافت  . پس از این شاهد باشید که هر روز به رخ ما " سند " خواهند کشید و خواهند گفت که " برویید ، دانشنامۀ آریانا را که یک سند معتبر و علمی و غیر قابل انکار است ، بخوانید و حقیقت را دریابید  که پشتون ها در اوغانستان اکثریت هستند و بیشتر از 60 درصد نفوس کشور را تشکلیل می دهند " !

این یک " کارک " از کارها و کارستان های فاشیست های اوغان است که در سرزمین ما در مدت 265 سال انجام داده اند . چه خیانت و جنایتی را در حق ما نکرده اند که حالا بگوییم چرا این خیانت ؟!

سخن من همین است که فاشیزم اوغانی ، در راستای حاکمیت مطلقه پشتونی ، در همه عرصه های سیاسی ، نظامی ، اقتصادی ، فرهنگی ، لگام گسیخته فعالیت دارد . فاشیست های اوغان ، مردم غیر اوغان را ، تنها و تنها در چهره و هیات غلام و رعیت و فرمانبر می بینند، نه در هیات انسان های برابر . آنها ، برای خود ، حاکمیت مطلق می خواهند ، فرمانروایی می خواهند ، باداری و برتری می خواهند ، برای ما غلامی و نوکری و فرومایه گی . خواست آنها این است که  ما تاجیک ها و دیگران ، باید همه چیز خود را به اوغان ها تسلیم کنیم ، نوکری و غلامی را بپذیرییم  و  در بدل هر نفسی که می کشیم ، هزاران بار دعای سر  اوغان ها را کنیم و سپاسگزار باشیم ، آنگاه همه کار ها درست خواهد شد و مشکلی در اوغانستان - به نظر فاشیست ها - باقی نخواهد ماند ! 

این به ما تاجیک ها و دیگر باشنده گان غیرپشتون کشور بستگی دارد که چه سرنوشتی را برای خویش می پسندیم . اگر غلامی را می خواهیم ،باید به فاشیزم اوغانی تسلیم شوییم ، اگر آزاده و سربلند زیستن را می گزینیم ، باید در برابر این دولت فاسد و داره های پلید مافیایی فاشیست های اوغان،استوار بایستیم و از آبرو و عزت و حیثیت خود پاسداری کنیم.

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

20080521132858laeq-shirali3.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون