حذف هویت‌های قومی از شناسنامه‌های شهروندان، خلاف آیت قرآن و قانون اساسی است
10 خرداد 1392,ساعت 08:38:07

آثار حکیمی

قانون ثبت احوال نفوس که چگونگی سند شهروندی افراد را توضیح می‌دهد، چهار شنبه (هشت جوزا) توسط مجلس نمایندگان تصویب شد. در این قانون تصویب شد که هویت قومی شهروندان در رویه‌ی شناسنامه‌ها درج  نشود؛ اما این تصمیم شماری از نمایندگان، در مخالفت با آیت قرآن و قانون اساسی کشور قرار دارد.

 

در آیت 13 سوره‌ی حجرات، خداوند در مورد خلقت انسان‌ها می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» ترجمه‌ی محمد مهدی فولادوند: «اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم، و شما را مِلّت مِلّت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بى‏ترديد، خداوند داناى آگاه است

 

بر اساس متن صریح این آیت قرآن، هویت‌های قومی چیزی است که خداوند به انسان‌ها داده است. یعنی رنگ، قوم، نژاد و دیگر تفاوت‌های انسانی سبب شناخت یک‌دیگر است نه مایه‌ی افتخار و ننگ.

 

همان‌گونه که در این آیت بسیار روشن ذکر است، ملاک برتری انسان‌ها درست‌کاری شان است نه قوم و قبیله شان؛ اما حذف هویت قومی و نادیده گرفتن آن نیز، کاری است غیر عادلانه و خلاف اصل خلقت انسانی.

 

در تمام جوامع انسانی، ملت‌سازی و ایجاد همدلی و همگرایی مردم چیزی که در افغانستان آن را «وحدت ملی» می‌نامند، با حذف  این تفاوت‌ها و با پیاده کردن عدالت و برابری میسر شده است نه آن که قومی آمده باشد و هویت دیگران را نادیده گرفته و یا با زور و تحمیل یک هویت، هویت‌های مخالفش را در سرزمینی نابود کرده باشد و نام این کارش را وحدت ملی و کاری در راستای ملت سازی  عنوان داده باشد.

 

همه نیک می‌دانند که روند به اصطلاح «ملت‌سازی»  در این دیار -که همه شهروندان را «افغان»  و نام کشور شان را افغانستان بگذارند- ناشی از یک ذهنیت به شدت قومی و برخاسته از تفکرِ پرورده‌گان اندیشه‌ی فاشیزم هتلری-اتاتورکی، بودکه در نهایت‌ توسط قدرت‌های استعماری زمان، دست کم در نام‌گذاری کشور شکل گرفت. اما در مورد هویت‌های اقوام این سر زمین، هیچ زمانی به اندازه‌ی حاکمیت فعلی هویت‌های قومی سلب نشده بودند.

 

در شناسنامه‌های که رژیم‌های پیشین ( محمد ظاهر، حکومت‌های  پس از انقلاب ثور، حکومت مجاهدان  و طالبان) به شهروندان توزیع کرده اند، هویت قومی شهروندان و زبان مادری شان درج است.

 

اکنون سند معتبر دیگر در راستای به رسمیت شناختن هویت‌های قومی افغانستان، قانون اساسی است.  در این قانون بند سوم ماده چهارم این گونه تذکر رفته است: «ملت افغانستان عبارت است از تمامِ افرادی که تابعیت افغانستان را دارا باشد. ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه‌یی، نورستانی، ایماق، عرب، قرغیز، قزلباش، گوجر، براهوی و سایر اقوام می‌باشد

 

بنا برآن، نماینده‌هایی که به حذف هویت‌های قومی در شناسنامه‌ها رأی داده  اند، در مخالفت آشکار قانون اساسی و آیت قرآن قرار گرفته اند.

 

استدلال شماری از مدافعان و توجیه‌گران این کار خلاف قانون، این است که قومیت افراد در فورم‌های خاص و حافظه‌ی شناسنامه‌ها درج است، پس لازم نیست که در رویه‌ی شناسنامه‌ها ذکر شود.

 

اما این مسئله خود مبین نوعی پنهان‌کاری است؛ چون وقتی خدا هویت‌قومی بندگانش را دلیل شناخت‌ آن‌ها ذکر نموده و قانون اساسی نیز، این هویت‌های قومی را  به رسمیت شناخته است و در فورم‌های ثبت نام و حتا در حافظه‌ی شناسنامه جا داده می‌شوند، پس دلیل نیاوردن آن در رویه‌ی شناسنامه، به جز  هدف سیاسی و تداوم روند حذف هویت‌ شهروندی چه می‌تواند باشد؟

 

هر شهروند مطابق قانون حق دارد که به معلومات عادی و لازمی دسترسی داشته باشد، لذا محروم ساختن شهروندان از دانستن هویت و تعلق قومی و زبان مادری شان، به هیچ وجه نمی‌تواند در راستای عدالت و قانون توجیه شود؟

 

مسئله‌ی دیگر، مشکل نبود آمار دقیق از نفوس و اقوام در افغانستان است. این کشور، شاید یگانه کشور عجیب و غریب دنیا است که همه‌ی مواردش بر اساس ادعا و تخمین شناخته می‌شود. این خود مشکل فراوانی را در راستای عملی سازی پروژه‌ها و برنامه‌های دولتی پدید آورده است.

 

به صورت دقیق مشخص نیست که کدام قوم چه قدر نفوس دارد و در کجا زندگی می‌کند؟ چون سیاست حاکم درا ین دیار سیاست انسانی و برخاسته از عدالت نیست، در این دیار تعامل توزیع منابع و قدرت بر اساس ادعای اکثریت و اقلیت است. حالا روند توزیع شناسنامه‌های معتبر الکترونیکی، فرصتی است برای دانستن شمار دقیق نفوس، قوم، زبان و ... در این کشور.

 

این روند اگر به صورت درست عملی شود و قومیت همه در شناسنامه‌ها ذکر شود، در کنار این که به هویت‌های قومی و زبان مادری مردم ارج گذاشته می‌شود، روند آمارگیری و آماردهی تسهیل می‌کند و  این کاریست علمی و امروزی. اما سیاست حاکم بر آن است که ادعاهای واهی، در تمام موارد از جمله بحث قومیت و شمار نفوس هر قوم، که اکثریت و اقلیت تعریف شده اند باقی بماند حالا به هرقیمتی از جمله نقض قانون و مخالفت با خلقت خدا.

 

به باور من، پنهان کردن هویت‌های قومی و نیاوردن آن در رویه‌ي شناسنامه‌ها به چند هدف صورت گرفته است:

 

نخست، هدف تیم حاکم از ذکر نکردن هویت قومی در رویه‌ی شناسنامه، به هدف حاکمیت قومی و پنهان کاری ادعاهایی است که به خورد مردم در راستای کمیت نفوس اقوام داده شده است. این احتمال هم به دور نیست  که  افراد حکومتی در فورمه‌ها و  بانک معلوماتی (دیتا‌بیس) که در اختیار شان است، هویت افراد را به هدف اکثریت‌سازی و اقلیت‌سازی جعل کنند.

 

دوم، شماری از افراد که دچار تزلزل هویتی اند، از درج هویت خویش ننگ شان می آید، بنا بر این ترجیح داده اند و می‌دهند که به هویت‌های تخیلی و برساخته پناه برند.

 

سوم، این کار دقیقا در راستای هویت‌زدایی از اقوام صورت گرفته است. همه‌ی آن‌هایی که خواهان حذف هویت‌های قومی اند و نمی‌خواهند هویت قومی شهروندان در رویه‌ی شناسنامه ذکر شود، به این باور اند که درج نکردن هویت‌ قومی شهروندان در رویه‌ي شناسنامه، در دراز مدت زمینه را برای حذف هویت‌ قومی فراهم می‌کند تا سر انجام هدفی را که شئونیست‌ها به آن می‌اندیشند، همانا تحمیل هویت «افغان» بر همه است عملی شود. آن‌ها به ظاهر، این کار شان را در راستای ملت‌سازی توجیه می‌کنند. اما غافل از این که این کار غیر انسانی و غیر عادلانه، شدنی نیست.

 

هر آدم، با هویت و زبان و فرهنگش شناخته می‌شود، گرفتن هویت و زبان آدمی، نوعی خشونت و بیدادگری  است.

 

قانون ثبت احوال نفوس که در راستای حذف هویت‌های قومی از شناسنامه‌ها توسط برخی از نمایندگان تصویب شد، قابل قبول نهادهای مدنی و شهروندان آگاه و باورمند به عدالت این سرمین، نیست. این قانون با 77 رأی موافق در برابر 61 رأی مخالف،  به تصویب رسید. در حالی که نزدیک به یک سوم نمایندگان نیز غیر حاضر بودند. یعنی اگر همه نمایندگان حاضر می‌بودند، ممکن این قانون در مورد ذکر هویت‌ قومی در شناسنامه‌ها به گونه‌ي دیگر تصویب می‌شد.

 

اکنون بر انسان‌هایی که همدیگر شان را با تفاوت‌های شان دوست دارند و تفاوت‌ها را کار خلقت می‌دانند نه برتری و کم‌تری، نهادهای مدنی، گروه‌های سیاسی عدالت‌باور، اعضای مجلس سنا، اعضای مجلس نمایندگان که مخالف تصویب این قانون بودند و همه‌ی آن‌هایی که هویت‌های این سرزمین را در کنار هم می‌پذیرند نه این که به خاطر حذف هویت‌های ما، توطئه و دسیسه بچییند، بر آن‌هاست که به دادخواهی برخاسته و پیش از تصویب نهایی، قانون را دو باره برای تعدیل به مجلس بفرستند تا هویت اقوام و زبان‌مادری شان در آن درج شود.

 

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

n678370077_621856_1527.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون