Tajiks Worldwide Community: History of publications in Central Asia - Tajiks Worldwide Community

Jump to content

Toggle shoutbox Shoutbox

Parsistani Icon : (04 January 2016 - 10:02 PM) Someone here?
parwana Icon : (30 April 2014 - 05:21 PM) Posted Image
Parsistani Icon : (22 July 2013 - 04:02 AM) good morning :)
Gul agha Icon : (03 May 2013 - 04:29 PM) Sohrab, Tajikam doesn't only consist of a forum. We have two major sections in this website. One is in Persian which is updated frequently and the other is in Persian (Cyrillic). Additionally, the English page is still running and has a vast amount of information on Tajiks and Persians.
Gul agha Icon : (03 May 2013 - 04:27 PM) http://www.facebook.com/Tajikamsite
Sohrab Icon : (01 May 2013 - 06:31 AM) Tajikam on facebook?
SHA DOKHT Icon : (01 May 2013 - 12:12 AM) Like our page on Facebook: https://www.facebook...541604162529143
Sohrab Icon : (29 March 2013 - 08:31 AM) H again, I thought the site would be closed, but it's still running.
Gabaro_glt Icon : (26 March 2013 - 10:17 AM) Tajikistan was inhabited by the races of Cyrus the great (Sultan skindar Zulqarnain). The achmaniend dynasty ruled the entire region for several thousnd years.Cyrus the great's son cymbasis(Combchia)with forces migrated to Balkh ancient Bactaria or Bakhtar. Sultan Sumus the desecndant of Cyrus the great faught war against Alaxander of Macdonia in Bakhtar current tajikistan.
this ruling class was inhabited in the areas, like Balkh,fargana,alai,Tajikistan,badakhshan,Kabul,Takhar,Tashkorogan,Khutan,kashkar,Swat,Kashmir,Peshawar, hashtnager,Dir, Bajour,Gilgit,for serveral thaousand years.
Gabaro_glt Icon : (26 March 2013 - 10:16 AM) hellow
Gabaro_glt Icon : (26 March 2013 - 10:00 AM) Tajikistan was inhabited by the races of Cyrus the great (Sultan skindar Zulqarnain). The achmaniend dynasty ruled the entire region for several thousnd years.Cyrus the great's son cymbasis(Combchia)with forces migrated to Balkh ancient Bactaria or Bakhtar. Sultan Sumus the desecndant of Cyrus the great faught war against Alaxander of Macdonia in Bakhtar current tajikistan.
this ruling class was inhabited in the areas, like Balkh,fargana,alai,Tajikistan,badakhshan,Kabul,Takhar,Tashkorogan,Khutan,kashkar,Swat,Kashmir,Peshawar, hashtnager,Dir, Bajour,Gilgit,for serveral thaousand years.
Gabaro_glt Icon : (26 March 2013 - 09:46 AM) hellow
Gabaro_glt Icon : (25 March 2013 - 10:48 AM) Asssssssssalam o Alaikum
Gabaro_glt Icon : (22 March 2013 - 05:22 AM) I would like to here something from a tajik brother/sister living in Tajikstan
Gabaro_glt Icon : (22 March 2013 - 05:20 AM) I have traced my ancestors migrated from Panj and Balkh ancient
Gabaro_glt Icon : (22 March 2013 - 05:19 AM) I am desendant of Sultan behram Gabari Tajik living in GilGit pakistan
Gabaro_glt Icon : (22 March 2013 - 05:17 AM) Salam to all brothers
Parsistani Icon : (01 June 2012 - 10:48 AM) we are on facebook. Tajikam on facebook
Parsistani Icon : (01 June 2012 - 10:47 AM) salam guys.
Azim-khan Icon : (19 May 2012 - 11:19 AM) salom bachaho )
Resize Shouts Area

Page 1 of 1
  • You cannot start a new topic
  • You cannot reply to this topic

History of publications in Central Asia Rate Topic: -----

#1 User is offline   arshak Icon

  • Advanced Member
  • PipPipPip
Group:
Members
Posts:
461
Joined:
12-January 08

Posted 10 January 2011 - 10:20 AM



جراید در آسیای‌ مركزی‌ ، مطبوعات‌ در آسیای‌ مركزی‌ دیرتر از مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ روسیه‌ شكل‌ گرفت‌ (دولت‌، ص‌ 201). برخی‌ از مطبوعاتی‌ كه‌، پیش‌ از تأسیس‌ مطبوعات‌ مستقل‌ و ملی‌ در این‌ سرزمینها، به‌ آنجا راه‌ یافتند و خوانندگانی‌ داشتند، عبارت‌ بودند از: روزنامه‌های‌ حبل‌المتین، چهره‌نما و پرورش‌ (در مصر) و سراج‌الاخبار (در كابل‌) كه‌ همگی‌ فارسی‌ بودند و روزنامه‌های‌ تركی‌، ارشاد (در باكو)، ملانصرالدین‌ (در تفلیس‌)، ترجمان‌ ، وقت‌ ، ییلدیز (هر سه‌ از تاتارستان‌)، و صراط ‌المستقیم‌ (استانبول‌؛ كارر دانكاس‌ ، ص‌ 79، 85، 88، 102؛ خالد، ص‌ 110، 121؛ كریموف‌، ص‌ 25؛ مسلمانیان‌ قبادیانی‌، ص‌ 41؛ حائری‌، ص‌ 309، صدرضیا، تعلیقات‌ شكوری‌، ص‌ 331ـ 342). این‌ روزنامه‌ها كم‌وبیش‌ در آسیای‌ مركزی‌ خوانده‌ می‌شدند و بر افكار اثر می‌گذاشتند و حتی‌ برخی‌ از روشنفكران‌، برای‌ استفاده‌ از مطبوعات‌ تاتاری‌، به‌ آموختن‌ زبان‌ تاتاری‌ می‌پرداختند. طرفداران‌ «اصول‌ جدید» هم‌، كه‌ جراید را از عوامل‌ ترقی‌ و سرچشمه‌ آگاهی‌ و روشنگری‌ می‌دانستند، از مروّجان‌ مطبوعات‌ در آسیای‌ مركزی‌ بودند و نخستین‌ جراید مستقل‌ آن‌ منطقه‌ نیز به‌ همت‌ آنان‌ انتشار یافت‌.

عبدالرشیدخان‌ مُنَوَّرقاری‌ (متوفی‌ 1311 ش‌/ 1931)، از رهبران‌ جدیدیه‌ در آسیای‌ مركزی‌ پس‌ از انقلاب‌ 1905/1323، برای‌ انتشار روزنامه‌ای‌ به‌نام‌ خورشید از حكومت‌ تقاضای‌ مجوز كرد، اما به‌بهانه‌ اینكه‌ روسی‌ نمی‌دانست‌، تقاضایش‌ رد شد (دولت‌، ص‌ 205). در همین‌ سال‌، گروهی‌ از تاتارهای‌ هوادار اصول‌ جدید روزنامه‌ < مدیریت‌ ترقی‌ آسیای‌ مركزی‌ > (اورتا آزیانینگ‌ امورگذارلیگی‌ ـ ترقی‌ ) را در تاشكند منتشر كردند كه‌ پس‌ از انتشار هشت‌ شماره‌ تعطیل‌ گردید. فرمانداری‌ كل‌ تركستان‌ گفته‌ بود در صورتی‌ به‌ آن‌ اجازه‌ انتشار می‌دهد كه‌ یك‌ روس‌، به‌ نام‌ ایوان‌ گریگوریف‌، مدیر مسئول‌ آن‌ شود (همانجا). گریگوریف‌ به‌ سوسیالیسم‌ معتدل‌ تمایل‌ داشت‌. اكثر مطالب‌ این‌ روزنامه‌، مقالات‌ و مطالب‌ روزنامه‌های‌ روسی‌ بود كه‌ مترجم‌ بازنشسته‌ای‌ به‌نام‌ محمدجان‌ آیدروف‌ آنها را به‌ نثری‌ ثقیل‌ ترجمه‌ می‌كرد (خالد، ص‌ 121ـ122).

در 1324/ 1906، تاتاری‌ به‌ نام‌ سعید اسماعیل‌ عابدی‌ (گابیتوف‌) ، از اعضای‌ سازمان‌ تانغیجیلر (فجریون‌) وابسته‌ به‌ حزب‌ سوسیالیست‌ انقلابی‌ ، روزنامه‌ ترقی‌ را منتشر كرد (دولت‌، همانجا). این‌ روزنامه‌ كه‌ مشتركاتی‌ با روزنامه‌ پیشین‌ داشت‌، از نظر سیاسی‌ تندروتر و از نظر نثر روان‌تر بود. افزون‌ بر چند مسلمان‌، چند روس‌، از جمله‌ دو خاورشناس‌ به‌نامهای‌ ویاتكین‌ و نالیوكین‌ (كارر دانكاس‌، ص‌ 79؛ حائری‌، همانجا) عضو تحریریه‌ روزنامه‌ ترقی‌ بودند. مسئولان‌ روزنامه‌ می‌كوشیدند مردم‌ آسیای‌ مركزی‌ را با آرمانهای‌ نو سیاسی‌ آشنا كنند. بسیاری‌ از مطالب‌ و مقالات‌ ترقی‌ از مطبوعات‌ روسی‌ ترجمه‌ می‌شد. اصلاح‌طلبانی‌ هم‌ كه‌ با آن‌ همكاری‌ می‌كردند، از ستونهای‌ آن‌ برای‌ طرح‌ انتقادهای‌ خود از نابسامانیهای‌ جامعه‌ استفاده‌ می‌كردند. لحن‌ تند روزنامه‌ و انتقادهایش‌ از دیوان‌ سالاری‌، موجب‌ شد كه‌ پس‌ از انتشار نوزدهمین‌ شماره‌ توقیف‌ گردد (خالد، ص‌ 122). كارر دانكاس‌ (همانجا) آن‌ را ترجمان‌ مطبوعاتی‌ «جدیدیها» ــ كه‌ به‌ آرمانهای‌ سوسیالیستهای‌ انقلابی‌ نیز گرایش‌ داشتند معرفی‌ كرده‌ است‌.

سه‌ هفته‌ پس‌ از توقیف‌ ترقی‌ (خالد، ص‌ 122)، منوّرقاری‌، روزنامه‌ خورشید را ــ كه‌ تقاضای‌ انتشارش‌ پیشتر رد شده‌ بود با همكاری‌ محمود بهبودی‌ و چند جدیدی‌ دیگر، در 1324/ 1906 منتشر كرد (دولت‌، همانجا). در سرلوحه‌ آن‌ نوشته‌ شده‌ بود: «ارگان‌ مسلمانان‌ كه‌ دو یا سه‌ بار در هفته‌ به‌ زبان‌ تركی‌ [ ازبكی‌ ] منتشر می‌شود و ارگانی‌ است‌ علمی‌ ـ ادبی‌ و سیاسی‌ ـ اجتماعی‌» (كارر دانكاس‌، همانجا). خورشید هم‌ كم‌وبیش‌ همان‌ لحن‌ تند ترقی‌ را داشت‌ و از طرح‌ صریح‌ موضوعات‌ سیاسی‌ پرهیز نمی‌كرد، چنان‌ كه‌ چند مقاله‌ در باره‌ بی‌ثباتی‌ سیاست‌ روسیه‌ و حوادث‌ سیاسی‌ ایران‌ و مصر و هند، با رویكردی‌ ضد استعماری‌، نوشت‌ و بدین‌ واسطه‌ خشم‌ مقامات‌ تزاری‌ را برانگیخت‌، به‌ طوری‌ كه‌ پس‌ از انتشار شماره‌ دهم‌، آن‌ را از ادامه‌ انتشار باز داشتند (خالد، ص‌ 122ـ123).

جدیدانی‌ چون‌ منوّرقاری‌، عبداللّه‌ اولانی‌ ، و احمدجان‌ بیكتمیر ، كه‌ به‌ سیاست‌ حكومت‌ پی‌ برده‌ بودند، برای‌ آنكه‌ غافلگیر نشوند، روزنامه‌هایی‌ چون‌ آسیا و حقیقت‌ (پس‌ از چند شماره‌ به‌ شهرت‌ تغییر نام‌ یافت‌) را، كه‌ جواز نشرشان‌ را قبلاً گرفته‌ بودند، یكی‌ پس‌ از دیگری‌ منتشر كردند. شهرت‌ ، كه‌ از نظر مشی‌ و حتی‌ هیئت‌ تحریریه‌ ادامه‌ خورشید به‌ شمار می‌آمد، از 1325/ اواخر 1907 منتشر شد؛ اما، پس‌ از انتشار شماره‌ دهم‌، در 1326/1908 توقیف‌ گردید (رجوع کنید به دولت‌؛ كارر دانكاس‌، همانجاها). از آسیا هم‌ بیشتر از پنج‌ شماره‌ منتشر نشد (كارر دانكاس‌، همانجا). در همین‌ دوره‌، جریده‌ تجار نیز به‌همت‌ میرسیدعظیم‌بای‌، یكی‌ از ثروتمندان‌ تاشكند، در همین‌ شهر منتشر گردید. این‌ جریده‌، كه‌ هفته‌ای‌ دو یا سه‌ بار منتشر می‌شد و در سرلوحه‌اش‌ تصریح‌ می‌كرد كه‌ «به‌زبان‌ مسلمانان‌» منتشر می‌شود، می‌كوشید مقامات‌ تزاری‌ را متوجه‌ ضرورت‌ تحول‌ ساختاری‌ جامعه‌ در آسیای‌ مركزی‌ كند (همانجا؛ عاشورف‌، ص‌ 24). عظیم‌بای‌ در یكی‌ از مقالات‌ خود، كه‌ در شماره‌ رجب‌ 1325/ اوت‌ 1907 به‌چاپ‌ رسید، نوشته‌ است‌ كه‌ هدف‌ ما، بر خلاف‌ ترقی‌ و خورشید، مخالفت‌ با حكومت‌ نیست‌، اما بر آنیم‌ به‌طریقی‌ دوستان‌ و حامیان‌ دولت‌ روسیه‌ باشیم‌ كه‌ آسیبی‌ به‌ مذهب‌ نرسد (خالد، ص‌ 123). وی‌ با وجود تحمل‌ هزینه‌ انتشار 37 شماره‌، به‌علت‌ ناكامی‌ در جلب‌ خواننده‌، ناگزیر در صفر 1326/ مارس‌ 1908 آن‌ را تعطیل‌ كرد (همانجا). با تعطیل‌ شدن‌ تجار ، كه‌ مقارن‌ بود با فروكش‌ كردن‌ موجهای‌ انقلاب‌ 1905/ 1323، فترتی‌ چند ساله‌ در كار انتشار جراید مستقل‌ در آسیای‌ مركزی‌ پدید آمد (دولت‌، ص‌ 206).

نخستین‌ جریده‌ مستقلی‌ كه‌ پس‌ از این‌ دوره‌ انتشار یافت‌، سمرقند بود كه‌ از جمادی‌الاولی‌ 1331/ آوریل‌ 1913 به‌ همت‌ بهبودی‌، هر دو هفته‌ یكبار در شهر سمرقند (به‌ زبان‌ ازبكی‌ و برخی‌ مقالات‌ به‌ فارسی‌ و روسی‌) منتشر می‌گردید. از این‌ جریده‌ جمعاً 45 شماره‌ منتشر شد و جدیدیهای‌ بسیاری‌، چون‌ علیزاده‌، با آن‌ همكاری‌ قلمی‌ داشتند، شمارگانش‌ بین‌ چهارصد تا ششصد نسخه‌ بود (دولت‌، همانجا؛ عاشورف‌، ص‌ 25). سمرقند ، پس‌ از پنج‌ ماه‌ جای‌ خود را به‌ مجله‌ آئینه‌ داد (خالد، همانجا؛ رجوع کنید به بهبودی‌ * ). صدای‌ تركستان‌ جریده‌ دیگری‌ بود كه‌ با همكاری‌ منوّرقاری‌ و عبیداللّه‌ خواجه‌یف‌ و چند جدیدی‌ دیگر، كه‌ برای‌ نشر آن‌ شركت‌ سهامی‌ تشكیل‌ داده‌ بودند (خالد، ص‌ 124)، از 1332/ 1914 آغاز به‌ انتشار كرد و پس‌ از 67 شماره‌، به‌علت‌ مشكلات‌ مالی‌، در 1335/ 1917 از انتشار بازماند (دولت‌، همانجا). صدای‌ فرغانه‌ جریده‌ای‌ سیاسی‌، ادبی‌، اقتصادی‌ و تجاری‌ و از ناشران‌ افكار نهضت‌ جدیدها بود كه‌ هم‌زمان‌ با صدای‌ تركستان‌ و با همكاری‌ عابدجان‌ محمودوف‌ و علی‌ مظاهری‌ در خوقند منتشر شد و پس‌ از انتشار 123 شماره‌، به‌علت‌ مشكلات‌ مالی‌، در 1333/ 1915 تعطیل‌ گردید. بیشتر مقالات‌ آن‌ به‌ زبان‌ ازبكی‌ و برخی‌ نیز به‌ فارسی‌ و عربی‌ بود (همانجا؛ خالد، ص‌ 102، 124، 150ـ151). محمودوف‌، پس‌ از تعطیل‌ شدن‌ صدای‌ فرغانه‌ ، تیریك‌ سوز (سخن‌ زنده‌) را در خوقند منتشر كرد؛ اما این‌ روزنامه‌ هم‌ چندان‌ نپایید (دولت‌، همانجا). از روزنامه‌ای‌ به‌ نام‌ تلگرام‌ خبرلری‌ (اخبار تلگرام‌) نیز بیش‌ از سی‌ شماره‌ منتشر نشد (همانجا).

در امارت‌ بخارا ــ كه‌ در دوره‌ تزاری‌، تحت‌الحمایه‌ روسیه‌ و دارای‌ نوعی‌ خودمختاری‌ بود انتشار بخارای‌ شریف‌ به‌ عنوان‌ نخستین‌ روزنامه‌ فارسی‌ تاجیكی‌ در 10 ربیع‌الاول‌ 1330/ 11 مارس‌ 1912 آغاز شد (صدرضیا، مقدمه‌ شكوری‌، ص‌ 7). این‌ جریده‌ ناشر افكار جدیدیهای‌ بخارا بود و مقدمات‌ انتشارش‌ با تلاشهای‌ جمعیت‌ مخفی‌ «تربیه‌ اطفال‌» (رجوع کنید به «جدیدها * ، نهضت‌») فراهم‌ می‌آمد و در چاپخانه‌ لوین‌ یهودی‌ در كاگان‌ (بخارای‌ نو) در نزدیكی‌ شهر بخارا منتشر می‌شد (رجوع کنید به بخارای‌ شریف‌ * ).

چهار ماه‌ پس‌ از آغاز انتشار بخارای‌ شریف‌ ، در ربیع‌الا´خر 1330/ مارس‌ 1912، تصمیم‌ گرفته‌ شد كه‌ روزنامه‌ دیگری‌ برای‌ ازبكهای‌ آسیای‌ مركزی‌ نیز به‌ زبان‌ تركی‌ ازبكی‌ به‌ نام‌ توران‌ ، در كنار بخارای‌ شریف‌ ، منتشر شود. آغاز انتشار این‌ روزنامه‌، كه‌ دو شماره‌ در هفته‌ منتشر می‌شد، شعبان‌ 1330/ ژوئیه‌ 1912 بود. این‌ دو نشریه‌ دارای‌ مشی‌ همانندی‌ بودند و سرانجام‌، با همدستی‌ امیربخارا و «ایلچی‌خانه‌ روس‌»، در صفر 1331/ ژانویه‌ 1913، اولی‌ پس‌ از انتشار 153 شماره‌ و دومی‌ پس‌ از انتشار 49 شماره‌ تعطیل‌ شدند (همان‌، ص‌ 76ـ77؛ كارر دانكاس‌، ص‌ 101ـ102؛ خالد، ص‌ 123).

مجله‌هایی‌ نیز به‌ زبان‌ ازبكی‌ منتشر شده‌ است‌ كه‌ عبارت‌اند از: آئینه‌ ، كه‌ در شوال‌ 1331/ اوت‌ 1913 به‌مدیریت‌ بهبودی‌ و همكاران‌ جدیدی‌اش‌ در روزنامه‌ سمرقند (كه‌ تعطیل‌ شده‌ بود)، با هدف‌ تشویق‌ مردم‌ به‌ آموختن‌ علم‌ و فرهنگ‌، در 24 تا 32 صفحه‌ به‌ صورت‌ هفتگی‌ در سمرقند منتشر گردید و پس‌ از انتشار 136 شماره‌، در شعبان‌ 1333/ ژوئن‌ 1915 تعطیل‌ شد. آئینه‌ نخستین‌ مجله‌ آسیای‌ مركزی‌ بود كه‌ در حدود هشت‌ سال‌ پس‌ از انتشار نخستین‌ روزنامه‌ مستقل‌ به‌ زبان‌ ازبكی‌، منتشر گردید (دولت‌، ص‌ 206ـ207). در آن‌ اشعار عینی‌ و مقالاتی‌ نیز به‌ فارسی‌ درج‌ می‌شد (عاشورف‌، ص‌ 15). فروش‌ آن‌ كم‌، و شمار مشتركانش‌ در پایان‌ سال‌ نخست‌، 234 نفر بود و پس‌ از آن‌ هم‌ شمارگانش‌ افزایش‌ چندانی‌ نیافت‌ (خالد، ص‌ 123ـ124).

دومین‌ مجله‌ به‌ زبان‌ ازبكی‌، دهقان‌ بود كه‌ فرمانداری‌ كل‌ تركستان‌ از ربیع‌الاول‌ 1333 تا 1335/ ژانویه‌ 1915ـ1917، به‌مدیرمسئولی‌ نوویكوف‌ روسی‌، در تاشكند منتشر می‌كرد. این‌ مجله‌، همان‌گونه‌ كه‌ از نامش‌ برمی‌آید، غالباً در بردارنده‌ مقالات‌ و مطالبی‌ در باره‌ كشاورزی‌ بود (دولت‌، ص‌ 207).

الاصلاح‌ ، كه‌ مجله‌ای‌ دینی‌ بود، از ربیع‌الاول‌ 1333 تا 1336/ ژانویه‌ 1915ـ 1918 به‌همت‌ ملاعبدالرحمان‌ صالح‌، پانزده‌ روز یك‌ بار، به‌زبانهای‌ ازبكی‌ و فارسی‌ در تاشكند منتشر می‌شد (همانجا). این‌ مجله‌، كه‌ گروه‌ كوچكی‌ از علما با آن‌ همكاری‌ می‌كردند، علاقه‌ای‌ به‌ اصول‌ جدید در تعلیم‌ و تربیت‌ و «جدیدیه‌» نشان‌ نمی‌داد (قانلی‌دره‌، ص‌ 154). توجه‌ اصلی‌ آن‌ بر تهذیب‌ مذهب‌ از حشو و زوائد بسته‌ شده‌ به‌ آن‌، با توسل‌ به‌ سنّت‌، بود (رجوع کنید به خالد، ص‌100).

از هر كدام‌ از مجلات‌ شرقی‌ و یورت‌ (وطن‌) هم‌ چند شماره‌ در 1334/1916 منتشر گردید.

پس‌ از انقلاب‌ فوریه‌ 1917/ ربیع‌الا´خر 1335، در آسیای‌ مركزی‌ هم‌، مانند جاهای‌ دیگر، بر شمار مطبوعات‌ افزوده‌ شد، چنانكه‌ در 1335/1917 این‌ جراید منتشر شدند: ترك‌ایلی‌ (خلق‌ ترك‌)، در سمرقند، كه‌ ناشر افكار «شورای‌ مركزی‌ مسلمان‌ در تركستان‌ و فرقه‌ عدم‌ مركزیت‌ ترك‌» در تركستان‌ بود؛ حریت‌ ، كه‌ عبدالرئوف‌ فطرت‌ * یكی‌ از اداره‌كنندگانش‌ بود؛ نجات‌ كه‌ به‌جای‌ < روزنامه‌ ولایت‌ تركستان‌ > و تحت‌ اداره‌ منوّرقاری‌ منتشر می‌شد؛ توران‌ ، كه‌ ناشر افكار «جمعیت‌ ترقی‌پرور توران‌» بود (رجوع کنید به بخش‌ 9)؛ اولوغ‌ تركستان‌ (تركستان‌ بزرگ‌)، كه‌ در مطبوعات‌ تركستان‌ جایگاه‌ خاصی‌ داشت‌، به‌ زبان‌ قازانی‌ ـ ازبكی‌؛ شورای‌ اسلامی‌ ، كه‌ در پی‌ نزدیك‌ كردن‌ اقوام‌ مسلمان‌ و ترك‌ به‌همدیگر بود؛ فرغانه‌ صحیفه‌سی‌ (صحیفه‌ فرغانه‌)، و جانشین‌ آن‌ فرغانه‌ نداسی‌ (ندای‌ فرغانه‌)، در نمنگان‌؛ رونق‌ الاسلام‌ ، ناشر افكار دموكراتهای‌ مسلمان‌، در خوقند؛ و ایل‌ بایراقی‌ (پرچم‌ خلق‌)، به‌ زبان‌ تاتاری‌ قازانی‌ ـ ازبكی‌، در خوقند، كه‌ پس‌ از اعلان‌ خودمختاری‌ تركستان‌، ترجمان‌ حكومت‌ آن‌ شد ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 389ـ390).

در سالهای‌ بعد هم‌ مطبوعاتی‌، اغلب‌ با گرایشهای‌ نظامِ در حال‌ استقرار شوروی‌، منتشر شدند كه‌ نامهایشان‌ معمولاً گویای‌ مواضعشان‌ است‌، از قبیل‌ محنت‌ كشلر تاووشی‌ (فریاد رنج‌كشان‌) و اشتراكیون‌ (سمرقند 1336/ 1918)؛ فرغانه‌ ، و ترك‌ سوزو (سخن‌ ترك‌؛ هر دو در سمرقند در 1337/ 1919)؛ تركستان‌ فقراسی‌ (فقرای‌ تركستان‌) و صدای‌ فقرا ، از انتشارات‌ شعبه‌ سیاسی‌ ارتش‌ تركستان‌ (هر دو در 1338/ 1920)؛ آزاد بخارا ، روزنامه‌ رسمی‌ جمهوریت‌ خلق‌ بخارا (1338/ 1920)؛ قیزیل‌ بایراق‌ (پرچم‌ سرخ‌) كه‌ جانشین‌ اولوغ‌ تركستان‌ شد و از جراید روزانه‌ مهم‌ این‌ دوره‌ بود؛ خبرچی‌ (بخارا 1300 ش‌/ 1921)؛ تركستان‌ (تاشكند 1301 ش‌/1922)؛ بین‌الملل‌ (تاشكند 1302 ش‌/1923)؛ ینگی‌یول‌ (راه‌نو) و قیزیل‌ اؤزبكستان‌ (ازبكستان‌ سرخ‌) روزنامه‌ رسمی‌ ازبكستان‌ (تاشكند 1303 ش‌/ 1924؛ همانجا).

اهمّ مجلات‌ منتشر شده‌ در دوره‌ مورد بحث‌ عبارت‌اند از: حریت‌ (خوقند 1336/1917)؛ اظهارالحق‌ ، به‌ فارسی‌ و ازبكی‌ (تاشكند 1337/1918)؛ شعله‌ انقلاب‌ ، به‌ زبانهای‌ فارسی‌ و ازبكی‌ در سمرقند، عاشورف‌، ص‌26؛ حائری‌، ص‌ 327ـ 328)؛ قیزیل‌ یول‌ (راه‌ سرخ‌؛ تاشكند 1300 ش‌/1921)؛ قیزیل‌ خوارزم‌ (خیوه‌ 1301 ش‌/1922)؛ اوچقون‌ (جرقه‌) و نشر معارف‌ و محنت‌ كشلر اخباری‌ (اخبار محنت‌كشان‌؛ بخارا 1302 ش‌/ 1923)؛ طایاق‌ (دگنك‌؛ سمرقند 1339/ 1920)، مشرب‌ (سمرقند 1303 ش‌/1924) و مشتوم‌ (مشت‌؛ تاشكند) كه‌ هر سه‌ فكاهی‌ بودند ( د. ا. ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 390).

فارسی‌ تاجیكی‌. انتشار جراید فارسی‌ تاجیكی‌ سالها پیش‌ از تأسیس‌ جمهوری‌ شوروی‌ تاجیكستان‌ (1308 ش‌/1929) و حتی‌ پیش‌ از تأسیس‌ جمهوری‌ شوروی‌ خودمختار تاجیكستان‌ در تركیب‌ جمهوری‌ شوروی‌ ازبكستان‌ (ربیع‌الاول‌ 1343/ اكتبر 1924؛ رجوع کنید بهد. تاجیكی‌ ، ج‌ 7، ص‌ 394) آغاز شد.

بعد از بخارای‌ شریف‌ * ، كه‌ نخستین‌ جریده‌ فارسی‌ تاجیكی‌ به‌شمار آمده‌ است‌، شعله‌ انقلاب، دومین‌ جریده‌ به‌ فارسی‌، تاجیكی‌، ناشر افكار حزب‌ كمونیست‌ تركستان‌ بود، كه‌ به‌صورت‌ هفتگی‌ از رجب‌ 1338/ آوریل‌ 1919 در سمرقند انتشار یافت‌، ولی‌ پس‌ از انتشار 91 شماره‌ در آذر 1300/ دسامبر 1921 تعطیل‌ شد ( د. تاجیكی‌ ، ج‌ 8 ، ص‌ 179). سومین‌ روزنامه‌ تاجیكی‌، به‌نام‌ آواز تاجیك‌ كَمْبَغَل‌ (تنگدست‌)، در آستانه‌ تأسیس‌ جمهوری‌ خودمختار تاجیكستان‌ در 3 شهریور 1303/ 25 اوت‌ 1924، در سمرقند منتشر می‌شد. با این‌ روزنامه‌ ــ كه‌ از شماره‌ دهم‌ واژه‌ «كمبغل‌» از عنوان‌ آن‌ حذف‌ گردید و بعدها نامش‌ بارها تغییر یافت‌ و پس‌ از استقلال‌ تاجیكستان‌ بار دیگر آواز تاجیك‌ نامیده‌ شد ادیبان‌ نام‌آور تاجیك‌، چون‌ صدرالدین‌ عینی‌، ابوالقاسم‌ لاهوتی‌ * ، غفوروف‌ و تورسون‌زاده‌ * ، همكاری‌ می‌كردند (همان‌، ج‌ 5، ص‌ 283ـ284؛ < دایره‌المعارف‌ ادبیات‌ و هنر تاجیك‌ > ، ج‌ 2، ص‌ 491ـ 492). آواز شرق‌ نخستین‌ روزنامه‌ دوشنبه‌ بود كه‌ شماره‌ اولش‌ در مرداد 1303/ اوت‌ 1924 ــ احتمالاً پس‌از تأسیس‌ اولین‌چاپخانه‌ در دوشنبه‌ در همان‌ سال‌ ( د. تاجیكی‌ ، ج‌ 7، ص‌ 412؛ عاشورف‌، ص‌ 29ـ 30) انتشار یافت‌ و در اواخر همان‌ سال‌ هم‌ تعطیل‌ شد ( د. تاجیكی‌ ، ج‌5، ص‌284). نخستین‌ شماره‌ عید تاجیك‌ ، در 24 اسفند 1303/ 15 مارس‌ 1925 (مقارن‌ با عید نوروز و چند ماه‌ پس‌ از تأسیس‌ جمهوری‌ خودمختار) منتشر گردید. این‌ نشریه‌ از شماره‌ دوم‌ بیداری‌ تاجیك‌ ، از آبان‌ 1307/ اكتبر 1928 تاجیكستان‌ سرخ‌ ، و از 1334 ش‌/ 1955 تاجیكستان‌ ساوتی‌ (تاجیكستان‌ شوروی‌) نامیده‌ شد و پس‌ از استقلال‌ جمهوریت‌ نام‌ گرفت‌ (همان‌، ج‌ 7، ص‌428؛ عاشورف‌،همانجا). وزارت‌ معارف‌تاجیكستان‌ دو مجله‌ منتشر كرد: دانش‌ و آموزگار ، و رهبر دانش‌ . شماره‌ اول‌ مجله‌ دانش‌ و آموزگار در اسفند 1304/ مارس‌ 1926 منتشر و پس‌ از كمتر از یك‌ سال‌، تعطیل‌ شد. این‌ مجله‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، تربیتی‌، علمی‌ و انتقادی‌، و مدیرمسئولش‌ قاسم‌ دیلمی‌ بود ( د.تاجیكی‌ ، ج‌2، ص‌324). رهبر دانش‌ هم‌ ــ كه‌ شماره‌ نخستش‌ دانش‌ و بینش‌ نام‌ داشت‌ از 1306 تا 1311 ش‌/ 1927ـ1932 انتشار یافت‌. سردبیر آن‌ م‌. موسوی‌ و مدیرمسئولش‌ ر. مناف‌زاده‌ بود و صدرالدین‌ عینی‌ و لاهوتی‌ با آن‌ همكاری‌ می‌كردند (همان‌، ج‌6، ص‌228؛ عاشورف‌، ص‌111ـ 112). مجله‌ ماهانه‌ برای‌ ادبیات‌ سوسیالیستی‌ هم‌ سخنگوی‌ كانون‌ نویسندگان‌ تاجیك‌ بود كه‌ از مرداد 1311/ اوت‌ 1932 آغاز به‌ انتشار كرد و در 1316ش‌/1938 شرق‌ سرخ‌ نامیده‌ شد. بیشتر نویسندگان‌ معروف‌ تاجیك‌ چون‌ كوهزاد و تورسون‌زاده‌ با آن‌ همكاری‌ می‌كردند؛ این‌ مجله‌ پس‌ از استقلال‌ تاجیكستان‌ صدای‌ شرق‌ نام‌ گرفت‌ ( د. ترجیكی‌ ، ج‌ 1، ص‌ 379؛ عاشورف‌، ص‌ 119ـ 120).

قزاقی‌. نخستین‌ جریده‌ قزاقی‌ سیركه‌ بود كه‌ عبدالرشید ابراهیموف‌ در 1325/ 1907 تنها یك‌ شماره‌ از آن‌ را به‌ صورت‌ پیوستی‌ برای‌ نشریه‌ الفت‌ ، در پترزبورگ‌، به‌ كمك‌ روشنفكران‌ قزاق‌ منتشر كرد (دولت‌، ص‌ 201). سپس‌ قزاق‌ گزتی‌ (روزنامه‌ قزاق‌) در ترویتسك‌، و دالا (صحرا) در اومسك‌ انتشار یافتند كه‌ پیش‌ از آنكه‌ تأثیری‌ در میان‌ قزاقها بگذارند، توقیف‌ گردیدند. از جریده‌ قزاقستان‌ نیز، پس‌ از توقیفی‌ چند ماهه‌، در فاصله‌ سالهای‌ 1329 تا 1331/ 1911ـ1913 چهارده‌ شماره‌ منتشر شد (همان‌، ص‌ 201ـ202) از 1332 تا 1336/ 1914 تا 1918 روزنامه‌ قزاق‌ ، به‌همت‌ مصطفی‌ اورازف‌ و سردبیری‌ احمد بای‌ تورسونوف‌ (تورسون‌زاده‌) و با همكاری‌ نویسندگان‌ معروفی‌ چون‌ موغجان‌ جومابایف‌ (جمعه‌بایف‌)، علی‌خان‌ بوكیخانوف‌ و میریعقوب‌ دولتوف‌ در اورنبورگ‌ به‌چاپ‌ می‌رسید. شمارگان‌ آن‌، در پرتو درج‌ اشعار و مطالب‌ و مقالات‌ شایان‌ توجه‌، در اندك‌ مدتی‌ به‌ سه‌هزار و، چندی‌ بعد به‌ هشت‌هزار نسخه‌ رسید (همان‌، ص‌ 202). بوكیخانوف‌ كه‌ نگران‌ نفوذ فزاینده‌ تاتارها در جامعه‌ قزاقها بود، با انتقاد از جریان‌ تاتارگرایی‌، بر احساسات‌ دشمنی‌ با تاتارها، كه‌ منجر به‌ طرد شماری‌ از ملایان‌ تاتار از ازبكستان‌ شد، دامن‌ زد. وی‌، در مقابل‌، مبلّغِ فراگیری تمدنِ روس‌ بر اساس‌ «قزاقیت‌» بود (همانجا). روزنامه‌ای‌ نیمه‌تاتاری‌ ـ نیمه‌ قزاقی‌ به‌نام‌ ایشمی‌ دالاسی‌ در پتروپاولوفسك‌ منتشر شد كه‌ در همان‌ سال‌ توقیف‌ گردید. جریده‌ای‌ هفتگی‌ به‌نام‌ آلاش‌ نیز در محرّم‌ 1335/ نوامبر 1916 در تاشكند آغاز به‌ انتشار كرد كه‌ تا اوایل‌ 1336/ اواخر 1917 دوام‌ آورد (همانجا). مجله‌ای‌ به‌نام‌ آی‌ ـ كاپ‌ در 1329/1911 در ترویتسك‌ منتشر شد و پس‌ از انتشار 88 شماره‌، در ذیحجه‌ 1334/ اكتبر 1916 وادار به‌تعطیل‌ گردید. این‌ مجله‌ تأثیر بسزایی‌ در توسعه‌ و تكامل‌ زبان‌ ادبی‌ قزاقی‌ داشته‌ است‌. در آی‌ ـ كاپ‌ ، قطعاتی‌ از سروده‌های‌ فردوسی‌ ترجمه‌ و منتشر می‌شد (همانجا).

سقوط‌ نظام‌تزاری‌ در 1917، بر شمار مطبوعات‌ قزاقستان‌ و قرقیزستان‌ افزود. بیرلیك‌ تووی‌ را در ماههای‌ بعد از انقلاب‌، دموكراتهای‌ ملی‌ تحت‌ رهبری‌ سیاسی‌ م‌. چوقای‌، در تاشكند منتشر كردند. شماری‌ از ملی‌گرایان‌ با این‌ نشریه‌ همكاری‌ می‌كردند. اوران‌ را دفتر سیاسی‌ مسلمان‌ در خان‌ اورداسی‌ و جریده‌ هفتگی‌ اوچ‌جز را سوسیالیستهای‌ ملی‌ در قیزیل‌یار در 1335/ 1917 منتشر كردند. جریده‌ هفتگی‌ قزاق‌مونگو را سوسیالیستها در اورنبورگ‌ انتشار دادند. مجلات‌ جاس‌ آلاچ‌ در سالهای‌ انقلاب‌ در تاشكند، و قیزیل‌ قزاقستان‌ در 1300 ش‌/1921 و جاس‌ قزاق‌ در 1302 ش‌/1923، هر دو، در اورنبورگ‌ منتشر شدند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 391).

تركمنی‌. تا 1335/1917 در تركمنستان‌ فقط‌ دو روزنامه‌ منتشر شد: مجموعه‌ ماورای‌ بحرخزر ، كه‌ به‌همت‌ یك‌ تاتار قازانی‌ به‌نام‌ سیدمهدی‌ قاسموف‌ در 1326/1908 در عشق‌آباد منتشر شد و پس‌ از انتشار چهارده‌ شماره‌ تعطیل‌ گردید؛ و < روزنامه‌ ماورای‌ بحر خزر> كه‌ از 1333/ 1915 به‌صورت‌ نشریه‌ سه‌ زبانه‌ تركمنی‌ و فارسی‌ و روسی‌ منتشر شد (دولت‌، ص‌ 207). پس‌ از انقلاب‌ 1917، قیزیل‌ شرق‌ (شرق‌ سرخ‌) در قطار شرق‌ ــ كه‌ برای‌ تبلیغ‌ اهداف‌ حزب‌ كمونیست‌ به‌ آسیای‌ مركزی‌ فرستاده‌ شده‌ بود به‌ زبانهای‌ تاتاری‌ قازانی‌، قزاقی‌، ازبكی‌، فارسی‌ و تركمنی‌ انتشار یافت‌. روزنامه‌های‌ رسمی‌ تركمنستان‌ (تركمنستانِ رسمی‌) در 1301 ش‌/1922 و دایمان‌ (دهگان‌) در 1304 ش‌/1925 منتشر شدند.

مجلات‌ تركمنی‌ ــ كه‌ تعدادشان‌، مانند روزنامه‌های‌ منتشر شده‌ به‌ آن‌ زبان‌، بسیار كم‌ بود غالباً پس‌ از سقوط‌ نظام‌تزاری‌ در 1917، انتشار یافتند. از آن‌ میان‌، ماهنامه‌ تركمن‌ ایلی‌ (خلق‌ تركمن‌؛ تاشكند 1301 ش‌/1922)، ماهانه‌ ادبی‌ و تاریخی‌ یش‌ اویگور (اویغور جوان‌؛ عشق‌آباد 1302 ش‌/ 1923) و مجله‌ فكاهی‌ توقماق‌ (تخماق‌) از انتشارات‌ روزنامه‌ تركمنستان‌ (عشق‌آباد 1304 ش‌/ 1925)، شایان‌ ذكرند ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 392).

منابع‌: عبدالهادی‌ حائری‌، «مفهوم‌ نوین‌ آزادیهای‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ در نوشته‌های‌ پارسی‌ آسیای‌ میانه‌»، فصلنامه‌ مطالعات‌ تاریخی‌ ، سال‌ 1، ش‌ 3 (پاییز 1368)؛ محمد شریفجان‌ مخدوم‌ صدرضیا، روزنامه‌ صدرضیاء وقایع‌نگاری‌ تحولات‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ بخارای‌ شریف‌ طی‌ نیمه‌ پایانی‌ امارت‌ خانات‌ منغیت‌ ، تحقیق‌ و پژوهش‌ محمدجان‌ شكوری‌، تهران‌ 1382 ش‌؛ دوران‌ عاشورف‌، فرهنگ‌ روزنامه‌ها و مجله‌های‌ تاجیكستان‌ ، دوشنبه‌ 1999؛ صدرالدین‌ عینی‌، تاریخ‌ انقلاب‌ فكری‌ در بخارا ، تهران‌ 1381 ش‌؛ رحیم‌ مسلمانیان‌ قبادیانی‌، ستاره‌های‌ پامیر: آشنایی‌ باتنی‌ چند از ادیبان‌ معاصر تاجیك‌ ، تهران‌ 1383 ش‌؛

Helen Carrere d'Encausse, Islam and the Russian empire: reform and revolution in Central Asia , tr. Quintin Hoare, London 1988; Nadir Devlet, Rusya terklerinin milli mucadele tarihi 1905-1917 , Ankara 1999; Ensiklopediyayi adabiyat va san ـ ati Tajik , vol. 2, Dushanbe 1989; Ensiklopediyayi Savetii Tajik , Dushanbe 1978-1988; IA , s.v. "Matbuat. II: Turkler" (b R. Rahmeti Arat); Ahmet Kanlidere, "Sovet ve turk tarih yaziciliginda Rusya musulmanlarinin dusunce tarihi", Turkiye arastlrmalarl literatur dergisi , vol.2, no.1 (2004); N. Karimov, "XX asr bashlaridagi tarikhii vaziiat va jadidchilik harakatining vujudga Kelishi", in Jadidchilik: islahat, yanqilanish, mustaqillik va taraqqlyat uchun kurash , ed. D. A. Alimova etal., Tashkant: Tashkent University,1999; Adeeb Khalid, The politics of Muslim cultural reform: Jadidism in Central Asia , Berkeley 1998.

/ رحیم‌ رئیس‌نیا /




source: http://www.encyclopa...l2.php?sid=4585
хоросон бозорг човидон
http://www.persiangulfonline.org/
http://www.arabian-gulf.info/
0

#2 User is offline   arshak Icon

  • Advanced Member
  • PipPipPip
Group:
Members
Posts:
461
Joined:
12-January 08

Posted 10 January 2011 - 10:34 AM

The chief editor and founder of "Flame of the Revolution" (شعله‌ انقلاب) newspaper was Seyed Reza Alizadeh(b.1887,d.1944) an Iranian national, who lived in the Iranian district Bogh-e Shomal in Samarqand. This newspaper was the first persian language newspaper in TASSR which was founded on 10 April 1919. Alizadeh was also head of the Persian Section which he founded on July 1919. Other Iranian institutions at the time were also setup in Samarqand and were called "Anjoman-e muovenat-e Iranian" (Society for Assistance to Iranians) and the "Anjoman-e Dansh-e Farsiyan" (Society for the Persians' Knowledge).

Another famous Iranian was Major.Abdol Karim Lahuti(b.1887,d.16 March 1957) http://en.wikipedia.org/wiki/Lahuti

Mini Biography (Alizadeh)


Seyed Reza Alizade{سید رضا علیزاده} was born in Samarqand on 15 February 1887 to a family of a weaver. His father originated from Iran, his mother was of an Azeri descent. He mastered 14 languages and dedicated himself to the job of a translator. At the age of eighteen Seyed Reza opened a school for poor village children where he taught and for which he composed text books in grammar, maths, geography, geometry and astronomy. He spent his own money to buy books and study materials for his pupils.

In 1918, Seyed Reza joined the Bolshevik party, although he became known for his newspaper publications against the tsarist regime sometime before that. In 1919, he launched a revolutionary magazine, “The Flame of the Revolution,” that was published up until December 1919 in Farsi and Tajik languages. The magazine had a distribution of 4,000 copies and was spread in Central Asia, Trans-Caucasia, Afghanistan, Iran, Turkey, India, Pakistan and some Arab countries. Seyed Reza also dedicated his time translating Russian and Soviet literature alongside Western European and American authors. At the same time he was eager to introduce Russian readers to the works of the great Persian thinkers and writers such as Ibn-e-Sina, Firdowsi, Nizami, Fizouli, Navoi and others. Seyed Reza organised Farsi and Uzbek language courses for the Russian population of Samarqand, and in 1934-35 he prepared and published the two volumes of the first edition of a complete Russo-Tajik dictionary.

Seyed Reza was arrested on 3 February 1938 following a false accusation of being a foreign spy. On 16 September 1941, a special NKVD conference (an extra-judicial body of the secret police) sentenced him for five years in prison. He was accused of being “the son of the bey,” an active member of Islamic organisations “Shuro-Islam” and “Milli-Itifaq” who disseminated anti-Soviet propaganda. Although his prison sentence expired on 4 February 1943, NKVD decided to keep him imprisoned until the end of the war.

On 10 July 1944, Seyed Reza arrived to Vladimir Central Transfer Prison from the Tobol’sk NKVD prison. At that time he was already gravely ill with pneumonia. He died here in December, and was buried on 25 December in the graveyard next to the prison.

Up until 1977, Seyed Reza’s relatives had no information about his fate. The death certificate, posted by the prison authorities, never reached the family. The family legend goes that Seyed Reza’s grandson, Farhad, had a dream that revealed to him the place where the death certificate could be found. Farhad followed the clues from the dream and found the death certificate between the pages of a book in an old house in Samarqand. Then Farhad travelled to Vladimir, where he met the local Mayor and prison authorities who helped him to locate his grandfather’s grave. In 1986, Seyed Reza’s remains were exhumed and reburied in Samarqand.

In Samarqand, a suburb, a street and a school are named after Seyed Reza. In 1998, his grandson, Farhad Tagievich Alizade, founded a museum in his grandfather’s former house. For the museum, Farhad collected the works authored by his grandfather and published in Iran, Turkey, Azerbajdzhan, and even India. The government of Iran donated to the museum a third edition (1928) of Alizade’s collected works and letters to various Western European and Asian intellectuals. This volume lists his other works published by Lakhor’s publisher, Mir-Mohammad Ghalvani Afghani. Among these works are A History of Russia, A History of Japan, A History of Turkestan, The Science of Space, The Laws of Religion, The Culture of Islam, A General History of Europe, a novel Age of Happiness… These works are yet to be found.

The government of Iran also donated ten thousand dollars for the museum. Two Persian rugs and French furniture had been delivered to furnish the building, whereas the government of Uzbekistan commissioned a bronze bust of Seyed Reza and a memorial board. In Russia, however, the work and life of Seyed Reza remain largely forgotten.


source: Tatiana Galanshina, Igor’ Zakurdaev and Sergei Loginov, Vladimirskii Tsentral (Vladimir Central Transfer Prison) (Moscow, 2007), pp. 93-97.

Attached File(s)


хоросон бозорг човидон
http://www.persiangulfonline.org/
http://www.arabian-gulf.info/
0

#3 User is offline   arshak Icon

  • Advanced Member
  • PipPipPip
Group:
Members
Posts:
461
Joined:
12-January 08

Posted 14 January 2011 - 10:31 AM

another Persian from outside USSR who held top position in Tajik ASSR and basically was the man responsible for running Persian language schools was the Afghan national Nissor Mohammad.

This is his mini biography:

Nissor Mohammad{نثار محمد}(b.1897,d.1937), born in Peshawar in British India, from where he fled under sentence of death. Came in 1920 to Tashkent and took Soviet nationality.

"In August 1923, as there was no department within the People's Commissariat for Education of the Turkestan ASSR, with responsibility for establishing a Tajik institute of education and at that time all other minorities already had such departments. It was left to Shirinshoh Shohtimur to invite the Afghan communist Nissor Mohammad to set up a tiny operation called Tajikinpros(Tajik Institute of Enlightenment) in a couple of rooms in the Tashkent Central Asian Communist University. Its targets were candidates for Party membership. However, the high illiteracy rate amongst Part members reflected the general lack of education throughout the Tajik-speaking population. There was a pressing need for school-teachers trained in the Tajik language. In late 1924, Nissor Mohammad's small unit in the Communist University was turned into the first Tajik Paedagogic Institute, where a five-year course was offered for 200 Tajik teacher-trainees. Nonetheless, those fighting for an improvement in the educational facilities for Tajik speakers continued to experience obstruction from the Uzbek authorities." (The Birth of Tajikistan by Paul Bergne,published 2007, p.64)

Positions Held
*Head of the Department for Minorities in the Turkestan People's Commissariat for Education
*Head of Tajik Educational Institute
*From 1926 occupied leading positions in the Party and State Apparat of the Tajik ASSR, including Commissar for Education.
*In 1932 followed an academic career in the Moscow Institute for Oriental Studies.

Death
In 1937, shot during an interrogation, where he had attacked the interrogator for insulting his wife.

source: (The Birth of Tajikistan by Paul Bergne,published 2007, p.64, 151)
хоросон бозорг човидон
http://www.persiangulfonline.org/
http://www.arabian-gulf.info/
0

Page 1 of 1
  • You cannot start a new topic
  • You cannot reply to this topic

1 User(s) are reading this topic
0 members, 1 guests, 0 anonymous users