زهر بادا شیرمادر برکسی ، کو زبان مادری گم کرده است
17 شهريور 1391,ساعت 01:01:41

آثار حکیمی

هر چند این بیت را لایق شیرعلی، شاعر فقید تاجیک زمانی گفته بود که زبان فارسی در آسیای میانه، از یک سو با هجوم زبان روسی حتا الفبایش را از دست داده بود و از سویی دیگر، پس از (تبر تقسیم) محلات تاجیک نشین، شهرهای چون سمرقند و بخارا که از پایگاه‌های مهم و بزرگ این زبان به شمار می‌روند، زیر اداره‌ی رژیم‌های مستبد ازبکستان قرار گرفتند.


 او برای پاسداری از زبان مادری، چه در تاجیکستان و چه در میان فارسی زبانان ازبکستان تلاش‌های پیگری نموده و این را سرود که شیر مادر برای کسی که زان مادری اش را گم کند، حرام است.

 

 سیاست شوروی آن زمان این بود که تا می‌تواند پیوند میان ملت‌های زیر نفوذش را از بین ببرد. آن‌ها این را خوب می‌دانستند که زبان بین گویندگان خود، پیوند محکمی است. از این رو، زبان فارسی را با نام‌گذاری‌های جدید و چند گانه به سه زبان تقسیم کردند. این شد که زبان فارسی در آسیایی میانه تاجیکی نام گرفت، در افغانستان که پیش از دوره‌ی داوود فارسی بود، نام «دری» به خود گرفت. همین طور، فارسی مختص شد به مرز‌های سیاسی ایران امروزی.

 

 اما حالا در قرن بیست یک در کشوری که برای بی‌عدالتی و زدودن استبداد، ملیون‌ها آدم را به قربانگاه فرستاده است، شماری می‌آیند برای چگونه حرف زدن ما به زبان مادری مان حد و حدود تعیین می‌کنند. این از عجایب روزگار است.

 

 در اداره‌ی که در روشنایی قانون اساسی ظاهرا مدرن و دموکراتیک با انتخابات (هرچند نیم بند) ساخته شده است، یک مشت فاشیست بی‌خرد، در ادامه ی همان سیاست شوروی که آمیخته‌ با برتری جویی قومی در افغانستان است، برای چگونگی کاربرد واژه‌های زبان فارسی برای گویندگانش هر روز خط و نشان می‌کشند.

 

 سماجت جاهلانه‌ی این شمار در افغانستان، با معامله‌گری و بی‌دانشی شماری در قدرت شریک فارسی زبان، یکی شده و به آدم‌های مثل کریم خرم و کارمندان دم و دستگاه‌ کرزی و پارلمان جرئت داده است که بسیار جاهلانه و متعصبانه در مورد چگونگی کاربرد واژگان زبان فارسی، موضع بگیرند.

 

 چند سال پیش  که کریم خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ بود، در برابر کاربرد دانشگاه موضع گرفت. آن زمان تصور می‌کردم که او از روی نادانی این کار را کرده و دانشگاه را یک واژه‌ی خارجی و حتا غیر اسلامی خوانده است. آن‌گاه من به ظن خودم، مطلبی در پاسخ به عملکرد خرم نوشتم و در آن نوشته از شعر شاعران گذشته و امروز دلیل و برهان آوردم و نشان دادم که اول فارسی و دری و تاجیکی، سه زبان نه بلکه یک زبان اند. دوم  برای درست به کاربردن واژه‌ی دانشگاه و دانشکده و این‌ها در میان فارسی زبانان این خاک، رفتم از کتاب‌های تاریخ و دیوان‌های شعر گرفته تا نام‌ جاهایی مثل لشکرگاه، واژه قطار کردم. همین طور برای به کار بردن واژه‌ی بازرگان از مولانا و خواجه‌ی انصار کمک جستم، تا به خرم بگویم  که جناب در حق زبان ما کم‌لطفی می‌کنی و برای معلوماتت در این مورد باید اندکی کتاب بخوانی.

 

 حالا که می‌بینم، من سخت در اشتباه بودم. این‌هایی که در برابر به کار گیری واژگان زبان ما یک چنین موضع می‌گیرند، در حقیقت خوب می‌دانند که چه کار می‌کنند. آن‌ها خوب می‌دانند و حتا در بحث‌های شخصی شان و در خانه شان هنگام صححبت با پدر و مادر و زن و فرزند شان، به ما «فارسی‌وان» خطاب می‌کنند؛ اما وقتی محیط کار دولتی و سیاسی خود می‌آیند برای زدودن ما و بی‌هویت ساختن ما به هر وصله‌ی می‌چسپند تا کار خودشان را کرده باشند.

 

 این را هم خوب می‌دانند که ایرانی (رژیم آخوندی ایران) خواندن این واژه‌ها مسخره است و کسانی که این واژه‌گان را به کار می برند نه تنها که به هدف همسویی با رژیم ایران نیست بلکه، رژیم ایران بسیار روشن به مخالفان این واژگان پول داده و می‌دهد.

 

 از پول هایی که رژیم ایران توسط عمر داوودزی  به کرزی فرستاد و همین طور سند پول گرفتن  شماری از اعضای سنا و مجلس نمایدگان که همه‌ی این پول بگیران یا مخالف به کار گیری واژه‌های فارسی اند  و یا هم در برابر این همه بی‌عدالتی سکوت ‌می‌کنند.

 

 نکته‌ی دوم، عاملی که این‌ها را این قدر با جرئت ساخته است، ناشی از جبن و خفتی است که ما قبول کرده ایم. جبن و زبونی که در چسپیدن به قدرت شماری تمثیل شده و رگ گردن فاشیزم را کلفت تر می سازد.

 

 توجه کنید! از قماش اصولی در تمام مجلس نمایندگان چند نفر است؟ چرا دیگران خاموش اند؟ همین طور در تمام این حاکمیت، چند نفر مثل خرم است، چرا غیر خرمی‌ها این قدر جبن دارند و خفت را پذیرفته اند؟ آخر از چه می‌ترسند؟

 

 این‌ها پرسش هایی است که باید همه از خود بپرسیم و رسیدن به پاسخ شان، می‌تواند راه‌کشا باشد.

 

کریم خرم و ناصر اصولی و آن‌هایی که علیه زبان و هویت ما قرار دارند، آن‌ها برای هدف و فکر خود کار می‌کنند و برای بی‌منطقی خود، اتفاقا منطق دارند.  بلکه مشکل در ماست. مایی که توسط یک مشت شرف‌باخته‌ی پول دوست که با فاشیزم دهن جوال بگیر اند -به ظاهر دموکراتیک ولی تا دندان مسلح به فاشیزم- داریم استحاله می‌شویم.

 

وقتی کرزی به خاطر رغبت قومی طالب (قاتل و دشمن قسم خورده‌ی مردم ما) را برادر می‌خواند، وقتی سربردین کودکان و به رگبار بستن زنان، قاچاق، بیدادگری و هزاران خفت‌کاری دیگر در این نظام، جرم و مخالف وحدت ملی‌ پنداشته نمی‌شود، اما گفتن دانشگاه جرم می‌شود و گویندگانش مخالف وحدت ملی، پس چه باید کرد؟

 

 چرا باید خاموش بود؟ دیگر چه مصلحتی باقی‌ می‌ماند؟ چرا همیشه مسئول کنده نشدن این تار نازک وحدت ملی ما باشیم و دیگران هرچه دلشان شد در سرزمین مان برمردمان روا دارند و با دیده درایی و جهالت تمام، بر ما خط و نشان تعیین کنند چرا؟

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

525784_395172613854194_1134587771_n.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون