پس از مسعود
07 تير 1391,ساعت 02:29:10

امرالله صالح

"هنر استخبارات" عنوان کتابیست به قلم یکی از مامورین ارشد سازمان اطلاعاتی امریکا (سیاه) – آقای هنک کرمپتون – که تازه چاپ شده است. او از ملاقات خود با احمدشاه مسعود نوشته است٬ من در آن ملاقات مترجم بودم و از اینکه تشریحات و سخنان احمدشاه مسعود یکی از ماندگارترین یحث هایش بود٬ خواستم من هم سهم خود

را ادا سازم. اگر قبل از چاپ این کتاب چیزی می نوشتم٬ شاید نظریه پردازی شمرده میشد٬ نه روایت یک رویداد.

 

برنامه بزرگ احمدشاه مسعود از دید نظامی و سیاسی چه بود؟

 

بار ها خبرنگاران خارجی – هیات های استخباراتی کشور های خارجی - نخبه گان داخلی از او این سوال را میکردند که دشمن شما قسمت بزرگ افغانستان را تسخیر کرده است – بندرگاه های تجارتی در اختیار آنها قرار دارد – پاکستان و کشور های عربی از آنها حمایت می نمایند – شما در یک جغرافیه بسیار دشوار و فاقد اقتصاد حتی نیمه خود کفا گیر افتاده اید – کمک خارجی برایتان تا آن حد بزرگ و زیاد نیست که نقطه عطف ایجاد نمایید – تعدادی از یاران خیلی نزدیک تان شما را ترک کرده اند – مردم در حوزه یی که شما در آن حاکمیت دارید مشکلات فراوان اقتصادی دارند – چگونه باور دارید که ازین وضعیت بیرون خواهید شد و حتی اگر ازین وضعیت با راهکار نظامی بیرون شوید راه حل سیاسی از دید شما چیست؟

 

مسعود یکی از کهن ترین قواعد جنگ را با کلیت اش مراعات می نمود. سانزو نابغه اسطوره یی جنگ در تاریخ چین کهن گفته است – هرکس خود و دشمن خود را درست شناخت در هر جنگی پیروز است " احمدشاه مسعود دشمن را خوب می شناخت٬ ولی شاید در شناخت دوستان خود چنانچه از رفتار آنها حالا بر می آید٬ این اصل را مراعات نکرده بود.

 

احمد شاه مسعود باور داشت که بعد از آنکه طالبان در مناطق شمال کابل سیاست زمین سوخته را تطبیق کردند – در یکاولنگ قتل عام کردند - بت های بامیان را از بین بردند – در مزار دست به قبل عام زدند و در کابل به صورت آشکارا برخورد تبعیض امیز با مردم شهر داشتند٬ دیگر امکان اینکه در دل های مردم راه پیدا نمایند٬ وجود نداشت. به باور او خیزش ها مردمی در اعتراض علیه تعصب – تبعیض – نبود٬ عرضه خدمات – تفوق جویی – رفتار قرون وسطایی – ظلم طالبان و مهمتر از همه حضور نیرو های پاکستانی در صحنه و عرب ها - یک امر حتمی بود. او فکر میکرد که سخت ترین و دشوار ترین روز هایش را که همانا سال 1996 – 1998 بود پشت سر گذشتانده بود و دیگر کارمیکرد تا در وضعیت نظامی بن بست ایجاد نماید.

 

مقدمات سیاسی یک بن بست نظامی را فراهم ساخته بود. ایجاد "جبهه متحد ملی اسلامی برای نجات افغانستان" عنوان ساختار سیاسی ای بود که در سال 1998 بوجود آورد. این ساختار از دید قومی و تباری از تمام افغانستان نماینده گی میکرد با آنکه ساحه تحت حاکمیت این ساختار محدود به ساحات مشخص شده بود. پاکستانی ها از روی خصومت و نفاق افگنیبه پان اعتلاف شمال خطاب میکردند. اصطلاحی که بیشتر جاافتاده شده است.

 

احمد شاه مسعود از ساحات دره صوف – جنوب غور – کوهستانات فاریاب دره نور در ننگرهار – نورستان غربی و بعضی نقاط کنر که در آنجا ها عملا جنگ آغاز شده بود به عنوان جزایر مقاومت یاد مکیرد و باور داشت که با امکانات اندکی که این نیرو ها و مردم در اختیار داشتند برای طالبان مشکل بسیار بزرگ ایجاد کرده بودند. این جزایر توانسته بودند که از تمرکز قوای دشمن علیه یک نقطه جلوگیری نمایند و با جنگ های فرسایشی دشمن را از دید توانایی – سوق و اداره – حمایه لوجستیکی پراگنده نمایند. به باور احمدشاه مسعود با گذشت زمان و با گسترش جنگ های فرسایشی این جزایر با هم وصل خواهند شد.

 

نیروی تعلیم یافته در این جزایر بسیار اندک بود و ستون فقرات مقاومت را مردم تشکیل میدادند. مقاومت مردمی در برابر طالبان به مفهوم دیگر طالبان را نه تنها از دید نظامی بلکه از دید فکری نیز به چالش کشانیده بود. دیگر تفکر طالبان برای مردم قابل پذیرش نبود. اما با آنهم به اساس ارقامی که حالا سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیاه) منتشر کرده است تعداد نیروی جنگی طالبان پنج برابر نیروی های نظامی تحت فرماندهی احمد شاه مسعود بود و از دید هزینه ده تا پانزده برابر مصرف داشتند. یعنی در شمال کابل کل نیروی های مقاومت به کمتر از بیست و پنج هزار میرسیدند در حالیکه طالبان در خط و در ریزرف همین جبهات بالاتر از صد هزار نیرو داشتند.

 

در پهلوی تقویت جزایر مقاومت – تحکیم ساحات پایگاهی در شمال شرق – شمال کابل و پنجشیر - بخش دیگر اساسی برنامه نظامی احمد شاه مسعود ساختن یک اردوی کوچک، ولی مجهز بود.

 

تعلیمات این اردو در ولایت تخار آغاز گردیده بود و اولین دسته جات از تانک ها و ماشین های جنگی خریداری شده از روسیه به تعداد هفتاد چین تازه در ساحه رسیده بودند. با اوج گرفتن جنگ ها و مقاومت در جزایر مقاومت و برنامه هجوم نیروی مرکزی محاسبه این بودکه طالبان در قدم اول شمال افغانستان را از دست بدهند و این گشایش از دید اقتصادی و بازشدن راه های اکمالاتی جبهه مقاومت را در حالت بهتری قرار دهد.

 

به باور احمد شاه مسعود با آزاد شدن شمال افغانستان در کل که ساحات اصلی و پایگاهی مقاومت را تشکیل میداد مردم در بعضی از نقاط جنوب افغانستان شروع به جنگ های فرسایشی علیه طالبان خواهند نمود. این تنها یک هدس نبود بلکه بخاطر آغاز آن مرحله شماری از رهبران جنوب افغانستان شامل در رهبری مقاومت بودند. به اساس این استراتیزی و برنامه سازی شمال افغانستان کلا از دست طالبان آزاد میشد – جزایر مقاومت در جنوب و شرق کشور گسترش میافت و تمویل جنگ از دید هزینه برای پاکستانی ها باید بلند میرفت و آنها باید وادار میشدند که به یک راه حل سیاسی تن در دهند. او مجموع این برنامه های خود را در دو جمله خلاصه میکرد و می گفت اگر میخواهد افغانستان به یک راه حل اساسی برسد اول باید پاکستان را تحت فشار قرار دهید که دست از حمایت طالبان و القاعده بردارد و دوم اینکه مقاومت مردم افغانستان را در برابر طالبان و تروریسم حمایت نمایید.

 

با گذشت این همه سالها و تطبیق هر نوع برنامه برای ثبات در افغانستان با هزینه ملیاردها دالر ولی فورمل همان است که قهرمان از خود بجا گذاشت. تقویت مردم افغانستان و فشار بالای پاکستان.

 

مسعود باور داشت که فشار متداوم نظامی بالای طالبان و آزاد شدن مناطق از چنگال آنها شاید آنها را وادار به مذاکره سازد. و مذاکره می بایست در سه محور بچرخد – بحث روی ساختار نظام کثرت گرا که به تنوع ساختاری جامعه افغانستان احترام نهادینه گذارد – انتخابات تحت نظارت سازمان ملل متحد – خلغ سلاح کلی مملکت و ساختن اردوی واقعی ملی.

 

این تشریحات را احمدشاه مسعود به هنک کرمپتون داد و گفت ما برای قدرت نمی جنگیم ما برای ان مبارزه می نماییم که مردم افغانستان بتوانند خودشان به سرنوشت خود حاکم شوند. اگر درین رویداد یعنی تمثیل اراده خودی مردم طالبان را پذیرفتند ما مشکلی نخواهیم داشت ولی هیچگاهی یک حاکمیتی را که بزور تفنگ بالای مردم ما تحمیل شود و چند نفرمجهول الهویه خودشان را امیرالمومنین بخوانند نه تنها که قبول نداریم بلکه علیه آن به مبارزه و جنگ مسلحانه خود ادامه خواهیم داد. از اینکه این جنگ حمایت مردم را با خود دارد ما باور به پیروزی نهایی خود داریم.

 

در بخش آخری حرفهایش گفت که مردم افغانستان در برابر شوروی که یک تهدید جهانی بود مبارزه کردند پیروز شدند و در نهایت از جانب دنیا فراموش شدند امروز مردم در فقر بدبختی – نبود خدمات – تعلیم و تربیه – بیجایی و هزاران مصیبت دیگر به سر میبرند. در حالیکه دنیا مکلفیت اخلاقی داشت که مردم افغانستان را کمک کند.

 

هنک کرمپتون گفت من از جانب دولت امریکا و مشخص از جانب سازمان اطلاعات مرکزی ماموریت دارم که با شما در ارتباط به سازمان القاعده و اسامه بن لادن گفتگو نمایم. این سازمان در حمله علیه سفارت خانه های ما در شرق افریقا و همچنان علیه کشتی نظامی ما در ابهای یمن دست دارد. القاعده و اسامه بن لادن همچنان برنامه دارند که منافع امریکا را تهدید نموده و علیه ما و یا متحدین ما دست به حمله زنند. شما در افغانستان نفوذ دارید و بصورت عملی علیه این سازمان در جنگ استید ما میخواهیم که شما دسترسی اطلاعاتی را که دارید با ما شریک سازید تا بتوانیم از برنامه های القاعده خبر شویم از حملات بعدی آنها جلوگیری نماییم و یا هم به اساس این اطلاعات او را دستگیر کنیم.

 

مسعود با تبسمی که ویژه خودش بود حرف های خود را با یک سوال بسیار عمیق آغاز نمود. از آقای هنک پرسید آیا تمام برنامه شما در ارتباط به القاعده است یا اینکه برای افغانستان نیز کدام برنامه دارید. هنک با صراحت و صداقت جواب داد ما تنها درارتباط به القاعده برنامه داریم و بس.

 

مسعود کمی القاعده را به معرفی گرفت و گفت امریکا تهدید این شبکه را بسیار دست کم میگیرد. شما پاکستان را متحد تان می شمارید در حالیکه پاکستان حامی اصلی القاعده و طالبان اند. افغانستان در مبارزه علیه شوروی با شما متحد بود اما حالا در انزوا و فقر به سر می برد. حالا هم شما به عنوان بزرگترین قدرت نظامی واقتصادی دنیا برنامه تان بسیار مشخص و کوچک است. ما به هرحال علیه آنها می جنگیم اما ما علیه طالبان – نفوذ پاکستانی ها و القاعده می جنگیم. برای ما القاعده به تنهایی خود اولویت نیست. آنها بخشی از مشکل استند نه کل مشکل (صفحه 145 کتاب هنر استخبارات مختصر این ملاقات را بیان نموده است).

 

مسعود در ادامه سخنان اش گفت در پایان جنگ سرد شما دستارود های بسیار بزرگ و عظیم داشتید. از دید اقتصادی بزرگترین اقتصاد دنیا امریکا است. هزینه نظامی امریکا و اروپای غربی بسیار پایین شده است. تعداد نیرو های تان را کم ساختید. دیگر در رقابت های کمر شکن با شوروی قرار ندارید. اما روسها فقط وفقط یک دستاورد بزرگ و استراتیژیک دارند و آن اینکه فراطیون مذهبی و مسلح دیگر امریکا را نشانه گرفته اند و این جنگ بسیار بسیار طولانی خواهد بود.

 

شما در این جنگ شاید زمانی متحدین زیاد در جهان اسلام داشته باشید اما بیشتر محتدین شما تکنوکرات ها خواهند بود – ملی گرایان شعاری و فاسد خواهند بود – سیاستمدارانی خواهند بود که پایگاه قوی در جامعه نخواهند داشت. ما یک وجهه قوی و اعتبارات عظیم جهادی داریم و با همه اعتقاد و باور مندی طالبان – القاعده و گروپهای افراطی پاکستانی را تهدید علیه افغانستان و دنیا میدانیم. شاید اگر دنیا از مقاومت افغانستان حمایت کند پیروزی ارزانتر و آسانتر بدست آید. شاید روزی اگر ما نباشیم و این مقاومت نباشد شما پی خواهید برد که این دشمن چقدر ریشه و عمق دارد و شاید برایتان درد سر و مشکلات زیادی را خلق نمایند.

 

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

biruni.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون