حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
21 بهمن 1391,ساعت 05:04:23

اثار حکیمی

دیروز نزدیک شام بود که دوستی زنگ زد و از ماجرای بازداشتِ استاد پرتو نادری، شاعر و و نویسنده‌ی برجسته‌ی کشور برایم گفت. تا آن لحظه من خبری از این ماجرا نداشتم. بنا بر این به خاطر دریافت حقیقت، دوستانی را  زنگ زدم.  در نهایت دریافتم که آقای داوودعلی نجفی، وزیر حمل و نقل حکومت کرزی به خاطر

نوشته‌ای که سال پار استاد پرتو، در روزنامه‌ی «ماندگار»  زیر عنوان «من حامد کرزی را رییس‌جمهور ساخته ام ورنه داکتر عبدالله رییس جمهور می شد» نشر کرده بود، شکایت کرده و این دادستانی افغانستان که به دادگُستری شهره‌ی آفاق  است (!) به اصطلاح به خاطر «برپایی عدالت» و گوش‌تاوی این نویسنده‌ی خیره سر، بی‌درنگ حکم به بند کشیدن وی را داده است.

 

خوب لازم نمی‌دانم که بگویم که پرتو نادری که است و چرا باید به بند کشیده شود؟ چون مخاطبان این پیام، او را به خوبی می‌شناسند.  او حدود چهل سال برای ادبیات و فرهنگ پارسی کوه کنده است. کاری که در این کشور، مزیت نه بلکه جرم پنداشته می‌شود.  همین گونه، نقش زنجیر و خاطره‌ی پشت پنجره از هشت سال زندان را  در حافظه دارد. پس یقین دارم که او  بیدی نیست که حالا از حکم دادستانی حکومت فاسد کرزی  بلرزد.

 

اما چیزی که بر عجایب هفت‌گانه‌ی جهان می‌افزاید -که هشت‌گانه شود- عملکرد این حکومت در برابر رخدادها است.

 

به گونه‌ی نمونه، وقتی برخورد این حکومت در برابر انتحاری، آدم‌ربا، زمین‌غصب‌کن، متجاوز و... با برخوردش در برابر نویسنده، خبرنگار و فرهنگی مقایسه شود، اوج فاجعه روشن می‌شود.

 

حکومتی که انتحاری برادرش است، مافیا تارپودش را تشکیل می‌دهد. تا گلو در فساد غرق است. ناامنی و هزاران ناکارگی دیگر که نامش را در جایگاه بدنام‌ترین حاکمیت دنیا قرار داده است.

 

حاکمیتی که هرکس به اندازه‌‌ی فساد و قانون شکنی اش، در آن جایگاه و مقام دارد. در چنین حاکمیتی، نویسنده‌ای که خلاف میل حاکمیت بنویسد و از حقیقت سخن بگوید، باید به زندان کشیده شود. چون قاعده‌‌ی یک چنین ساختاری غیر این نمی‌تواند باشد.

 

در این هم شک نیست که بدنه‌ی اصلی این حکوم به شدت آلوده به فساد و گندکاری است. اما در تمام دنیا اگر شهروندان از هر نهادی رو بگردانند و بی اعتماد شوند، دست‌کم به نهادهای عدلی (دادگاه عالی و دادستانی کل) باور می‌داشته باشند و در نهایت تصور می‌کنند که این نهادها (دادستان و دادگاه) به داد شان می‌رسد.

 

مگر حکومت افغانستان، به خاطر فساد باوری و قدرت‌طلبی که در ذهنیت رهبری اش بود،  چه در گزینش افراد در رهبری این‌ نهادها و چه در سمت و سو دادن عملکرد این‌نهادها، نهادهای  عدلی افغانستان را به شدت به ابزار دست تیم حاکم تبدیل کرد.

 

دادگاه عالی و دادستانی کل، به خاطر گوش‌به‌حرف‌بودن تیم حاکم و به دلیل رأی نگرفتن از مجلس نمایندگان، از یک سو و فساد‌پیشگی و گندکاری از سوی دیگر، پیش  مردم نه مشروعیت حقوقی دارد  و نه هم نهاد قابل اعتماد است. این‌ دو نهاد که باید مایه‌ی امید مردم برای برپایی عدالت باشد، متأسفانه به پاتک حکومت برای به دام انداختن کس و کسانی شده است که حکومت می‌خواهد برای شان مشکل خلق کند.

 

در نهایت دستگاه عدلی افغانستان،  به اندازه‌ای بدنام و آلوده شده اند که حتا شماری از  مردم به خاطر حل پرونده‌های خود ترجیح می‌دهند که به دادگاه صحرایی طالبان بروند، اما به این نهادها نروند.

 

به گونه‌ی نمونه، هنوز داستان «دیوه» آن بانوی خبرنگار و قاضی ارشد در جلال‌آباد، سرد نشده. و در روی‌داد دیگر، دیروز هزاران معترض هراتی در اعتراض به کشته شدن کودکی توسط آدم‌ربایان، در شعار‌نامه‌های خود، تنفر خودشان را از فساد در این دو نهاد بیان داشتند.  مردم به این باور اند که این دو نهاد، پول می‌گیرند آدم‌ربا و قاتل و جانی رها می‌کنند، تا جانی‌ها بیشتر جنایت کنند، اما نویسنده را بدون در نظر گرفتن قانون به بند می‌کشند.

 

بارها دیده شد که این حکومت در برخورد با خواست‌ها و اعتراض‌های مدنی و روشنفکری، کمترین اعتنا را نداشته است. بنا بر این، از جامعه‌ی فرهنگی  و رسانه‌گران، انتظار می‌رود که در پیوند به این مسئله و مسایل دیگر که آزادی های مردم را می‌خواهند سد کنند، تنها به واکنش های رسانه‌ای بسنده نکنند و همین گونه نهادها و جریان‌های  سیاسی باورمند به آزدی نیز، باید موضع روشن گیرند.

 

ورنه همانگونه که در این یازده سال دیدیم، حاکمیت افغانستان کمترین  باور را  به آزادی بیان و دموکراسی ندارد. حاکمیتی که مؤلفه‌های ساختاری و باوری اش،  تمامیت‌خواهی، قبیله انگاری و طالب اندیشی است، به صورت قطع به آزادی بیان و دموکراسی باو نمی‌داشته باشد.

 

ممکن استبداد تنیده در خون مردم ما و گسترش بساط استبداد و فساد، برخی‌ها را به این گونه بار آورده باشد که این‌جا افغانستان است. کشوری که فرهنگی  بودن جرم و طالب و قاتل بودن مزیت است. پس پرتو باید محکوم شود.

 

اما حاکمیتی که از جیبب دموکراسی خرچ می‌کند و مهر آزادی بیان بر سینه دارد، باید بداند که حمل این سیه‌کاری‌ها چه حالا و چه در پیش‌گاه قضاوت تاریخ به اندازه‌ی اختلاس پول‌های کابل‌بانک ساده نخواهد بود. شک ندارم که سر انجام نسلی و مردمی پیدا می‌شود و حساب این همه بی‌عدالتی را می‌گیرد.

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

biruni.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون