تاجیک، اوزبیک، هزاره، نظاره کن، نظاره !
06 مهر 1392,ساعت 16:25:24

درویش دریادلی

شکسته شدن " ائتلاف انتخاباتی"، از همپاشیدن " جبهه ملی"  و بی سرنوشت شدن جناب احمد ضیاء مسعود را از پیش حدس می زدم و یک رویداد دور از تصور و دور از انتظار برای من نبود. میدانستم که دوستم و محقق برای مقاصد شخصی خود با آقای احمد ضیاء مسعود یکجا شده  بودند و در کارزار معامله گری ها او را در چهاراهی

قدرت لیلام می کنند و آقای احمد ضیاء تنها می ماند. من این گپ ها را می گفتم و می نوشتم و برایم زیاد عجیب نیست . اما چیزی که زیاد نمی شد پیشبینی کرد ، جدایی و دوری رشید دوستم و محقق بود .

 

 

جالب است که محقق دوستم را به شکستن تعهد قرآنی متهم  می کند و از او یک چهرۀ شبیه به نادرخان یعنی قرآن خور و تعهد شکن ترسیم می کند. مسالۀ دلچسپ دیگر این است که آقای محقق اذهان می دارد  که در میان اوزبیک و هزاره بر سر گرفتن قدرت در متن همه دوست نمایی های شان و تورکتبار  تورکتبار گفتن های شان  تضاد ها و تنش های جدی  وجود دارد و هیچ کدام شان حاضر نیستند که از منافع قومی خود به خاطر دیگری بگذرند.

 

محقق با یک لحن طعن آمیز و آمیخته با تمسخر می گوید که دوستم جایگاۀ واقعی اوزبیک ها را نمی داند و پای خود را از گلیم خود بیشتر دراز می کند و آرزوی معاون رئیس جمهور شدن را دارد ، در حالیکه باید در پهلوی هزاره ها باشد و از برکت یکجایی با هزاره ها ، صاحب یگان چوکی برای اوزبیک ها شود. در غیر آن هیچ چیزی بدست اش نخواهد آمد و جز پشیمانی هیچ عایدی نخواهد داشت. محقق ، با یک زبان بی زبانی ، میخواهد بگوید که رشید دوستم به مقام  و چوکی هزاره ها چشم دوخته است و میخواهد هزاره ها را پس زند و جایگاۀ شان را در معادلات سیاسی به اوزبیک ها بسپارد . در همان حال می خواهد به خلایق بفهماند که رشید دوستم  به یک مرض خود بزرگ نگری احمقانه مبتلا است که موقعیت واقعی خود را نمی شناسد و بیش از آنچه که است میخواهد برایش امتیاز بدهند.

 

 رشید دوستم نیز در پاسخ به حرفهای محقق، حرفهای جالبی را ابراز داشته است و از آن جمله محقق و خلیلی را به زیر پا نهادن منافع هزاره ها متهم  کرده است . نامۀ دوستم نیز قابل درنگ می باشد ، اما نمی خواهم این جا به آن بپردازم .

 

پاسخ آقای امرالله صالح به محمد محقق بدون تردید بسیار سر و صدا خلق خواهد کرد. مثل آن است که محقق را در یک میدان کشیده باشد و همه لنگی و چپن و واسکت و پیراهن و  لباس اش را کشیده و لخت و برهنه در سر چوک کابل ایستادش کرده باشد . محقق یک گپک زده بود که پایگاۀ مردمی امرالله صالح ضعیف است و  غیر از اتهام زدن به دیگران کدام کمال دیگر ندارد. اما آقای صالح در پاسخ وی چیزی نوشته است که محقق از خواندن هر کلمه ججلداغ خواهد شد.

 

 نامۀ آقای محقق  و پاسخ هایی که رشید دوستم و امرالله صالح به او نوشته اند ،نکات بسیار  مهم را در خود نهفته دارند که سزاوار بررسی ژرف میباشند. منظورم این نیست که گویا نامه های ایشان بسیار عالی و علمی هستند . نه . برعکس . اما با وصف پایین بودن سطح علمی شان، از خواندن دقیق آن نامه ها  ما می توانیم وضع فکری و روانی جامعۀ تا مغز استخوان قومی شده و از همپاشیدۀ اوغانستان را بهتر بشناسیم.

 

این نامه ها ، مشت محکمی هستند به دهان کسانی که باداشتن آن چنان رهبران و با موجودیت آن گونه گرایش های سوزان و عریان قومی، با وصف آنکه از تمامی حجرات و سوراخ های وجود شان بخار و باد " قوم " قوم قوم بیرون می آید، نشسته اند و به دیگران اندرز های پدرانۀ فراقومی می دهند و از  تاجیک ها می خواهند که نام " تاجیک" را نگیرند و از مسایل قومی ، از تضاد های قومی ، از ظلم و بی عدالتی قومی قطعا و اصلن یاد نکنند.

 

در شش ماۀ آینده ، در جریان این غایله انتخابات، تمام تشریفات ظاهری و تعارف های میان تهی به طاق بلند نهاده خواهند شد  و  رنگ اصلی همگی ما در برابر دیده گان مردم قرار خواهد گرفت. به نظر من ، این یک امر خوب است که یک تعداد از خفتگان ما را بیدار کند تا بیش از این به ناحق پشت نخود سیاۀ " وحدت ملی " و  فراقومی بازی های مضحک و مردم فریب نالان و سرگردان نباشند و به فکر مردم خود شوند و راهی را بیابند که تاجیک بتواند خود را از این تالاب بویناک فاشیزم و تبعیض و بی عدالتی قومی و فقر اقتصادی و بدبختی های دیگر بیرون سازد.

 

وقتی که در اوغانستان فاشیزم زده و جنگ زده و لبریز از مصیبت و فلاکت، همه چیز و همه کس و همه جا عمیقا و با شدت و سنگینی بی نظیر، قومی شده است، پشتونیزم بیداد می کند، فارسی ستیزی بیداد می کند، افراط گرایی هزاره گی و  پان تورکیزم اوزبیکی ناله می کشد، از هر طرف و به هر بهانه می آیند و به فرق تاجیک می کوبند، برای سرکوبی و نابودی ما نقشه می کشند و ..... خود ما هم غیر از جفا کاری به خود نکرده ایم، هرگز به فکرخود نبوده ایم، پشت منافع خود نگشته ایم ، خود کش و بیگانه پرور بوده ایم ، امروز نه حزب درست داریم، نه سازمان درست داریم ، نه نظم و نظام درست داریم، خود ما بدبخت ترین و محتاج ترین و عقبمانده ترین مردم اوغانستان شده ایم، هیچ برنامه و تفکر و راهکاری برای نجات خود نداریم، در این حال و وضع هم ، یکسره وعظ و نصیحت می کنیم که به فکر خود بودن خطاست ، گناهست ، کفر است ، تاجیک باید " تاجیک " نگوید، خود را غمخوار و مسوول خوشبختی دیگران بداند، خودش در فقر و ناداری و همه چیز باختگی غرق باشد، اما گپ های کته کته بزند و شعار های مفلس خوشحالانه سردهد و هیچ به هوش نیاید و درک نکند که تاجیک جان دیگران از هر نظر فرسنگ ها از تو پیش اند و بالایت ریشخندی می کنند و بخیز از خواب بیدار شو !

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

1444687203.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون