پشتو، فارسی، پشتو پشتو پشتو!
18 تير 1391,ساعت 13:34:24

درویش دریادلی

در این هیچ شک نیست که زبان یک ابزار است که به کومک آن انسان می تواند با دیگران سخن گوید، پیوند یابد و داد و ستد های زنده گی را آسان سازد. هر زبانی که در جهان است، همین کار برد را دارد و از این نگاه، همه زبان ها، با هم یکسان اند. به اصطلاح مشهور "زبان وسیله ای افهام و تفهیم است ". همه زبان ها در حد وسیله

افهام و تفهیم بودن، در میان مردمانی که به آن زبان ها سخن می گویند، نقش همسان را بازی می کنند و ارزش شان مساوی می باشد. از این روزن که بنگریم، هیچ زبانی بر زبان دیگر برتری ندارد و زبان هرکس برای خودش شیرین و بهترین است و سزاوار پاسداری و ستایش و ارجگزاری می باشد.

 

چه بسا که زبانهای گوناگون، با یکدیگر، همریشه و همپیوند اند و از یک سرچشمه جاری شده اند. چنان که - به گفته ای دانشمندان زبان شناسی - زبان های " پشتو / اوغانی " و زبان " پارسی دری " از یک ریشه، زادۀ یک گسترۀ تمدنی و از یک " خانوادۀ زبانی " می باشند. از این جهت، فارسی و پشتو، هر دو " زبان " اند و برای گوینده گان شان ارزش همسان دارند و در برخورد با آنها نباید دچار تعصب و تعبیض شد. اما و مگر، گپ در همین جا ختم نمی شود. امروز فاشیست های اوغان به پیروی از بابا های قبیله پرست خود، حرکت های دیوانه وار و غیر منطقی و تعصب آمیز و دشمنانه را در برابر زبان پارسی دری به راه انداخته اند و می خواهند به هر شکلی که می شود این زبان را از صحنه ای زنده گی همگانی مردم سرزمین ما بیرون سازند و به جای آن زبان پشتو / اوغانی را بر مردم به زور بپزیرانند.

 

فاشیست های پشتون / اوغان، با حساسیت و تعصب و بدبینی که در برابر زبان پارسی دری دارند، کاری می کنند که هیچ هوشیاری، از روی خرد و دانش و منطق به آن رضایت نخواهد داد. آنها شب و روز تقلا و جانفشانی دارند که زبان صد در صد جا افتاده و پذیرفته شده از طرف همه باشنده گان کشور را، زبانی که از یک هزار سال به این سو، به صورت طبیعی و خودبخودی، زبان اکثریت مطلق مردم سرزمین ما بوده است و دنیایی از دانش و فلسفه و شعر و ادبیات جهان را در گنجینه خویش دارد، زبانی که به یک قوم و طایفۀ خاص تعلق ندارد و مال مشترک همه باشنده گان میهن ما می باشد، چنین زبانی را از میدان بیرون می کنند و یک زبان قبیله یی، یک زبانی که هیچ کس با آن آشنایی ندارد، یک زبان محصور مانده در قبایل پشتون را به زور و جبر و فشار و قلدری بالای مردم تحمیل می نمایند. این اگر تعصب کور نیست چیست؟ این اگر جنون، دیوانه گی، حماقت و شعور باخته گی نیست چیست؟ این اگر فاشیزم عریان نیست چیست؟

 

پشتونیست های جاهل و احمق، با این کارهای ابلهانه، هم خود را تباه می کنند و هم کشور را به سوی تباهی و ازهمپاشیده گی و تجزیه سوق می دهند. زبان ها، همه سزاوار توجه و غمخواری و رشد یافتن می باشند. دولت باید برای ترقی و تکامل زبان های رایج در کشور برنامه های خوب و همه جانبه داشته باشد، تا هیچ یک از زبان هاییکه در میان مردم گوینده گانی دارند، متروک و نابود نشوند. در اوغانستان، بسیاری از اقوام زبان های خاص خود را دارند. زبان پشتو، زبان پشتونهاست. زبان اوزبکی، زبان اوزبک هاست. زبان ترکمنی، زبان ترکمن هاست. زبان بلوچی، زبان بلوچ هاست. همین گونه، ما در کشور خویش زبان های پشه یی، شغنی، پامیری و غیره را داریم که در بین طایفه ها و قوم های کوچک و بزرگ به آن سخن می گویند. اما در میان همه زبان ها، زبان فارسی دری، زبانی است که مرزهای منطقه و سمت و طایفه و قوم را شکسته است و به زبان همگانی تمام باشنده گان کشور تبدیل شده است. هر چند که گوینده گان اصلی این زبان در اوغانستان تاجیک ها و هزاره ها می باشند، اما کم از کم هشتاد و پنج در صد مردم ساکن در اوغانستان، صرف نظر از قوم و تبار شان، فارسی می دانند و فارسی سخن می گویند. افزون بر تاجیک ها و هزاره ها که فارسی زبان اند، پشتون ها، هزاره ها، اوزبک ها، ترکمن ها، بلوچها، عربها و دیگران، در پهلوی زبان مادری خویش، زبان فارسی را خوب می دانند و شمار زیاد شان در واقع فارسی زبان می باشند. هزاران هزار نفر پشتون داریم که کاملا فارسی زبان شده اند و پشتو را نمی دانند. هزاران هزار نفر از اقوام دیگر هم هستند که امروز فارسی زبان اول شان می باشد. اما در مقابل، زبان پشتو، تنها و تنها زبان مردم پشتون ( اوغان ) است و در میان آنها صحبت می شود و دیگر مردمان آن سرزمین، نه پشتو را می فهمند و نه کدام ضرورت و میلی به آموختن اش دارند. حتی خود پشتون ها، چه در پاکستان و چه در اوغانستان از زبان پشتو فرار می کنند و هزاران نفرش فارسی زبان و اردو زبان شده اند. حال، این کجایش به عقل و منطق جور می آید که فارسی خدا خوب کرده و صد در صد جا افتاده و از طرف همه مردم قبول شده را، خراب کنیم و دور بیاندازیم، اما یک زبان قبیله یی و ناشناخته و مردم گریزاننده را که در حال نزع و متروک شدن است، با خرچ میلیار ها دالر و اوغانی و چه و چه، به زور بالای مردم بقبولانیم و جامعه را به یک فاجعه بزرگ فرهنگی و اجتماعی و انسانی گرفتار سازیم؟چرا و چه ضرورت است به این کار ابلهانه؟!

 

من به همه پشتونیست های افراطی، به همه فاشیست های اوغان، " جلنج " می دهم که به اصطلاح "مرد "شوند و یک دلیل معقول و منطقی و با عقل برابر بیاورند برای اینکه تحمیل کردن زبان پشتو را در کشور ما توجیه کند. تنها یک دلیل ! البته دیگر به دروغ های شاخدار " پشتون ها اکثریت هستند " چنگ نزنند. پشتون نه اکثریت است و نه یک قوم " بزرگتر" از دیگران. برای ما یک دلیل منطقی بگویند که چرا زبان نامانوس و شناخته ناشده ای یک اقلیت قومی را می خواهند بر تمام باشنده گان کشور ما به زور بقبولانند؟! ضرورت اش چیست؟

 

اگر دلیل ندارند، پس از شتر شیطان پایین شوند، نه خود را به جنجال و مشکل گرفتار سازند، نه دیگر مردم را به هزار بدبختی دچار نمایند. چند دفعه این کوشش را کردند که زبان پشتو جبری و زبان عمومی شود، اما دیدیم که نشد. آن وقت که مردم یک ناخنگیر هم در جیب خود نداشت کسی حاضر نشد پشتو را یاد بگیرد. حالا که مردم غیر پشتون هزار لیل و نهار را دیده اند و چهل سال سلاح در دست داشته اند و پوز بزرگترین قدرت ها را به خاک مالیده اند، حالا که کسی ابروی خود را بالای چشم قبول ندارد، شما می خواهید بالای شان بابایی کنید و زبان قبیله یی تان را بالای شان تحمیل نمایید؟ آیا شما فاشیست های اوغان یک ذره هم عقل دارید؟

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

20080521132858laeq-shirali3.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون