اعظم رهنورد زریاب: در کشور ما فرهنگ روزنامه خوانی وجود ندارد
12 بهمن 1391,ساعت 04:51:36

هفته‏نامۀ اقتدار ملي

با توجه به نبود یک مرجع قابل اعتماد برای گزینش واژگان فارسی به جای اصطلاحات انگلیسی و عربی، به نظر شما گرایش به فارسی‌گرایی و کاربرد واژه‌های فارسی در نشریات افغانستان و اقتدارملی چگونه بوده است؟

جناب رضوانی به من زنگ زد و همین را به من وظیفه سپرد. من به جناب رضوانی گفتم مدت زیادی است که

اقتدارملی به من نرسیده است. کسی که توزیع می کرده این‌ها را فریب می‌داده و می گفته من می‌برم اما نمی‌آورده است.

 

 بالاخره دیروز بود که به من چند شماره اخیر را فرستادند. پیش از این که به زبان اقتدار ملی بپردازم می‌خواهم یکی دو مسأله را توضیح بدهم. وقتی رادیو و تلویزیون به وجود آمد، رسانه‌های چاپی با چالش رو به رو شدند و برای بقای خود ناگزیر شدند که راه‌هایی را بیابند که بتوانند با رسانه‌های دیداری و شنیداری رقابت کنند. و پیدا هم کردند. روزنامه‌ها تلاش کردند چیزهایی را به چاپ برسانند که در رسانه‌های دیداری و شنیداری آن‌ها سراغ نمی‌شد. رسانه‌های دیداری وقت کمی برای خبر ندارند. در تلویزین طلوع و طلوع نیوز که من در آن جا هستم ثانیه‌ها برای خبر محاسبه می‌شود. برای یک خبر بسیار مهم سه دقیقه وقت است و برای خبرهای دیگر یک دقیقه و 15 ثانیه و یک دقیقه و 10 ثانیه و نباید یک خبر از یک دقیقه و 10 ثانیه، یک ثانیه زیاد شود و اگر زیاد شود کم می‌کنند.

 این محدودیت را رسانه‌های چاپی ندارند و رسانه‌های چاپی تلاش می‌کنند گسترده‌تر خبر داشته باشند. یعنی آنچه را که رسانه‌های دیداری و شنیداری وجود ندارد همان نکته‌ها را برجسته بسازند و برای خواننده و مخاطب بازتاب بدهند. و هفته‌نامه‌ها بازهم با یک چالش جدی‌تر رو به رو هستند. یعنی نه تنها با چالش رسانه‌های دیداری و شنیداری روبه رو هستند؛ بل با چالش روزنامه‌ها رو به رو هستند. روزنامه‌ها بیشتر از هفته‌نامه‌ها می‌توانند مسایل را به مردم برسانند و حال برای هفته‌نامه چه می‌ماند. هفته‌نامه وقت زیاد دارد و می‌تواند مسایلی را بازتاب بدهد که در روزنامه‌ها هم نیست یعنی مفصل‌تر و دقیق‌تر و پژوهشی‌تر به مسایل بپردازد. اقتدار ملی تا اندازه‌ای این کار را می‌کند. ولی بازهم طوری که دیده می‌شود به همین اصلی که برای هفته‌نامه‌ها یک اصل مسلم و پذیرفته‌شده است کمتر پرداخته می‌شود. مثلا مساله بودجه است. بودجه را خبر می‌دهند یک مقدار مفصل‌تر ولی لازم است که یک هفته‌نامه با اقتصاددان‌ها و با اعضای مجلس که رای مخالف داده اند مصاحبه شود که چرا رای مخالف داده اند.و همچنان با کسی که رای موافق دادند هم مصاحبه شود که چرا رای موافق دادند؟

 

یعنی هفته‌نامه فرصت بیشتری دارد که به مسایل عیمق‌تر بپردازد و این کاری است که روزنامه‌ها و رسانه‌های دیداری و شنیداری نمی‌توانند به آن عمیق بپردازند. اما هفته‌نامه‌ها چون فرصت بیشتری دارند می‌توانند این کار را انجام دهند.

 

سوگمندانه در کشور ما فرهنگ روزنامه‌خوانی وجود ندارد. من با کمال تاسف می‌بینم که دهه 90 نسبت به دهه 30 کمتر شده است. زمانی که روزنامه آمد من به یاد دارم که مردم، طرف دیگر نزدیک پل باغ عمومی منتظر می‌ایستادند که روزنامه‌فروش بیاید و روزنامه اش را بفروشد و این‌ها بخرند. و یک روز هیچ یادم نمی‌رود که روزنامه‌فروش به سر دیوار رودخانه کابل ایستاد و می‌فروخت. آن قدر بیروبار شد که روزنامه‌فروش به دریا افتاد. اما شما امروز اگر رایگان هم روزنامه توزیع کنید سرتان بیروبار نمی‌شود. یعنی فرهنگ روزنامه‌خوانی افت کرده است و یکی از عوامل افت، رسانه‌های دیداری است و آن‌ها هم بدبختانه مسایلی را پخش می‌کنند که باب دندان مردم است. باب دندان عوام است.و از همین سلیقه پایین مردم سوء استفاده می‌شود و آن چیزهایی را به خوردشان می‌دهند که آن‌ها را تسکین می‌دهد؛ اما به آن‌ها چیزی نمی‌آموزد.

 

به هر صورت وظیفه‌ای را که رضوانی به من سپرد من فقط دیروز وقت داشتم که یک نگاه گذرا بیاندازم برای کاربرد زبان اقتدار ملی که یکی از رسانه‌های چاپی است که تلاش می‌کند زبان شسته و رفته‌ای را به کار ببرد و تا اندازه زیادی در این کار موفق بوده است. اما بازهم طوری که من دیدم لغزش‌های کوچکی در کاربرد زبان در اقتدار ملی دیده می‌شود. یکی از چیزهایی که تعجب مرا برانگیخت کاربرد سیمی کولن است مثلا آورده “جرگه سنتی؛ چالش مشروعیت و هزینه اضافی”. این جا سیمی کولن چه معنا دارد. سیمی کولن کاربرد و یا کاربردهای مشخص دارد که در کتاب‌ها نوشته شده است و در این جا هیچ معلوم نیست که کاربردش چه است. بازهم “پاکستان؛ بحران فراگیر”. بازهم معلوم نیست که سیمی کولن در این جا چه وظیفه‌ای را انجام داده است. بازهم می‌بینیم:”نشست کاخ سفید؛ منافع ملی یا امتیاز طلبی” معلوم نیست سیمی کولن چه وظیفه‌ای دارد. بازهم می‌بینیم:”کاظمی؛ عضو مجلس نمایندگان” هیچ معلوم نیست که سیمی کولن در این جا چه می‌کند؟

 

من توقع دارم که پس از این متوجه کاربرد نشانه‌ها باشند چرا که نشانه‌ها بر معنای آن چیزی که شما می‌گویید بسیار اثرگذار است. نکته دیگری که من متوجه شدم کاربرد واژه‌های بیگانه است مثلا کانکور، مثلا تروریست. کانکور یک واژه فرانسوی است یعنی رقابت معنا می‌دهد یکی از معانی آن رقابت است.

 ما می‌توانیم به جای کانکور، آزمون ورود به نهادهای تحصیلات عالی که کاملا برای خواننده روشن می‌سازد و ما را هم از کاربرد یک واژه خارجی نجات می‌دهد. تروریست هم از این جمله است واژه تروریست جا افتاده است. مردم می‌فهمند ولی ترور در زبان انگلیسی ترس و هراس معنی می‌دهد تروریست اسم فاعل است کسی که هراس تولید می‌کند یا در صدد تولید کردن هراس در جامعه است. ما در طلوع واژه هراس‌افکن برای تروریست به کار می‌بریم و هراس‌افکنی را برای تروریزم به کار می‌بریم. بعضی از رسانه‌ها واژه دهشت‌افکن به کار می‌برند. ولی دهشت در زبان عرب معنای ترس را ندارد و دهشت اسم فاعلش مدهوش است یک نوع بی‌هوشی و از خودرفتگی معنا دارد، نه ترس. به این صورت اگر ما به جای تروریست و تروریزم، هراس‌افکن و هراس‌افکنی را به کار بریم هم یک واژه بیگانه را به کار نبرده ایم و هم مفهوم‌تر است برای مردم که منظور ما چیست.

 

یک نوع ناهمسانی‌ها هم در اقتدار ملی متوجه شدم مثلا یک عنوانی را دیدم که گزینه‌های الف تا ی برای افغانستان. الف را الف، لام، ف نوشته کرده؛ اما ی را تنها حرف «ی» نوشته است یا باید الف تا یانوشته می‌شد.

 

یک تعداد واژه‌هایی است که مبهم است و بحث برانگیز از جمله «مورد»، مورد در زبان عرب اسم مکان است جای ورود. مصدرش هم مورد. اما غالبا در رسانه‌ها ما مورد را به جای درباره به کار می‌برند. در مورد مساله‌ای مشورت کنند در اقتدار ملی آمده: به گفته پرویز ناتل خانلری همین باره‌ی مادرمرده را چه کرده که آن را نمی‌گیرید در حالی که باره واژه‌ای است که هزار سال عمر دارد و فراوان در متون به کار رفته است و مردم خوب‌تر می‌فهمند. تا این که شما یک واژه عربی را درست به کار ببرید وارد یک واژه عربی است در اقرب الموارد.

 

یک چیز دیگر که من متوجه شدم کاربرد فعل‌های مرکب است. پیش از قرن 6 هجری ما کمتر فعل مرکب را به کار می بردیم.

 

همیشه فعل‌های غیرمرکب به کار رفته، مثلا در اقتدارملی آمده است: “تصمیم‌های جدی اتخاذ می‌کند”. اول این اتخاذ چه لغتی است. بعد از آن اتخاذ می‌کند، تصمیم گرفته می‌شود، اتخاذ نمی‌شود، تصمیم‌های جدی گرفته می‌شود بسیار ساده است. یعنی کوشش شود که از کاربرد فعل‌های مرکب استفاده نشود.

 بعد از قرن 6 سقوط و دوره فترت زبان فارسی فرا می‌رسد خصوصا پس از دوره مغول و پس از حمله مغول است که شما کاربرد افعال مرکب را بیشتر در زبان فارسی می‌بینید.

 

اکنون نویسنده‌های زبان فارسی بسیار تلاش می‌کنند که بازگشت کنند به فارسی پیش از سده هفتم و افعال غیرمرکب را به کار ببرند که ما از این افعال در زبان فارسی داریم. به طور مثال به جای تصمیم اتخاذ می‌کند، تصمیم می‌گیرد.

 

در کابرد ضمیرها تا اندازه‌ای بی‌دقتی صورت می‌گیرد. در اقتدار ملی شما ببینید در مورد مسایل مشورت کنند که اوباما روی آن در ماه‌های آینده تصمیم اتخاذ می‌کند.مسایل جمع است اما ضمیر آن مفرد به کار رفته است و این یک اشتباهی است که در گذشته‌های فارسی هرگز دیده نشده است. اکنون به اسم جمع ضمیر مفرد به کار برده است.

 

نبود دقت در کاربرد اسم‌ها هم یک مساله است. مثلا در یک عنوان می‌بینید:”انلگیسی‌ها هم افغانستان را ترک می‌کنند”. انگلیس نام قومی است مثلا روس، مثل عرب شما روسی گفته نمی‌توانید باید روس بگویید. اما اگر یک چیز را به آن منسوب می‌کنید آن وقت شما روسی گفته می‌توانید زبان روسی، زبان انگلیسی، زبان عربی، اما در این جا “انگلیسی‌ها هم افغانستان را ترک می‌کنند” یک اشتباه بسیار روشن است. در کاربرد واژه‌ها بازهم لغزش‌ها دیده می‌شود. مثلا علمای دینی، شما می‌گویید علمای فیزیکی، علمای تاریخی، یا علمای فیزیک می‌گویید. سعدی می‌گوید:”همه قبیله من عالمان دین بودند”.

 عالمان دینی نگفته، عالمان دین بودند. مرا معلم عشق تو شاعری آموخت. عالمان دین نه علمای دینی. “غزنی پایتخت مخروبه جهان اسلام”. مخروبه مونث مخروب است و هیچ معلوم نیست که چرا در این جا مخروبه آمده است. صفت مونث برای پایتخت در زبان عرب به کار می‌رود وقتی موصوف مونث باشد صفت آن هم مونث است؛ اما پایتخت مخروبه چرا؟ بگویید پایتخت ویران هیچ نه مخروب و نه مخروبه.

 

یک اشتباه دیگر دیدم که بایسته را به جای باید به کار بردند. بایست قانون بر اساس امارت اسلامی نوشته شود. بایسته ماضی بایستن است. لازم بود معنا می‌دهد در این جا چنان که ناصرخسرو درسفرنامه می‌نویسد هر آنچه بایسته بود می‌خرید یعنی لازم بوده.

 

ولی به هر صورت منظور این است که رسانه‌ها چنان نفوذی دارند که سعدی و حافظ نداشتند. وقتی حافظ در زمان خود که یکی از شاعران بزرگ بوده است و شهرتش در همه جا پیچیده بود اما شما ببنید که در قرن 8 حافظ را زیاد که با خوش‌بینی ببینیم پنج هزار نفر می‌خواندند؛ اما امروز خبر یک خبرنگار عادی را در ظرف یک دقیقه میلیون‌ها نفر می‌شنوند. بنابرآن نقش خبرنگار بسیار در چگونگی اثرگذاری بر زبان از سعدی و حافظ بیشتر است. وقتی یک خبرنگار یک واژه را غلط به کار می‌برد جفای بسیار عظیم می‌کند و اگر یک واژه را درست به کار می‌برد او بسیار نقش بزرگ در بهبود زبان بازی کرده است.

 

شما ببنید وقتی کودتای محمد داوود شد پیش از آن رادیوها جَمهوریت می‌گفتند؛ اما استاد سراهنگ یک آهنگ ساخت برای جمهوریت و در آن جا دقیق تلفظ کرد جُمهوریت و در فرهنگ‌ها دیدند که این جُمهوریت است و بعد از آن همه رسانه‌های شنیداری کلمه را دقیق جُمهوریت تلفظ می‌کردند و رییس‌جُمهور تلفظ می‌کردند.

 

یعنی یک آهنگ استاد سراهنگ تلفظ یک واژه را در کشور تغییر داد. هر خبرنگار همین نقش را بازی کرده می‌تواند. برعکس احمدظاهر رُسوا را رَسوا خوانده است و این را کل جوان‌ها رَسوا می‌خوانند. احمد ظاهر یک نقش منفی بازی کرده طوری که استاد سراهنگ یک نقش مثبت بازی کرده است. ولی این مسایل چنان جدی نیست و هیچ از ارزش هفته‌نامه اقتدارملی کم نمی‌کند و طوری که دوستان گفتند هفته‌نامه جای خود را در جامعه باز کرده و امیدوار هستم عمر هفته‌نامه بسیار طویل باشد و هر سال چنانچه امروز بوده بهتر شود و در جامعه هر نقشی را که لازم است بازی کند، همان را بازی کند.

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

somoni.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون