سوگ خراسان: در مرگ محمد جان شکوری
28 شهريور 1391,ساعت 07:44:08

داکتر مهدی

خبر درگذشت دانشمند گرانمایه، اکادمیسین محمد جان شکوری برای من بسیار تاثر آور بود. شکوری را چندین بار ملاقات کرده بودم. در سال 1997، او به کتاب من زیر نام «زمینه های رشد زبان فارسی دری تا عصر سامانی» مقدمه ی عالمانه نوشت. اعتقاد آن زمان مرا که تصور می کردم زبان باختری «مادر زبان دری» است،

به آهستگی انتقاد کرد و گوشزد نمود که زبان باختری یکی از گویش های زبان بزرگتری بوده که قبل از تداول گویش دری، در خراسان، در دربارهای کوشانی و هیتالی متداول بوده است.

هر چند برای معرفی شکوری تنها مقدمه ی که او به کتاب «نمونه ی ادبیات تاجیک» اثر صدرالدین عینی نوشته کافی است؛ اماا از شکوری دهها اثر ارزنده در دست است.

شکوری در آن مقدمه، تاریخ ورا رودان (ماوراء النهر) را از عصر سامانی تا استیلای روسیه ی شوروی بصورت موجز به رشته ی تحریر در آورده؛ دلایل عینی را برای نگارش کتاب- که همانا جواب به انکار موجودیت تاریخی زبان فارسی در ورا رودان است- به زیبایی تمام بیان کرده؛ چندانکه خواننده ی اهل افغانستان را در توهم می اندازد که نشود شکوری از تاریخ خراسان شرقی سخن می گوید، و از سمتی که به زبان و فرهنگ فارسی در این خطه روا داشته شود. حقیقت اینست که طی قرون نزدهم و بیستم، استعمار تزاری و انگلیسی و بازماندگان آنها، در مقابل زبان و فرهنگ فارسی، در دو بخش خراسان رویه ی بالمثل انجام دادند. شکوری در کتاب «خراسان است اینجا»، احساسات غالب در تاجیکستان پس از استقلال را- که بسیار محلی گراست- انتقاد می کند و برای اولین بار «هویت خراسانی» را برای ساکنان خراسان تاریخی پیشنهاد می کند. او از این لحاظ حق بزرگی بر گردن کسانی دارد که داعیه ی «خراسانی» بودن را در برابر هویت های قومی عنوان می نمایند.

هویت های قومی، ساکنان خراسان را به جان هم انداخته و افتخارات مشترک را که از آن همه ی اقوام و متعلق به تمدن اسلامی بوده، پارچه پارچه کرده است. این چیزی است که شکوری به خوبی به آن پرداخته و تحت لوای «هویت خراسانی» اقوام ساکن در سرزمین وسیعی میان سیر دریا تا مرزهای سیستان و وزیرستان را صاحب هویت واحد دانسته است.

شهکار شکوری، رساله ی دکترای او «صدرالدین عینی» است. شکوری این کتاب را به خط فارسی (به قول تاجیکان خط نیاکان، و به قول آسیای میانه ای ها خط مسلمانی) نگاشته است. اکثر آثار شکوری به خط فارسی است. این کتاب، عینی را به عنوان پیشوای نهضتی نشان می دهد که عصر تاریک خانواده ی منغیتی را پشت سر می گذارد و تاجیکان آسیای میانه را وارد عصر سویتی (شوروی) می سازد. این حرکت در آثار عینی ترسیم گردیده و در زبان شعر و نثر او به وجه احسن تصویر شده است. عینی نماینده ی شعر و نثر همین دوره است؛ چنانکه شکوری خود نماینده ی انتقال از عصر سویتی به عصر استقلال سیاسی و ادبی تاجیکان آسیای میانه است. جا دارد این بُعد کار شکوری موضوع نگارش اثری از گونه ی کتاب «صدرالدین عینی» او باشد.

فقدان شکوری در جامعه ی علمی و ادبی جهان فارسی گوی، محسوس، و جای او برای سالیان دراز خالی خواهد بود؛ مگر اینکه آن زمینه ی پر باری که خاک خراسان دارد، و آن استعداد و بالندگی که زبان فارسی راست، این کمبود را جبران نماید و به زودی فرزندی برومند با قلم توانا وارد میدان سازد.

ایدون باد

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

3 (2).jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون