یادِ بودی ازقهرمان مسعود بزرگ
06 دي 1387,ساعت 05:14:41

« هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است در جریدۀ عالم دوام ما »

د. احدوفأمعصومی


به سلسلۀ بزرگداشت ویادهمیشگی از گُردان وقهرمانان ایران بزرگ وخراسان کبیر

 

اورا از تۀ دل واز ژرفای خاطراخلاص و اطاعت آمر صاحب می گفتند.

چون او مانند دیگر گُردان وقهرمانان سرزمین خورشید بزرگ ونمادی ازعظمت یک قهرمان بود.

او باطلوع ،غروب وفراز ونشیب خون آلود میهن و روزگاران تاریخش ،آشنائی کامل داشت.

آهنگ رسا ومصمم اش شیپور بیداری در گاه خطروچکامۀ دل آرائی دربُرهه های پیروزی بردشمنان

ذلیل وبدنامش بود.

اوبرای قوم قهرمان خود و ودیگر اقوام بومی کشوروتاریخش، اهانتی بدتر وشرم آورتر ازنظاره بر  نقش پاهای منحوس برهنه پایان مزدور وچرمین کمران قبول معامله های ننگین در خاکش نمی دید.

 دید بلند وفراخش نبض روزگاران فریب ودسائس زمان را با ژرفای هرچه تمامتر ازکران تا کران وتا آنسوی سیه چالهای گنددیدۀ اهریمنان به درستی احساس می نمود.

دستان اعجازگر و دقت دید موشکافش ،توگوئی اوراق سیه روزی ورنج صدمۀ های رواداشته برپیکرخراسان کبیرش را، درآرزوها وکاشکی های مبادای، شیطنتهای امروزی  باسرپنجه های درک وچشمان انگشتانش پیش نگری می نمود ،وورق اندر ورق آنرابادرد واندوه پیگیری مینمود، ومجال تکرارنمی داد.

باید از هفت خوان هزاران بارهنوزهم مشکل تردیگری سربلند می گذشت، که گذشت وباکی از شغادان زمان خودنداشت.

او آرزوئی والاتراز بهروزی وبیداری اقوام ستمدیده و شگوفائی وطنش در دل ودر خانۀ آبائی امیدهای مقدسش نداشت تا، سیه باد کثیف روآورده ازعفن زای زمان را که، پا در نقش پای اجداد متجاوز ددگونه خودهامی گذاشتند، دیگرمجال تکرار بی فرهنگی ومزدوری نباشد.

او عاشقانه ترین ترانه های پیروزی را همدست آئینه های امواج رستاخیزآزادگان ازبلندای کوههای وطن آبائی وبابائی اش ،به گوش آزادیخواهان جهان وگوشهای سنگین مردمان کشورش درهرگوشه وکناری از جهان زمزمه می کرد.

او ازسکوی یک قهرمان آزاده وآگاه ،وبا استفاد ازآیات ادب « قرآن فارسی » نجوای آزادی وآزادگی رابه گوش جهانیان سنگدل وغافل از درک اهریمن هزار چهره ومرموز میرساند وزمزمه میکرد.

او ازبه خاک وخون فگندن قصرهای ضحاک بدست آموزش دیدگان اهریمنان شرق وغرب درکشور وجهان ،درتبانی با دزدان ذلیل دریائی شناخته شده هوشدار داده بود.

او همنوا با حافظ وتلذذ ازسروده های دلکش وملکوتی اش ،دل در راه عشق به خدا ، مردم ومیهن پدری اش تا سرنگونی اهریمن سپرده بود .

تکرار فرمانهای هوشدار باشش که ناشی از درک تاریخی وشناسائی ژرفش از دشمنان بود چنان بانبض زمان هم آهنگ بود که گوئی، دمدمی بودن باران شگوفائی ودلپذیری ونسیم بهارانرا بشارت ومژده می داد.

او وقتیکه دل درگرو فراق تاریخ باعظمتش می سپرد ، تلویحاً از درختان ، ازتنومندی وژرفای ریشه گشن شان تا اعماق زمین سخن میگفت، وازعمر درازوباروری شان با محبت خاصی یاد مینمود وبدون درنگ به ذکر دعاهای سجود محبت در پیشگاه شان سربرزمین ، سر برخاکی که آنرا به سر وصورت می کشید میگذاشت ،وبه این وسیله ادای احترام به مادروطن وتاریخش پرازافتخارش می نمود، ویارانش چنان مؤثر به او نگاه میکردند که باید با نثار مروارید اشک محبت از صدفهای قلوب پرمهرشان شاخ وبرگ وتنه درختان را می بوسیدند ودلبرانه به آغوش می کشیدند، وچون خسته ایکه از خواب نوشین بیدار شده باشد احساس قوت ورضائیت میکردند.

او چون آذرخش دل ابرهای سیۀ مهاجم راباید باخدنگ انوار ایمان وصاعقِۀ عشق به حقیقت وتصمیم  می درید ومجال زهرپاشی برضد مردم ومیهنش نمی داد که نداد.

او رفت اما انوار و اوراق غلبۀ زرین  رموز غلبۀ نور برتاریکی را ،چون دیگر قهرمانان دردره ها، کوهها ،وکوی وبرزن خراسان جهان آوازه اش ارمغان گذاشت وشفابخش دردها وعطالتهای نابخشودنی در مبارزه با دشمنان به یادگار می گذاشت، که گذاشت. مابازماندگان ومیراثداران این رسالت، یکه یکه برویم وپای برپای پیروزمند او، یاران وگُردان تاریخ  پراز مباهات وغرورش بگذاریم ،یکجا شویم ورمز و راز حمله بر دزدان سرگردنه های وطنفروشی ، جاسوسی ، دست نشاندگی این تشریف آوردگان ازآنسوی کهبرِ هندوستان را، درهمرهی واتحاد ِبدون قید وشرط دریابیم وسیبی از درخت زحمت وهمت خود بخوریم ونوشداروی دردهای مشترک ومزمن مانرا از دره ها، کوه هاو بوم وبرهمدستان وهم تباران مسعود بزرگ یکجا گرد آوریم ودر مواقع ضرر سرکشیم وشفأ یابیم ،ودست به سوی ناکسان شیطان صفت آدم رو دراز نکنیم،حال کدام آدم باوجدانی هست که رهرو راه ظفرنمون وسرسپردگی اوو امثال آن قهرمانان سرسپرده ودل داده به عظمت خراسان ومردمانش  نباشد .

بلی اورفت واین کاروان حُلۀ نجابت مبارزه با دشمنان خراسان وانسانیت رابرای در آغوش کشیدن شاهد آزادی وآزادگی به ما گذاشت تاهمچنان  راهشرا ادامه بدهیم، او رسالتش 

رابا گذشتن ازجان وجهان برای رهروان دلیر ، باوجدان ، مسؤول وباوجدان خود چون یک وثیقۀ پاک وفراموش ناشدنی به ما به امانت گذاشت. بلی نمرده ای تو توئی زنده تا جهان باقیست .


  

 
< بعد   قبل >

سرود هفته


راد مردان تاجیک

massoudafghana_org.jpg

سخنان نشرناشدۀ مسعود(رح)


احدی:یگانه زبان ملی افغانستان پشتو میباشد


برگ تاجیکم در فیس بوک


نظرسنجي

کدام يک از اين سه واژه اي همگون را مي خواهيد بيشتر به کار ببرید؟
 

تارنمای زبان پارسی


شبکۀ یکصدا


آثار سخنسرایان پارسی‌گو


واژه‌نامه دهخدا (انلاین)


تاجیک ام تلویزیون