زبان را تغییر ندهید؛ پوهنتون‌ها را «دانشگاه» سازید
07 تير 1391,ساعت 02:32:53

مرتضی معراج

در بهارِ سال گذشته در یک نشست فرهنگی، یکی از دانشجویان در هنگام معرفی اش گفت: «…من در رشته‌ی جامعه‌شناسی در دانشگاه کابل درس می‌خوانم»؛ اما هم‌صنفی اش که در کنارش نشسته بود، گفت:‌ «…من در رشته‌ی جامعه‌شناسی در پوهنتون کابل درس می‌خوانم».

 

گرداننده‌ی جلسه به شوخی از این دو جوان پرسید: «شما چطور هم‌صنفی اید، در حالی که یکی تان در دانشگاه کابل و دیگری هم در پوهنتون کابل درس می‌خواند؟»

 

شخص دومی که در هنگام معرفی اش، واژه‌ی «پوهنتون» را به کار برده بود، گفت: «دانشگاه و پوهنتون، کلمه‌های مترادف اند و با یکدیگر چندان تفاوتی ندارند.» گرداننده بازهم به شوخی گفت: «این دو واژه از لحاظ معنا و محتوا، بسیار باهم تفاوت دارند و سال‌ها کار نیاز است تا پوهنتون به مرحله‌ی دانشگاه برسد

 

این شوخی گرداننده برای بسیاری از حاضران، خوشایند بود و باعث شد که یکی از شرکت‌کنندگان از او خواهان توضیح بیشتر شد. گرداننده افزود: «بنیاد دانشگاه را، شایسته‌سالاری، پویایی، نوآوری و… تشکیل می‌دهد و از این رو، محیط دانشگاه هیچ‌گاه تبعیض، تعصب، نژادپرستی و قوم‌گرایی را برنمی‌تابد؛ در حالی که در پوهنتون، از  شایسته‌سالاری، حقیقت‌جویی و نوآوری چندان خبری نیست؛ بلکه روح مسلط بر نظام پوهنتون را تعصبات قبیله‌ای، تبعیض‌های قومی، زبانی و منطقه‌ای تشکیل می‌دهد. بنابراین، پوهنتون نمی‌تواند از لحاظ محتوا، مترادفِ دانشگاه باشد

 

این سخنان شوخی‌آمیزِ گرداننده، مرا به یاد برخی از خاطراتِ تلخِ دوره‌ی تحصیلم انداخت. درست در جریانِ نخستین آزمون دانشگاه متوجه شدم که یکی از استادان، نمره‌های برخی از دانشجویانِ خارج از قبیله‌ اش را از هر راهِ ممکن، کم می‌کرد تا آن‌ها را با مشروطیت و یا ناکامی روبه‌رو کند و با این اقدام، از راه‌یافتن آن‌ها به «هیئت علمی دانشگاه (Cadre) جلوگیری می‌کرد.

 

هرچه زمان بیشتری سپری می‌شد، شکایت‌های بیشتری از دانشجویان را در این مورد می‌شنیدم و به اندازه‌ی کافی شایع شده بود که این استاد و چند استاد دیگر، به گونه‌ای سازمان‌یافته و هدف‌مند،‌ این کار را در مورد دانشجویانِ بیرون قبیله‌ی شان انجام می‌دهند. حتا چند تن از هم‌صنفی‌های خودم که افراد پرتلاش و لایق بودند، نیز از سوی همین استادان، ناکام شدند.

 

در مواردی هم برخی از دانشجویان به خاطر کارگیری از واژه‌هایی چون: دانشگاه، دانشکده، دانشجو و… (به این بهانه که این واژه‌ها، فارسی اند، نه دری؛ ایرانی است، نه افغانستانی) نه تنها نمره‌های شان توسط استادان متعصب و تبعیض‌گرا کم می‌شد، بلکه حتا ناکام‌ شان می‌کردند. بعید به نظر می‌رسد که این روند در سال‌های اخیر، فروکش پیدا کرده باشد.

 

فکر نمی‌کنم در میان دانشجویانی که در دانشگاه‌های دولتی افغانستان درس خوانده اند، کسی پیدا شود که وجود تعصب‌های کور قبیله‌ای و تبعیض‌های نژادی، زبانی و قومی را انکار کند.  وجود این گونه ویژگی‌های منفی در دانشگاه‌ها نه تنها باعث نفاق ملی، بی‌عدالتی اجتماعی و عقده‌های قومی شده، بلکه فرایند آموزش، پژوهش، نوآوری و پیشرفت را نیز با چالش‌های زمین‌گیرکننده روبه‌رو کرده است.

 

اگر دانشگاه‌ها از این گونه صفات رذیله، پاک نشوند، هر گونه تلاش به منظور مدرن‌سازی دانشگاه‌های دولتی و معیاری‌سازی آن‌ها، ناکام خواهد بود. از این رو، می‌توان گفت که بزرگ‌ترین چالش فرا راه «نظام آموزشی و پرورشی افغانستان» از دیدِ همایش علمی سه‌روزه زیر نام «فراخوان ملی برای اصلاح نظام آموزشی و کاریابی»، دور مانده است.

 

در محفل گشایش این همایش که از سوی وزارت‌های تحصیلات عالی، آموزش و پرورش و کار و امور اجتماعی روز گذشته (3 سرطان/تیر) در کابل برگزار شد، رییسِ جُمهور کرزی گفت: « عامل عدم رشد اقتصادی ما این است که تحصیلات در رشته‌های مهم به زبانی نیست که آموزش علوم به آن آسان باشد، یا به دست آوردن کتاب آسان باشد.» از این رو، وی برای مدرن‌سازی نظام آموزشی کشور، پیشنهاد کرد که زبان آموزشی در دانشکده‌های مهندسی و پزشکی باید انگلیسی باشد؛ زیرا منابع در این زبان بسیار فراوان و به آسانی قابل دست‌رس است.

 

آقای کرزی برای اقناع شرکت‌کنندگان همایش، هندوستان و پاکستان را الگوی خوب برای پیشرفت در عرصه‌های منهدسی و پزشکی یاد کرد و گفت: یکی از دلایل پیشرفت هند و پاکستان به ویژه در رشته های پژشکی، آموزش به زبان انگلیسی است.

 

از دید بسیاری از آگاهان، خود این گونه اظهارات هم می‌تواند پرسش‌برانگیز باشد. زیرا ـ‌به گونه‌ی نمونه‌ـ نظام آموزشی ایران که به زبان فارسی صورت می‌گیرد و دولت این کشور در برابر نفوذ زبان‌های خارجی ــ‌به ویژه انگلیسی‌ــ‌ به شدت ایستاده، یکی از موفق‌ترین نظام‌های آموزشی در منطقه است که در بسیاری زمینه‌ها (به ویژه علوم انسانی) هم از پاکستان بالاتر است و هم از هندوستان.

 

به جز از ایران، کشورهای دیگری چون:‌ جاپان،‌ ترکیه، کوریای جنوبی، چین و ده‌ها کشور دیگرِ آسیایی نیز که پیشرفت‌ شان برای همه روشن است،  آموزش و پرورش شان به زبان‌های ملی کشورهای آن‌ها صورت می‌گیرد و آن‌ها نه تنها از افغانستان و پاکستان، جلوتر اند، بلکه در آسیا و ـ‌حتاـ جهان، جزء برترین کشورها به شمار  می‌روند.

 

احتمال می‌رود که این اظهارات رییس جمهور، متأثر از القائات و تزریق‌های برخی افراد بانفوذی باشد که اکنون در حلقه‌ی کاری رییس جمهور اند و در گذشته پیشینه‌ی فارسی‌ستیزی دارند.

 

هنگامی که بحث زبان به میان می‌آید، فوراً حادثه‌ی اخراج بصیر بابی خبرنگار محلی از رادیو تلویزیون ملی بلخ به یاد مردم می‌افتد. وی در زمستان 1386 به جرم استفاده از واژه‌های دانشگاه، دانشکده و دانشجو، نمونه‌ای از اقدامات فارسی‌ستیزانه‌ی برخی از چهره‌هایی که اکنون در هیئت مشورتی رییس جمهور اند و نفوذ زیاد در ارگ ریاست جمهوری دارند.

 

با توجه به این که زبان غالب در محیط‌های آموزشی افغانستان، «فارسی» است، شمار زیادی از شهروندان افغانستان این اقدام رییس‌ جمهور را حمل بر تصمیم وی برای پیشرفت کشور نخواهند کرد، بلکه آن را تلاش برای کم‌رنگ ساختن زبان فارسی در نظام آموزشی افغانستان می‌دانند.

 

باید افزود که مشکلات فرا راه پیشرفت نظام آموزشی کشور، زبان نیست، بلکه روحیه‌های فاشیستی و صفات رذیله‌ای است که در قالب:‌ تعصب، تبعیض، بی‌عدالتی، قبیله‌گرایی، زبان‌ستیزی و قوم‌گرایی ظاهر شده و جلو شایسته‌سالاری، نوآوری، پویایی و بالندگی دانشگاه‌ها و سایر نهادهای آموزشی را گرفته است.

 

اگر برای رفع این روحیه‌های فاشیستی و صفات رذیله اقدام جدی و فوری صورت نگیرد، در آینده‌ی نه چندان دور، رسوایی که به تازگی در آکادمی علوم افغانستان رخ داد، به شکلی دیگر در سایر نهادهای علمی،‌ پژوهشی و فرهنگی کشور نیز رخ خواهد داد و بحران دیگری را در کشور به بار خواهد آورد که مهار آن، تاوان‌های سنگینی در پی خواهد داشت. زیرا بیشتر و حتا همه‌ی اعضای آکادمی علوم، دانش‌آموختگانِ دانشگاه‌های دولتی اند و شماری از آن‌ها به عنوان استاد دانشگاه‌ در دانشگا‌ه‌های کشور تدریس کرده و می‌کنند.

 

بنا بر این، به جای تغییر زبان آموزشی، باید راهکارهای فوری و جدی برای زدودن روحیه‌ی فاشیستی و رفتارهای تبعیض‌آمیز و تعصب‌محورانه از نهادهای آموزشی روی دست گرفته شود تا دانشگاه‌های افغانستان با معیارهای بین‌المللی، برابر شوند و دیگر از لحاظ محتوا، تفاوتی میان پوهنتون و دانشگاه به چشم نخورد. از این رو، از رییس جمهور کشور و وزیران تحصیلات عالی، معارف و کار و امور اجتماعی می‌خواهیم که:

 

از تغییر زبان آموزشی، صَرف نظر کنید و به جان آن، دانشگاه‌ها را با معیارهای حقیقی و بین‌المللی آن برابر سازید.

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

wasef bakhtari.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون